رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

حسرت توسعه در ایران


حسرت توسعه در ایران

محمود سریع القلم: طوری صحبت می کنیم انگار در دوران جنگ سرد هستیم

اقتصاد > اقتصاد کلان - شماره نود و چهارم هفته‌نامه اقتصادی «تجارت فردا» منتشر شد. این شماره از نشریه با عکس روی جلد محمود سریع‌القلم و تیتر یک «حسرت توسعه» به کیوسک‌های روزنامه‌فروشی سراسر کشور آمده است.

خلاصه ای از گفتار دکتر محمود سریع القلم را که هفته نامه تجارت فردا انعکاس داده است را می خوانیم:

این اصل یک موضوع پیشرفت همگانی است. یک کارخانه یا یک شرکت، یک نویسنده، یک خبرنگار، یک نماینده مجلس، یک سیاستمدار و به‌طور خلاصه هرکسی در هر حرفه و صنعتی که هست در شرایطی می‌تواند ارزیابی منطقی و صحیحی از عملکردش داشته باشد که در مدارهای بین‌المللی فعال باشد. از این‌رو اگر کشور ما می‌خواهد پیشرفت کند باید این اصل محک‌خورده و آزمایش‌شده بین‌المللی را به کار گیرد.

اصول توسعه‌یافتگی به زعم من جهانی هستند، جهان‌شمول‌اند و تابع جغرافیا، فرهنگ و تاریخ و ادبیات نیستند. اما الگوهای پیشرفت تابع شرایط بومی و محلی کشورها هستند. بنابراین، اصول توسعه‌یافتگی با الگوهای توسعه‌یافتگی متفاوت هستند.

95 درصد کشورهای جهان امروز اصول مشترک و اهداف ملی مورد اجماع دارند و اگر استراتژی کلان توسعه ملی کشوری مانند آفریقای جنوبی مورد مطالعه قرار گیرد، مشاهده می‌شود این کشور همان کارهایی را انجام می‌دهد که کره جنوبی 40 سال پیش انجام داده بود. برزیل امروز همان کارهایی را انجام می‌دهد که 125 سال پیش آلمانی‌ها انجام می‌دادند.

برای اینکه یک کشور قابل ‌اعتنا در خاورمیانه باشیم به ثروت نیاز داریم. امروز اگر عربستان برای بسیاری از کشورها تعیین تکلیف می‌کند، یک دلیل عمده‌اش ثروت این کشور است.

اولین شرط توسعه ملی پذیرفتن تولید ثروت است. ثروت در میان بخشی از اقشار جامعه ما یک واژه منفی است. به همین دلیل در ابتدا باید کار فرهنگی انجام شود تا جامعه برای این واژه معنای مثبتی قائل شود.

کدام کشور علاقمند است ایران پیشرفت کند؟ کدام کشور در همسایگی ایران علاقه‌مند است که درآمد سرانه ایرانی‌ها به 25 هزار دلار در سال برسد؟ خارج از تعارفات، ایران حتی یک همسایه هم ندارد که علاقه‌مند به پیشرفت این کشور باشد.

امروز عربستان 750 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد که در فعالیت‌های اقتصادی دنیا سرمایه‌گذاری شده و سالانه نزدیک به 70 تا 90 میلیارد دلار برای این کشور سودآوری دارد

امارات متحده 773 میلیارد دلار ذخایر ارزی خارج از بودجه کشورش دارد.

کویت  410 میلیارد دلار در دنیا سرمایه‌گذاری کرده و سالانه 80 میلیارد دلار سود کسب می‌کند.

قطر نزدیک به 900 میلیارد دلار در دنیا سرمایه‌گذاری کرده است.

دانشجوی مالزیایی بعد از فارغ‌التحصیلی در آمریکا نمی‌ماند و به مالزی برمی‌گردد. چون در این کشور انواع و اقسام فرصت‌ها برای شهروندان خودش فراهم شده است

نرخ رشد اقتصادی کره جنوبی در نیم‌قرن اخیر حداقل 7 درصد بوده و درآمد سرانه‌اش 23 هزار دلار است. ارزش صادرات و واردات این کشور نیز تقریباً 2/1 تریلیون دلار است.

