رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

یکی به این پرسش پاسخ دهد؟چرا دو گانگی درصدا و سیما مستولی است؟


یکی به این پرسش پاسخ دهد؟چرا دو گانگی درصدا و سیما مستولی است؟


این پرسش را بی پاسخ نگذارید



پخش مجموعه تلویزیونی «هفت سنگ» اگر هیچ منفعتی نداشته باشد، همین که بتواند عمق سیاست های دوگانه را در جامعه نشان دهد مفید است. برخی از ناظران به این مجموعه معترض شده اند که چرا از محصولات فرهنگی غربی نسخه برداری شده است. برخی نیز معترض هستند که چرا این نسخه برداری را به طور رسمی اعلام نکرده اند و با بی صداقتی در صدند که مجموعه تلویزیونی مذکور را به عنوان تولید داخل جا بزنند. ناظران خارجی هم معترض این نکته شده اند که چرا قانون کپی رایت در ایران رعایت نمی شود و باید حق تالیف سازنده اصلی مجموعه در امریکا که نامش «خانواده مدرن» است، پرداخت می شد. درباره نخستین ایراد باید گفت که اصل نسخه برداری مذموم نیست، به شرطی که اشکال دوم وجود نداشته باشد و به طور صریح اشاره شود که ایده اصلی این فیلم یا سریال از کجا گرفته شده است. در مورد رعایت حق تالیف (کپی رایت) هم باید گفت این مشکلی است که در همه حوزه های جامعه وجود دارد. هرچند در صدا و سیما شدت بیشتری دارد ولی باید خدا را شکر کنیم که صدا و سیما این حق را نمی پردازد.
    اگر قرار بود بپردازد، آن وقت معلوم نبود که چه هزینه گزاف تری را از جیب ملت بر بودجه این سازمان تحمیل می کردند. پخش این مجموعه تلویزیونی، پرسش مهم تری را مطرح می کند که نیازمند پاسخ دادن به آن هستیم. مقایسه میان دو مقوله فرهنگ و علم، نشان می دهد که علم، پدیده یی فرا اجتماعی تر از فرهنگ است. برای مثال در همه کشورها دروس مشترک ریاضی و فیزیک تدریس می شود. حتی در بسیاری از موارد، متن کتاب هایی که تدریس می شوند مشترک هستند. این ویژگی در علوم اجتماعی کمرنگ تر می شود، ولی کماکان وجوه مشترک این علم بر تفاوت های اجتماعی آن برتری چشمگیری دارد. با قاطعیت می توان گفت که علم و فناوری از این حیث فرا اجتماعی تری پدیده ها هستند. در مقابل، امور فرهنگی به شدت وابسته به بستر فرهنگی و اجتماعی تولید کننده آن هستند. موضوعاتی مثل ادبیات، سینما، موسیقی، نقاشی، دین و زمینه های مشابه چنین هستند. هر یک از ما با دیدن یک خودکار یا ساعت، نمی توانیم بگوییم که ساخت کدام کشور است، زیرا اینها کالاهای فرااجتماعی هستند. ولی با دیدن یک فیلم به سرعت می توانیم بگوییم که محصول کدام کشور یا منطقه است. ما می توانیم یک پژوی فرانسوی را در ایران یا چین تولید کنیم، ولی این کار آسانی نیست که یک فیلم هندی را در برزیل یا نیجریه بسازیم و همان جا هم عرضه کنیم، زیرا فیلم پدیده یی به شدت اجتماعی و متاثر از وضعیت فرهنگی جامعه یی است که در آن تولید و مصرف می شود. با این مقدمه می توان پرسید که رسانه عمومی ما چگونه می تواند یک مجموعه تلویزیونی ناب امریکایی، آن هم درباره موضوع مهمی مثل خانواده را با تغییراتی چند، به یک مجموعه تلویزیونی مفید برای مخاطب ایرانی آن هم در ماه مبارک رمضان تبدیل کند، ولی هنوز که هنوز است پس از 35 سال دشمنی خود را با استفاده از متون علوم اجتماعی پایان نداده ایم و کسی نتوانسته یک نسخه برداری بومی از آن ارائه کند به طوری که مطلوب حکومت باشد؟ آیا هنرمندان ما افرادی بسیار نخبه و خلاق هستند که قادر به چنین کاری شده اند و در مقابل، صاحب نظران اجتماعی ایران ناتوان از نسخه برداری علمی هستند؟ یا اینکه دلیل و علت دیگری در این میان وجود دارد؟ بدون تردید این امر ناشی از خلاقیت هنرمندان و ضعف استادان و پژوهشگران علوم اجتماعی نیست. چرا که نخبگان و هنرمندان خلاق، به طور معمول در تولید این برنامه ها حضور ندارند و اصولاآن را عملی خلاقانه نمی دانند. کسی که درد جامعه خود را داشته باشد، موضوعات هنری خود را از دل مردم و جامعه خود بیرون می کشد. کارشناسان حوزه اجتماعی نیز تعدادشان آن قدر هست که بپذیریم حتماً در میان آنان افراد خلاق و باذوق و دانش کم نیست. بنابراین دلیل این دوگانگی چیز دیگری است. ریشه این دوگانگی کجاست؟ که از یک سو اجازه داده می شود تا نسخه برداری از یک فیلم خانوادگی امریکایی در رسانه ملی که حتی آگهی هایش هم ضدامریکایی است و خواهان اصالت خانواده در ایران است، در ماه مبارک رمضان پخش شود: و از سوی دیگر بیشترین مخالفت با دانش و علوم اجتماعی تحت عنوان دانش غربی در این کشور صورت می گیرد، بطوری که اعتراض بخش وسیعی از استادان این حوزه را برانگیخته است. بیان دلیل و علت این دوگانگی، یکی از مهم ترین گره ها را برای فهم مسائل سیاسی ایران می گشاید. نویسنده پاسخی برای این پرسش دارد که به مجال دیگری واگذار می کند، ولی بهتر است منتظر بمانیم تا دیگرانی که منشا این سیاست دوگانه و ویرانگر هستند نیز پاسخ خود را بدهند.

