رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

زندگی اجتماعی چالشها و انسجامها


زندگی اجتماعی چالشها و انسجامها

 اجتماع حاصل زندگی مردم
 
نعمت احمدی*
 

انسجام در لایه‌های متفاوتی تعریف می‌شود. این لایه‌ها از خانواده شروع شده و در سطح وسیع‌تر به محله و شهر و کشور می‌رسد. نوع انسجام در هر کدام از این لایه‌ها متفاوت است و ساز و کارهای خودش را دارد اما مهم این است که بتوانیم در لایه‌های مختلف به اتحاد و انسجام دست پیدا کنیم. وجود و فراز و فرودهای انسجام را می‌توان در بخش‌های خردتر هم بررسی کرد و در سرجمع آن کلیت جامعه را در نظر گرفت. به عنوان نمونه در صنف طلافروش‌ها یا هر صنف دیگر همه با هم در رقابتند و هر کدام از آنها، به فکر به دست آوردن سود بیشتری هستند اما وقتی پای منافع مشترک به میان بیاید، انسجام و اتحاد آنها بیشتر می‌شود. در واقع تا زمانی‌که اشتراک منافع و تضاد منافع پیش نیاید این اتحاد شکل نمی‌گیرد اما زمانی‌که منافع جمعی آنها به مخاطره بیفتد، نوعی از انسجام شکل می‌گیرد. اجتماع نیز حاصل زندگی مردم است و جامعه را درون خودش پرورش می‌دهد. قانون هم حاصل زندگی اجتماعی است. مطابق تعاریفی که وجود دارد، وقتی از یک نفر بیشتر شویم، اجتماع شکل می‌گیرد و وقتی اجتماع شکل گرفت امکان جرم و جنایت بیشتر می‌شود. برای اینکه بتوان مثال جامعی‌الاطرافی برای انسجام اجتماعی زد، باید به مناسبات درون اجتماعی و مراسم یا مناسکی که در ایامی خاص برگزار می‌شود، توجه کرد. ایام محرم یکی از این مراسم مذهبی است. نگاهی به رفتار جمعی در ایام محرم (به ویژه در دهه اول) بخشی از این مفهوم را نشان می‌دهد و می‌توان دید، مردم در این ایام، چه انسجامی دارند. آنها دسته‌های عزاداری راه می‌اندازند، در مجالس شرکت می‌کنند و سعی دارند این یک دهه را با صمیمیت وشکوه هر چه بیشتر، برگزار کنند. نگاه به چنین مراسمی بخشی از رفتارهای اجتماعی ماست و در کنار آن نمی‌توان منکر وجود برخی واگرایی‌ها در جامعه شد. این واگرایی‌ها بیشتر به دلیل نبود نوعی از امنیت است، امنیت به معنای نبود امنیت اقتصادی و امنیت شغلی. متاسفانه در جامعه ما بیکاری بالاست چنین موضوعی باعث می‌شود هر کدام از ما در زندگی اجتماعی‌مان، بیشتر به نفع خودمان عمل کنیم. وقتی یک شغل وجود داشته باشد، فضای ناسالمی ایجاد می‌شود و همه سعی می‌کنند با روش‌ها و اتخاذ نوعی از رفتار (که گاهی خارج از مناسبات اخلاقی است) آن شغل را از آن خود کنند. با این مثال‌ها، بر این نکته تاکید می‌شود وجود فضای رقابتی، از مولفه‌های مهم برای از بین بردن انسجام اجتماعی و توسعه واگرایی در جامعه است. این نکته قابل تایید است که اگر در جامعه افراد صاحب کار باشند و در این حوزه امنیت داشته باشند، به‌طور قطع، چشم به موقعیت دیگری نخواهند داشت و برعکس تلاش خواهند کرد موقعیت دیگران را نیز ثابت نگه دارند. چنین رفتاری خود از مولفه‌های انسجام‌ساز است. تصور کنید.

.

در مسابقه دو، شرکت کرده‌اید. در این مسابقه انسجام معنایی ندارد زیرا نمی‌شود هم اول باشید و هم به رقیبان خود کمک کنید که زودتر از شما به خط پایان برسند. چنین وضعی، دقیقا وضعیت جامعه‌ای است که با توسعه رقابت در آن، از انسجام دور می‌شود. اگر قرار باشد انسجام اجتماعی حاصل شود یا استمرار داشته باشد، رقابت‌های رایج که معمولا در آن حق دیگران ضایع می‌شود، باید برطرف شود و باید به عدالتی رسید که نگذارد مردم برای به دست آوردن موقعیتی، دیگری را کنار بزنند.