ترکیه در سال 2012، حدود 36 میلیون توریست داشت و تا پنج سال پیش رتبه 12 را در صنعت گردشگری به خود اختصاص داده بود، اما امروز رتبه چهارم را بعد از فرانسه، ایتالیا و اسپانیا دارد.

امروز 46 درصد از تولید ناخالص داخلی لهستان صادر می‌شود و اتحادیه اروپا سرمایه‌گذاری قابل توجهی برای این کشور کرده است. حداقل نرخ رشد اقتصادی این کشور سالانه چهار درصد بوده است

بیست سال پیش 75 درصد صادرات مکزیک نفت خام بود و امروز 75 درصد صادرات مکزیک کالا و خدمات است.

سهم چینی‌ها از نرخ رشد اقتصادی دنیا 10 درصد بوده که امروز به 34 درصد رسیده است.

سهم هند نیز در نرخ رشد اقتصادی دنیا از 8/3 درصد به 4/9 درصد رسیده است.

هر شرکت قابل تصوری در اتحادیه اروپا حداقل 5/2 درصد از مالکیتش به صندوق ذخیره نفتی نروژ برمی‌گردد.

نرخ رشد اقتصادی جمهوری آذربایجان به عنوان یکی از همسایگان شمالی ایران 28 درصد است.

عربستان صدها هکتار زمین در آفریقا اجاره کرده و در آنها غله تولید می‌کند.

امارات متحده غربی با سرمایه‌گذاری هشت میلیارد دلاری قصد دارد سالانه 160 میلیون مسافر از طریق فرودگاه دوبی جابه‌جا کند.


اگر ایران در پنج سال آینده سیاست خارجی خود را در مدارهای بین‌المللی قرار ندهد و از محیط بین‌المللی نهایت استفاده علمی، فنی، تجاری و مالی نکند، در مسیری قرار خواهد گرفت که با یک افول پایدار مواجه می‌شود.

مساله تولید ثروت در کانون استراتژی توسعه اقتصادی و امنیت ملی ایران است.

اگر در 10 سال آینده تحولی در آموزش عالی کشور ایجاد نشود، باید در انتظار بحران‌های جدی در آموزش‌های عالی بود. چون دانشگاه‌های ما ارتباط جهانی ندارند.

سیاستمداران ایران باید اطلاعات‌شان را نسبت به دنیا به‌روز کنند. بسیاری از ادبیات ما، ادبیات دوران جنگ سرد است. ما طوری صحبت می‌کنیم که انگار هنوز رقابت آمریکا و شوروی در دنیا برقرار است. در حالی که دنیا متحول شده است. هر چند نقش آمریکا در جهان کم شده، اما این کشور در منطقه خاورمیانه همچنان نقش اول را دارد.

مهاجرت نخبگبان چرا و نقش دولتها در قبال آن چیست؟

مهاجرت نخبگبان چرا و نقش دولتها در قبال آن چیست؟
مسئولیت نخبگان در قبال جامعه
چرا مهاجرت؟




  فراز قلعه‌دار

در خصوص نظریات نخبگی مباحث بسیاری مطرح شده است. ما در این مختصر به موضوع نخبگی و پیوند آن با فرهیختگی، مسئولیت نخبگان در جامعه، حضور نخبگان در مراکز قدرت و در نهایت دلایل مهاجرت نخبگان خواهیم پرداخت تا نمای روشن‌تری از جایگاه نخبگان در جامعه به دست آید.

 تعریف نخبه
برای واژه نخبه تعاریف زیادی نقل شده است ولی برخی از مهم‌ترین آن‌ها را چنین می‌توان برشمرد: از نظر گولد و کولب، «این واژه در معنای وسیع، شامل گروهی از افراد است که در هر جامعه مقام‌های برجسته‌ای دارند و به بیان جزئی‌تر، به گروهی از اشخاص اشاره دارد که در رشته‌ای خاص برترند؛ بویژه اقلیت حاکم و محافلی که این اقلیت حاکم از آنجا برگزیده می‌شود»(1). و همچنین بر اساس نظر تد رابرت‌گر، «نخبگان، از افرادی تشکیل شده‌اند که ویژگی‌های شخصی اکتسابی یا ذاتی دارند و به لحاظ فرهنگی، برای دستیابی به موقعیت‌های ارزشی بالا، وجود آن‌ها لازم است(2)».
به باور پاره‌تو «گروه نخبه شامل افرادی می‌شود که از برجستگی خاص و خصلت‌های برجسته، چون هوش، زیرکی، مهارت و شایستگی برخوردارند و در زندگی با رقابت‌های مداوم، نمره بسیار بالایی دریافت می‌کنند»(3). بدین ترتیب، گروه نخبه تمام کسانی را شامل می‌شود که ویژگی‌های ممتاز داشته یا دارای استعداد و توانایی‌های عالی در زمینه کار خود یا در بعضی فعالیت‌ها باشند.