یاداشت

صدا وسیما ربنای اقای شجریان را نمی گذارد اما  کپی برداری از فیلمهای امریکایی  با پول ملت  می پردازد. به جای اینکه از هنرمندان ما که در خلاقیت انها شکی نیست استفاده کند و فیلم خانوادگی با فرهنگ ناب ایرانی بسازد به سوی کپی پیش می رود اگرچه استفاده از فیلمها و سریالها خارجی بخصوص غربی ایرادی نیست اما چرا دوگانه برخورد کردن رسانه مهم است که مسلما پاسخی منطقی نخواهند داشت.

    
    

شکاف طبقاتی پس از اجرای هدفمندی یارانه ها


فاصله طبقاتی پس از اجرای هدفمندی یارانه ها

گزارش وزارت اقتصاد از نتایج اجرای فاز اول هدفمندی:
شکاف طبقاتی بیشتر شد
شرق: هرچند محمود احمدی‌نژاد کاهش ضریب جینی در دوره ریاست‌جمهوری خود را به‌عنوان تنها شاخص بهبودیافته عملکرد هشت‌ساله خود بارها در رسانه‌ها اعلام کرد اما تازه‌ترین بررسی وزارت اقتصاد نشان می‌دهد که پس از اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها قدرت اقتصادی خانوارهای کشور 25‌درصد کاهش یافته است و هم‌اکنون 31‌درصد خانوارها زیر خط فقر هستند. به عبارت ساده‌تر اگرچه ممکن است نحوه توزیع درآمد بین دهک‌های مختلف جامعه یا همان ضریب جینی بهبود یافته باشد اما این شاخص نمی‌تواند ملاکی برای بهبود رفاه خانوار تلقی شود به طوری‌که در هشت‌سالی که محمود احمدی‌نژاد ریاست دولت را در ایران برعهده گرفت؛ با افت شاخص‌های کلان اقتصادی، سطح رفاه خانوار هم کاهش یافت و توان خرید کالاهای اساسی 60‌درصد، قدرت خرید مسکن 25‌درصد و قدرت اجاره مسکن نیز 43‌درصد کمتر از آخرین سال دولت هشتم شده است. به گزارش «شرق» هزینه تامین خوراک، پوشاک و مسکن به‌عنوان نیازهای اولیه خانوار در طول هشت‌سال یعنی از سال 84 تا سال 91، بیش از 300‌درصد افزایش داشته و به عبارت دیگر مخارج خانوار چهاربرابر شده است. در مقابل بررسی درآمد خانوار نشان می‌دهد در این مدت دستمزد تعیین‌شده 250‌درصد افزایش یافته که رقمی بسیار پایین‌تر از تورم نیازهای اولیه خانوار است. بررسی قیمت اقلام خوراکی به بیان بانک مرکزی نشان می‌دهد؛ تهیه خوراک در شش‌سال گذشته 314‌درصد هزینه‌برتر شده است. این نکته هم قابل‌تامل است که قیمت‌های سال 92 با قدیمی‌ترین نرخ اقلامی که بانک مرکزی که مربوط به سال 86 است ارایه داد مقایسه شده. چه‌بسا مقایسه این رقم‌ها با قیمت‌های سال 84 یعنی سال شروع به کار احمدی‌نژاد،‌درصدهای بالاتری را از افزایش هزینه خانوار در زمینه خوراکی‌ها نشان می‌داد.
روزگار سخت مردم ایران