* وکیل دادگستری



 

معلم شهید شریعتی در یک نگاه

معلم شهید شریعتی در یک نگاه 



زندگی زنده یاد دکتر علی شریعتی در یک نگاه


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

۱۳۱۲- تولد دوم آذر ماه 1312 در روستای کاهک
۱۳۱۹- ورود به دبستان “ابن یمین”
۱۳۲۵- ورود به دبیرستان فردوسی مشهد
۱۳۲۷- عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی
۱۳۲۹- ورود به دانشسرای مقدماتی مشهد
۱۳۳۱- اتمام دوره دانشسرا و استخدام در اداره فرهنگ مشهد
بنیانگذاری انجمن اسلامی دانش آموزان
شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام و دستگیری کوتاه مدت
۱۳۳۲- عضویت در نهضت مقاومت ملی
۱۳۳۳- اخذ دیپلم ادبی
انتشار کتاب (ترجمه) نمونه‌های عالی اخلاقی در بحمدون اثر کاشف الغطاء
۱۳۳۴- انتشار کتابهای “ابوذر غفاری” و “تاریخ تکامل فلسفه”
ورود به دانشکده ادبیات مشهد
۱۳۳۶- دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضای نهضت مقاومت در مشهد
۱۳۳۷- فارغ التحصیل از دانشکده ادبیات با احراز مقام اول
۲۴ تیر ماه: ازدواج با همکلاس خود بنام (بى بى فاطمه) شریعت رضوی
۱۳۳۸- اعزام به فرانسه با بورس دولتی بدلیل کسب رتبه اول
تولد اولین فرزندش “احسان”
پیوستن به سازمان آزادیبخش الجزایر
۱۳۳۹- ملحق شدن همسر و فرزند در فرانسه
زندانى شدن در پاریس بخاطر مبارزاتش در راه آزادى الجزایر
۱۳۴۰- همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد
۱۳۴۱- مرگ مادر
تولد دومین فرزندش “سوسن” (زرى)
آشنائی با افکار فانون نویسنده انقلابی آنتیلی الاصل و عضو جبهه نجات بخش الجزایر و کتاب دوزخیان روى زمین
آشنائی با ژان پل سارتر
۱۳۴۲- تولد سومین فرزندش “سارا”
اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاسهاى جامعه شناسی
۱۳۴۳- بازگشت به ایران و دستگیری در مرز و انتقال به زندان قزل قلعه
پایان انتظار خدمت و از شانزدهم شهریور ماه انتصاب مجدد در اداره فرهنگ
۱۳۴۴- انتقال به تهران بعنوان کارشناس و بررسی کتب درسی
۱۳۴۵- استادیاری رشته تاریخ در دانشگاه مشهد
۱۳۴۷- آغاز سخنرانی‌هاى او در حسینیه ارشاد و دانشگاه‌ها
انتشار کتابهاى “اسلام شناسى مشهد” مجموعه آثار ۳۰ و “از هجرت تا وفات”
۱۳۵۰- تولد چهارمین فرزندش “مونا”
۱۳۵۱- تعطیل حسینیه ارشاد و ممنوعیت از سخنرانى
۱۳۵۲- معرفی خود به ساواک و هجده ماه زندان انفرادی در کمیته شهربانی
۱۳۵۴- خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد
۱۳۵۶- هجرت به اروپا و شهادت

سرانجام دکتر علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ (37 سال پیش در چنین روزی) در سن چهل و چهارسالگی در حالی که سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت‌همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند ولی هم‌اکنون در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب کبری در شهر دمشق سوریه نگهداری می‌شود.

زنده یاد، شریعتی را در ادبیات معاصر معلم شهید می‌نامند و از زمان انقلاب تاکنون یادبودهای زیادی یه یاد او برگزار و اجرا کرده‌اند و از آن زمان نقدها و تجلیل‌های زیادی پیرامون آثار، آراء و تاثیراتی که او بر چند دههٔ معاصر ایران گذاشته وجود دارد. شریعتی علاوه بر شهرت زیادش برای سهم داشتن در انقلاب ایران، دلیل دیگر شهرتش کارنامه فعالیت‌های اوست که برای احیای مذهب و سنت در جامعه و بیدادگری نسبت به سلطنت وقت داشته است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خدا را سپاس که عمر را در خواندن و نوشتن گذراندم

که بهترین شغل را در زندگی،

مبارزه برای آزادی و نجات ملتم می‌دانستم

و اگر این دست نداد،

بهترین شغل یک آدم خوب،

معلمی و نویسندگی است

و من از هجده سالگی کارم این هر دو

و حماسه‌ام اینکه،

کارم گفتن و نوشتن بود

و یک کلمه را در پای خوکان نریختم.

یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم

و قلمم همیشه در میان من و مردم در کار بود

و جز دل‌ام یا دماغ‌ام کسی و چیزی را نمی‌شناخت

و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین

و در برابر ضعیف‌تر از خودم متواضع‌ترین بودم.
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

لطفا جملات الهام بخش را با تفکر بخوانیم و در زنگی بکار گیریم

لطفا جملات الهام بخش را با تفکر بخوانیم و در زنگی بکار گیریم


جملاتی الهام بخش برای زندگی !

با 82هزارمیلیارد تومان بدهکاران بانکی که به جیب زدن چه کارهای که می شود کرد؟!

با  82هزارمیلیارد تومان بدهکاران بانکی که به جیب زدن چه کارهای که می شود کرد؟!


اقتصاد > اقتصاد کلان - برآوردها نشان می دهد با 82 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی جداقل امکان ساخت 51 برج دیگر به اندازه برج میلاد وجود داشت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این جدول نشان می دهد با 82 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی چه کارهایی می شد انجام داد.


یاداشت


البته اگر این پولها وصول بشه واقایان به محاکمه کشیده شوند که قطعا اینگونه خواهد بود می شود خیلی از کارهای دیگر انجام داد. امیدواریم هم وصول شود وهم محاکمه به خاطر اینکه پول ملت مظلوم ایران است.

لطفا کرامت زنان را حفظ کنید

لطفا کرامت زنان را حفظ کنید

«خانم ها» بخوانند:کرامت انسانی زنان را زیر پایتان له نکنید


نویسنده: غزل حضرتی

«خانم ها» می گویند اولویت اول مشکلات زنان اشتغال است و ازدواج. بیراه هم نگفته اند، می گویند اولویت مشکلات و مسائل زنان، رفتن به ورزشگاه و تماشای مسابقات جهانی والیبال نیست، باز هم درست گفته اند، کسی در این میان نگفت مشکلات و مصایب زنان را رها کنید و تنها و تنها به ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه بچسبید. «خانم ها» می گویند دغدغه معاون زنان ریاست جمهوری، این روزها، شده والیبال و زنان، چه که هزار و یک کار نکرده روی زمین مانده برای انجام دادن. روی سخنم به «خانم ها»ست، این «خانم ها»ی خاص که در جایگاه های خاص نشسته اند و وظیفه شان چیزی نیست جز رسیدگی به همین اموری که دم از آن می زنند.


اشتغال زنان به عنوان نیمی از نیروی مفید جامعه، رسیدگی به مصایب زنان سرپرست خانوار، رسیدگی به بحث ازدواج دختران و ایجاد خانواده، برطرف کردن تبعیض های تحصیلی و شغلی و چه و چه و چه. اما کدام خانم از این «خانم ها» توانسته در دوران وکالتش در مجلس، این مشکلات را به تمامی برطرف کند که شاید و تنها شاید قدمی کوچک از هزاران قدم برنداشته یی را برداشته باشد و یکی از هزاران گره کور این کلاف های پیچ در پیچ را باز کرده باشد که این مشکلات با یک جلسه و دو لایحه و رایزنی حل نخواهد شد.


    اما اینکه این روزها بحث اولویت نداشتن راه یافتن زنان به ورزشگاه تبدیل به بحث اصلی همه این «خانم ها» شده است، کسی پیدا نشده که به آنان بگوید مگر تنها اولویت های اصلی که پررنگ ترین مسائل یک جامعه است باید مورد رسیدگی قرار گیرد؟ مگر تنها آدم های یک جامعه باید زنده باشند و نباید زندگی کنند؟ که اگر در خانواده یی، والدین آن، تنها به فکر خوراک و پوشاک فرزندان باشند، تنها موجوداتی را تحویل جامعه خواهند داد که صاحب جسم هایی پروارند و روح هایی لاغر و نحیف، روحی که نه از نشاط زندگی خبر دارد و نه می داند غم چیست و نه از هیجانات جوانی بویی برده. چرا از این زاویه به مساله نگاه نمی کنند که تماشای مسابقات ورزشی در همه جای دنیا، یک تفریح هیجان انگیز است، راهی است برای خوشحال بودن، راهی است برای شادی کردن و آنچه بیش از همه چیز در حرف های این «خانم ها» به چشم می خورد این است که شادی کردن زنان ایرانی اصولابا شایبه همراه است.


باید تنها در جمع های زنانه، مولودی ها و دوره های زنانه شاد باشند و به همان جمع اندک سطحی بسنده کنند، که شانه به شانه همراه بودن زن ایرانی در کنار مردان شهرش، تجاوز به حریم زنان را به همراه دارد.