نشریه شادا (نشریه وزارت اقتصاد و دارایی) نیز در گزارش خود تاکید می‌کند از همان روزهایی که مردی در کسوت رییس دولت بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و از پولی گفت که برکت دارد، مال صاحب‌الزمان است و حق همه مردم تا امروز که مرد دیگری در کسوت رییس دولت یازدهم از مردم درخواست کرده تا با انصراف از دریافت این پول به دولت و اقتصاد کشور و درواقع به خودشان کمک کنند، روزگار سختی بر مردم و بر اقتصاد کشور گذشته است. این نشریه آورده است سخن از یارانه نقدی است که این روزها انصراف یا عدم انصراف از دریافت آن نقل محافل عمومی و اقتصادی است؛ یارانه‌ای که جز استقراض از بانک‌مرکزی، ندادن حق تولید و صنعت کشور و در نتیجه ورشکستگی کارخانه‌های تولیدی و عادت‌دادن عده‌ای به تنبلی و بیکاری با این امید که یارانه نقدی ماهانه به حساب آنها واریز خواهد شد، نتیجه‌‌ای برای اقتصاد کشور نداشت اما در هر حال نمی‌توان منکر شد که بخشی از مردم به دلیل گرانی و فشار اقتصادی به بودن یارانه نقدی عادت کرده‌اند. حالا در دولت جدید آخرین اطلاعاتی که از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها منتشر شده، نشان می‌دهد که مردم ایران پس از اجرای این طرح، فقیرتر شده‌اند، میزان قدرت خرید خانوارهای ایرانی طی دوره‌ اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها به میزان 5/1درصد کاهش یافته است.  طی اجرای فاز اول طرح هدفمندی یارانه‌ها قیمت حامل‌های انرژی ۵۰۰‌درصد افزایش داشته است. بررسی‌هایی که وزارت مسکن و شهرسازی برای اجرای طرح‌های مسکن انجام داده، نشان می‌دهد قدرت اقتصادی خانواده‌ها طی دوره نخست اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها ۲۵‌درصد کاهش داشته است.
افزایش اجاره‌نشین‌ها
حتی پیش از این از هر صد خانواده‌ای که وارد بازار مسکن می‌شدند، حداقل ۶۰ خانوار به سمت مسکن ملکی می‌رفتند ولی همین عدد در حال حاضر به ۶۵ خانوار رسیده که به سمت مسکن اجاره‌ای می‌روند. همچنین بر اساس آمارگیری سالانه هزینه و بودجه خانوار مرکز آمار ایران، در سال ۸۴ نرخ مالکیت 5/71درصد بوده که در سال ۹۱ به 6/66درصد رسیده است. تا سال ۸۵، حدود ۲۵درصد خانوارها زیر خط فقر بودند ولی بررسی‌ها نشان می‌دهد این عدد در حال حاضر به ۳۱‌درصد رسیده است. نتیجه تحقیقی دانشگاهی نشان می‌دهد که افزایش قیمت‌ها حداقل در آمریکا منجر به کاهش میزان فقرا شده است ولی در مورد ایران افزایش قیمت‌ها بر تعداد خانوارهای فقیر افزوده است. از سوی دیگر در تازه‌ترین گزارش این مرکز شکاف قیمتی هر مترمربع آپارتمان و حتی اجاره‌بهای این متراژ در مناطق‌ گران و ارزان شهر تهران حدود ۴۱ برابر اعلام شده است. مرکز آمار ایران در گزارشی مربوط به وضعیت قیمت مسکن و اجاره‌بها در پاییز ۹۲ و در شهر تهران متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان را 9/3میلیون‌تومان ذکر کرده است. بررسی این اعداد نشان می‌دهد، هر متر آپارتمان افراد ساکن در منطقه ۲ تهران ۴۱ برابر گران‌تر از اهالی منطقه ۱۵ تهران است که آپارتمان‌نشین هستند به این ترتیب این آمار نشان می‌دهد هدفمندی یارانه‌ها و پرداخت یارانه نقدی تنها باعث افزایش فاصله میان فقیر و غنی شده و تاثیر مثبتی بر اقتصاد نداشته است.

 

صدا وسیما کپی برداری از فیلم خانوده مدرن با نام هفت سنگ در رسانه ملی


صدا وسیما کپی  برداری از فیلم خانوده مدرن با نام هفت سنگ در رسانه ملی


کپی شرم آور از سه زاویه جدید
حتی نشریه "تایم" نیز با ریشخند زدن به این کپی برداری نوشت که سازندگان "خانواده مدرن" بی آن که "هفت سنگ" را ببینند، می دانند که در آن چه می گذرد!
عصرایران - "هفت سنگ" نام یکی از سریال های ماه رمضان است که از شبکه 3 سیما پخش می شود. بلافاصله بعد از پخش قسمت های اول این سریال، کاشف به عمل آمد که "هفت سنگ" کپی یک سریال آمریکایی به نام "خانواده مدرن" است.
بعد از افشای این موضوع، رسانه ها و شبکه های اجتماعی بدان پرداختند و حتی نشریه "تایم" نیز با ریشخند زدن به این کپی برداری نوشت که سازندگان "خانواده مدرن" بی آن که "هفت سنگ" را ببینند، می دانند که در آن چه می گذرد!



در این نوشتار می خواهیم فراتر از ابراز تأسف به خاطر عدم خلاقیت و کپی کاری ، از زوایایی دیگر به موضوع بپردازیم:

1 - سریال آمریکایی "خانواده مدرن" ، سریال گمنام و ناشناخته شده ای نیست. این سریال برای مدت مدیدی از شبکهABC آمریکا پخش شده و توانسته 5 جایزه معتبر "امی" را به خود اختصاص دهد.

حال برمی گردیم به صدا و سیمای خودمان.
در این سازمان ، عده ای از بیت المال پول می گیرند که بر تولیدات نمایشی نظارت کنند. قاعدتاً این افراد باید نسبت به آنچه در قبالش مسوولیت دارند، اطلاعات کافی داشته باشند تا بتوانند نظارت کنند.
نفهمیدن این که "هفت سنگ" کپی سریال بسیار معروف "خانواده مدرن" است ، یک چیز را نشان می دهد و آن این که در صدا و سیما ، مسوولیت ها بر اساس تخصص افراد توزیع نشده است و ملاک های دیگری به جز تخصص مد نظر مدیران این سازمان بوده است و الا تشخیص این کپی کاری از عهده کسی که اندک اطلاعاتی در این زمینه دارد نیز بر می آید.

توجه کنید که آنچه رخ داده است ، کپی محض است نه برداشت آزاد یا نزدیک بودن قصه ؛ حتی دیالوگ ها هم در بسیاری از صحنه ها ترجمه متن انگلیسی سریال است، کلمه به کلمه!

2 - این احتمال وجود داشته که آقایان یا خانم های ناظر ، بدان حدی که در بند یک گفته شد، نادان و غیر متخصص نبوده اند و می دانستند که با یک کار کپی طرف هستند.
این ، عذر بدتر از گناه است چرا که اولاً ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار نیستند تا صدا و سیما با پول مردم ، جنس بدلی تحویل مردم دهد. آیا هزینه ای که برای فیلمنامه این سریال صرف شده، برای خلق اثر بود یا برای ترجمه یک سناریوی خارجی و اعمال برخی تغییرات؟!