«خانم ها» می گویند زن را چه به تماشای مسابقه مردانه. زن باید در خانه بنشیند و همسرداری و بچه داری کند، مبادا با تشویق زنان به چنین تفریحاتی، آنان را از وظایف اصلی شان دور کنیم که حتی اشتغال زنان هم در قبال بچه داری و شوهرداری، امری درجه چندم محسوب می شود. بعد هم گفته اند زنانی که این دغدغه ها را دارند، نه صاحب همسر ند و نه فرزندآوری کرده اند، شاید هیاهوی ورزشگاه، مطالبه خیلی از دختران جوان باشد اما آنها بلدند زندگی شان را مدیریت کنند، اگر این دختران به خانه بخت هم راه یابند و مادر هم شوند، می توانند هم به کودک و همسرشان برسند و هم جایی برای تفریحات شان باز کنند، قطعا نیاز به برنامه ریزی در این مورد از سوی وکلای مجلس شان ندارند. عده یی می گویند تا مردان ایرانی «خانم ها»ی مجلس را دارند، غم ندارند اما واقعیت شاید با آنچه در ظاهر به نفع مردان ایرانی است، متفاوت باشد. در بسیاری از تبعیض های حاضر، مردان ایرانی دیگر حاضر نیستند زنان جامعه به خاطر حضور آنان به کناری رانده شوند. آنها در برخی مواقع هم حاضرند به خاطر ممنوعیت برای حضور زنان، خود را نیز از حضور در این میادین محروم کنند. اما بازهم «خانم ها»: «خانم ها» یی که به واسطه جنسیت شان توسط هم جنسان شان به پارلمان راه یافته اند. «خانم ها» یی که زندگی را تنها در زنده ماندن آدم ها، تولید مثل و ایجاد جامعه های کوچک به نام خانواده که قرار است محل تربیت انسان های نسل آینده باشد، می دانند. برای زنان از نگاه آنان راهی جز خدمت به همسر و تر و خشک کردن فرزندان قد و نیم قد برای رسیدن به سعادت نیست.


زنانی در گوشه پستو که حتی بهتر است به حضور در جامعه هم فکر نکنند چه رسد به حضور در ورزشگاه. نگاه این «خانم ها» به زنان جامعه شان، نگاه پر مهر هم جنس به هم جنس نیست، نگاه ولی به کودک صغیرش است که آنها هیچ نمی دانند و نمی فهمند چه برایشان خوب است و چه بد، «خانم ها» اما می دانند و صلاح را می خواهند. کاش «خانم ها» بدانند کسوتی که در اختیارشان است، برای این است که تشخیص دهند زنان جامعه شان چه می خواهند، حتی اگر در اقلیت باشند، حتی اگر خواست شان، اولویت اول زندگی شان نباشد، حتی اگر صرفا برای گذراندن ساعاتی خوش باشد، حتی اگر از جنس تفریحاتی باشد که ندارند و نداشتند، هرگز.


«خانم ها»: زنان را انسان های بالغ ببینید که قوه تشخیص و درک دارند. زنان جامعه، آدم هایی از جنس خودتان هستند، از جنس شمایانی که به پارلمان کشور راه یافته اید، آنها سواد دارند، عقل شان نصف نیست، درک خوبی از شرایط اجتماعی کشور دارند، اولویت هایشان را خوب می شناسند. آنها احترام می خواهند و کرامت انسانی.

یاداشت

کرامت انسانی از نظر این خانمها فقط در گریستن و بچه داری و شوهرداری است واشتغال برای انها مهم نیست .به این خانم و خانمها دیگر باید گفت شما که دم از مسلمانی

می زنید مگر این جمله علی (ع)را نشنیدید که گفت آن جه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند و آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند.آیا دختران شما حاضرند با تحصیلات عالیه در خانه بشینند و شوهرداری کنند .ازاینها گذشته خود این خانمها چرا شاغلند بروند در خانه بشینند و شوهرداری کنند ،اگر شغل برای خانمهای دیگر خوب نیست چرا شما  پارلمان و یا پستهای دیگر را اشغال کرده اید ؟50 در صد جامعه یعنی  در خانه بشینند ،نیمی از جمعیت کشور زنند بروند در خانه بشینند که چه بشود؟ آیا فرزندان شما حاضرند؟از طرفی دختران این جامعه استعداد فوقالعاده دارند استعدادرا که نمی کشند؟شاید می ترسید جای شماها را بگیرند ؟بهتر نیست در سخن گفتن با نیمی از جمعیت کشور اول فکر کنید بعد اظهار نمایید؟ به امید روزی که به جای پرداختن به بحث های حاشیه ای، خانمهای دارای مسولیت به فکر خواسته های به حق زنان کشور باشند وبا جمع کردن دختران جامعه در ساختن کشور و مشورت گرفتن برای مسایلی چون ازدواج ،تحصیلات ،اشتغال،چگونه زیستن،وایجاد شادی برای انان در همه عرصهای اجتماعی نقش خود را پر رنگ ترکنند نه اینکه برای نیمی از جمعیت کشور نسخه بپیچند.


رضا بژکول