ثانیاً این کار بدتر از هزاران فحش به مردم است. بدین جهت که آنان یا فکر می کردند که مردم نخواهند فهمید و این نفهم پنداشتن مردم ، خود اهانتی بزرگ است و یا این که می دانستند مردم خواهند فهمید ولی برغم این ، اساساً مردم و فهم شان را به هیچ انگاشته و کار خودشان را کرده اند.

وجود چنین نگرش های شرم آوری است که باعث شده رسانه ملی ، ملی نشود.
3 - فارغ از بحث ناظرین ، این که یک گروه به خود اجازه داده و در واقع جرأت کرده یکی از معروف ترین سریال های جهان را به اسم خود به صدا و سیما ببرد، تصویب کند ،بسازد و به روی آنتن بفرستد، نشان دهنده عمق نابسامانی در این سازمان است و الا در یک سازمان سالم، کسی جرأت چنین کار وقیحانه ای ندارد.
یک مثال می تواند به بحث کمک کند. فرض کنید رستوران یک اداره یا کارخانه، برای تهیه غذا گوشت می خرد و یک نفر ، لاشه رو به فساد یک چهارپای تلف شده را برای فروش به واحد خرید می برد. نفس این کار نشان می دهد که در آن رستوران سوء استفاده وجود دارد و صاحب لاشه هم بدان واقف است و الا هیچ کس جرأت نمی کند به جای گوشت سالم، لاشه ناسالم را حتی تا نزدیکی رستوران هم ببرد چه رسد به این که ببرد و بفروشد و رستوران هم به خورد مردم دهد!
هیچ دزدی هم از جلوی کلانتری رد نمی شود مگر این که بداند پلیس ها هم مشکل دارند.

"هفت سنگ" بیش از آن که یک دزدی هنری باشد، در واقع پرده برداری از آنچه در صدا و سیما می گذرد هست و هر ناظری را به تأمل وا می دارد که وقتی در موضوعی بدین وضوح که بر روی آنتن است چنین اتفاقی به راحتی آب خوردن می افتد، در پشت صحنه چه ها می گذرد؟!

ویزگی های یک سیاستمداردر ایران چیست؟


ویزگی های یک سیاستمداردر ایران چیست؟


دکتر محمود سریع القلم
عصرایران - یک سیاستمدار خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟‌ این سوالی است که بسیاری از سیاستمداران ایرانی ،‌بی پاسخ به آن ، وارد گود سیاست شده اند و بسیاری از مردم نیز بی توجه بدان ،‌ به سیاستمداران رأی داده اند.
دکتر محمود سریع القلم، فوق دکتری روابط بین‌الملل از دانشگاه اوهایو و استاد دانشگاه شهید بهشتی در پاسخ به این سوال ، 30 ویژگی سیاستمدار را برای انتشار در عصرایران نوشته است که می خوانید:30 ویژگی سیاست مدار

1- اول تحصیلات خود را تکمیل کرده باشد و بعد کار اجرایی قبول کند و نه بالعکس.

2- تا آنجا که مقدور باشد، از روی متن سخنرانی کند.

3- کانون انرژی خود را در مدیریت، در بخش های فکری، تولیدی و فن آوری کشور متمرکز کند.

4- به طور دائمی، همه را متوجه "آینده" و "تحقق افق ها" نماید.

5- عصبانیت او با محاسبه قبلی باشد.

6- ظرفیت صبر و خویشتن داری تا سه سال برای پاسخ به مخالفان خود را داشته باشد.

7- جلسات را در راس ثانیه آغاز کند.

8- ارتباط خود را با تمامی اقشار جامعه به صورت مستمر و سازمان یافته حفظ کند.

9- از کوچک ترین تا استراتژیک ترین اقدامات در روابط خارجی را صرفا برای افزایش قدرت کشور بداند.

10- وقتی اشتباه کرد، عذرخواهی کند.

11- همه را متوجه "کشور"، "مصالح کشور" و "قدرت کشور" کند.

12- قبل از رسیدن به قدرت، حداقل به چهل کشور سفر کرده باشد.

13- یک روز درمیان، دو ساعت ورزش کند.

14- با دست خط خود، یادداشت های تقدیرآمیز برای افرادی که برای کشور زحمت می کشند ارسال، کند.

15- به طور واقعی و با رفتارهای تقویت کننده، به "اصل مقدس رقابت" معتقد باشد.

16- به یک زبان روز خارجی مسلط باشد.

17- پدر و مادر اصیلی داشته باشد.

18- برنامه ریزی و مدیریت او، با واقعیت ها و مقدورات سنخیت داشته باشد.

19- حداقل دو کار مهم عمرانی و دو چرخش بزرگ فکری که به نفع زندگی مردم باشد، از خود به جا گذارد.

20- در بحبوحه جدی ترین مذاکرات، نخی که از دگمه پیراهن طرف مقابل آویزان است را گوشزد کند: به جزئیات توجه کند.

21- زیرمجموعه او از هوش ذهنی، هوش عاطفی و هوش اجتماعی برخوردار باشد.

22- در هر شرایطی و با هر کسی، مودب باشد.

23- از اسلحه "سکوت" نهایت بهره برداری را کند.

24- در سخنرانی و اقناع مخاطبان، تا می تواند از آمار و ارقام استفاده کند.

25- توجه به زیبایی ها اعم از طبیعت، رنگ های شاد، لبخند، محبت، جزئی از زندگی روزانه او باشد.

26- اخلاق و مدنیت او قبل از مواضع سیاسی اش نمود داشته باشد.

27- قبل از آنکه به قدرت برسد، در حد معمول، خوب زندگی کرده باشد.

28- حداقل 200 بیوگرافی خوانده باشد.

29- از یک نظام فکری منسجمی برخوردار باشد ولی با داده های جدید، آمادگی تعدیل و اصلاح فکر خود را پیدا کند.

30- مسئولیت قدرت را بپذیرد و پاسخگویی به مردم را، جدی، حقوقی و مقدس بشمارد.

یاداشت


 باید اضافه کنیم 

1-از امار دروغ برای فریب مردم  استفاده نکند .

2-هر چیزی  را در دنیا که اتفاق می افتد به مسخره نگیرد.

3- سازمانهای بین المللی را در حد قانونی ارج نهد.

4-هیچ قطع نانه ای را کاغذ پاره نداند بلکه از طریق قانون بین املل پی گیری نمایید.

5-در سیاستش از خودرای در کارها  بر حذر باشد.

6-بدون تحقیق و مدارک مستدل در مورد شخصیتهای بزرگ اظهار نظر نکند.

7- از عوام فریبی در مورد دادن امار فعالیتش به مردم خوداری کند.

8-بیش از اینکه به فکر منافع گروه و حزبش باشد منافع ملی را در نظر بگیرد.

9-در سیاست خارجی   گفتمان را بر کلمات غیر دیپلماتیک  ترجیح دهد.

10 کمتر مصاحبه کند بیشتر عمل نماید.و...............





خویشاوند سالاری در زمان سارکوزی و نقد دموکراسی در فرانسه


خویشاوند سالاری در زمان سارکوزی و نقد دموکراسی در فرانسه

دموکراسی در بوته نقد
فریدون مجلسی . تحلیلگر روابط بین‌الملل
خبرگزاری‌ها اعلام کردند که آقای «ن. س» (نیکلا سارکوزی سابق!) در پاریس به موجب حکم بازپرس بازداشت 24ساعته شد. این حداکثر بازداشتی است که در آن کشور تا پیش از احراز اتهام برای یک مجرم عادی در نظر می‌گیرند. ریزدانه‌ و درشت‌دانه هم ندارد. ظاهرا اتهام آقای «ن.س» درز دادن اطلاعات و گویا اعمال نفوذ روی قاضی و مواردی است که هنوزعلنی نشده و لابد در حدی است که هنوز بازداشت‌نشده صحبت از قابلیت تمدید 24ساعت بعدی می‌شود. بازداشت رییس‌جمهوری با آن همه سروصدا و ادعا سابقه نداشته است. به آقای ژاک شیراک، رییس‌جمهور پیش از او نیز اتهاماتی راجع به تخصیص اعتباراتی نادرست از محل اشتغال ظاهری کسانی در شهرداری تحت اداره او، که ظاهرا چندان اشتغالی نداشتند، به سود هزینه‌های انتخاباتی به صندوق حزبش وارد شد، که دست‌کم در حدی نبود که او را به آقای «ژ. ش» تبدیل کند، چون به جیب شخصی او نرفته بود. نمی‌دانم اتهامات واردشده به سارکوزی دقیقا چیست اما شخصا او را در همان زمان ریاست چند بار شماتت کرده به اتهام فساد آشکار به قول خودشان «نِپوتیسم» یا همان خویشاوندسالاری! کلمه‌ای معنی‌دار با تاریخی طنزآلود. نپو در لاتین به معنی برادرزاده است که در انگلیسی به نفیو تبدیل شده است. این واژه را به کنایه برای چند نفر از آقایان پاپ‌های دوران‌ پیشین باب کردند، که برای استفاده بیشتر از مزایا و مداخل تحت امر خود، راه‌حل مناسب استفاده از اخوی‌زادگان و به‌کارگماردن نپوهای خودشان را ابداع کرده بودند! منظور یادآوری روزی است که همین آقای «ن. س» آقا پسر دانشجوی 22ساله‌اش را مدیرعامل بزرگ‌ترین شرکت مالی فرانسه در بخش دفانس پاریس کرد. مردم معترض و خشمگین از این فساد و اهانت به خیابان‌ها ریختند. اگر یادتان باشد هرکدام یک موز یا بنانا به دست گرفته بودند که یعنی «اینجا یک بنانا ریپابلیک نیست، اینجا کشوری است که خودش را مادر دموکراسی می‌داند!» بنانا ریپابلیک یا «جمهوری موز» نامش را از برخی جمهوری‌های آمریکای مرکزی گرفته که بنایشان در انحصار کشت موز است و در واقع شرکت‌های کشت و تولید موز اربابشان هستند! می‌گفتند این رفتار اهانت‌آمیز آقای «ن. س» در کشوری که ده‌ها هزار نفر کارشناس برتر از آقازاده ایشان دارد در شأن کشوری مانند فرانسه نیست. در همان زمان دست‌کم دوبار درباره این فساد و اهانت مطلبی نوشتم. اکنون همان عمل شرورانه را کافی می‌دانم که بر این آقای «ن. س» دل نسوزانم، که متعلق به دوران کوتوله‌های اروپا بود، که در سرزمین سیاستمداران بزرگ جانشین دوگل‌ها، آدنائرها و چرچیل‌ها شده بودند! اکنون دموکراسی فرانسه آبروی متزلزل‌شده خودش را می‌آزماید و نشان می‌دهد فراتر از شعر و شعار است. واقعیتی است کتکی به حاکمیت قانون قدرتمداران را همواره موقتا به کار می‌گمارد و در پایان دوره نه فقط آنها را پیاده می‌کند و به آنها احترام مادام‌العمر می‌گذارد، بلکه اگر راه خلاف روند در هر زمانی مانند هرکس دیگری به حسابشان می‌رسد؛ دانه‌ریز و دانه درشت هم ندارد.
یاداشت
هرکشوری در دنیا اگر این چنین در مقابل قانون شکنی( چه بالا دست و چه پایین دست) ایستادگی کنند و نگذارند اقازاده ها امتیاز بیشتری از امکانات کشورشان کسب کنند مسلما آن کشور به رشد و بالندگی در همه عرصه ها خواهند رسید. نمونه آن در اسیای خودمان مثل ژاپن و کره جنوبی،نباید به احد الناسی اجازه داد که قانون را دور بزند تنها در اجرای درست قوانین است که جامعه به توسعه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می رسد.اگر دقت کنیم بخش اعظم کشورهای اروپایی در اموزش قوانین به شهروندان خود سخت گیر  هستند و همیشه از بالا به پایین دقیق عمل می کنند و این نشان از فرهنگ والای هر کشوری است اگر می خواهی به سعادت برسی و کشور را به سوی پیشرفت سوق دهی کاری کن که هر کسی حساب کار در دستش باشد وپا را فراتر از قانون دراز نکند تا در هر برهه تاریخی پاسخگو باشد ،که نمونه اعلی ان را در فرانسه و شخص سارکوزی می بینیم. امیدواریم در کشور ما نیز از این الگو به نحوی احسن در مورد افرادی که پس از اتمام مسولیتشان باید پاسخگو باشند بهره برداری کنند.

رضا بژکول    دانشجوی ارشد علوم سیاسی