 نسبت نخبگان با قدرت
نظریات نخبه‌گرایی به حضور نخبگان در عرصه قدرت توجه خاصی دارند و در واقع بیش از هر چیز نخبگان را از منظر مشارکت سیاسی مورد مطالعه قرار می‌دهند. برجسته‌ترین نظریه‌پرداز نخبه‌گرایی، ویلفردو پاره‌تو جامعه شناس ایتالیایی است؛ وی نظریه «گردش نخبگان» را به عنوان پایدارترین وجه جامعه شناسی خود مطرح کرد. به نظر وی، جابه جایی گروه‌ها در وضعیت خاص و استثنایی؛ یعنی در وضعیتی که فقط دو گروه نخبه در جامعه وجود داشته باشد، گردش ادواری نخبگان
نامیده می‌شود.
به عقیده پاره‌تو، در اصل دو نوع جامعه وجود دارد؛ یکی جامعه باز که در آن جابه جایی برگزیدگان به طور کامل جریان دارد و دیگری، جامعه بسته که در آن تحرکی نیست. وقتی چرخش نخبگان متوقف شود، جامعه، ایستا و بسته می‌شود. به هرحال، درصورتی که طبقات رهبری‌کننده بازتر باشند، افراد شایسته طبقاتِ پایین‌تر می‌توانند در آن نفوذ کنند و به جایگاه‌های بالاتری برسند. این حالت، تنش‌های اجتماعی را نیز کاهش می‌دهد. نکته‌ای که در نظریات پاره‌تو وجود دارد این است که اگر حکومتی نخبگان خود را در امر قدرت و مدیریت به کار نگیرد، یا رو به زوال می‌رود و یا با شورش و تنش رو به سقوط خواهد رفت.
گائتانو موسکا نیز که از مفسران نظریه نخبگان و چرخش نخبگان پاره‌تو به شمار می‌رود معتقد است: «کل تاریخ بشر متمدن، در مناقشه میان میل عناصر مسلط برای در انحصار گرفتن قدرت سیاسی و... و طغیان نیروهای تازه خلاصه می‌شود و این مناقشه، جوش وخروش بی‌پایانی را که ناشی از صعود برخی از بخش‌های طبقات پایین به بالا و نزول طبقات بالا به پایین است، پدید می‌آورد. (4)»

 مسئولیت نخبگان
بنابر نظریات نخبگی، نخبگان به لحاظ استعداد برتر خویش، مسئولیت بیشتری نسبت به جامعه دارند و در واقع تعهد و سرپرستی آن‌ها در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی امری پذیرفته شده است. از نظر هارولد لاسول نخبگان از جمله نخبگان سیاسی، باید دردهای جامعه را بشناسند و آن‌ها را درمان کنند. بنابراین، از «سیاست پیشگیری» در مقایسه با «طب پیشگیری» سخن می‌گوید.
به نظر وی، وظیفه رهبران سیاسی آن است که در مردمِ عادی، شخصیتی دموکراتیک ایجاد کنند. از نظر لاسول، شخص دموکرات، اجتماعی و صلح دوست است و فارغ از اضطراب قدرت و سلطه و اطاعت است. (5) به عقیده لاسول نخبگان سیاسی برجسته‌تر از دیگر نخبگان وظیفه سنگین‌تری دارند و در واقع باید دیگر نخبگان را مدیریت و از استعداد آن‌ها در راه خدمت به جامعه بهره‌برداری کنند.

 نسبت نخبگی و فرهیختگی
فرهنگ فارسی معین فرهیختگی را مترادف ادب آموختگی و علم آموختگی قرار می‌دهد. به زبان دیگر فرهیختگی را با فرهنگ و علم در پیوند می‌داند. دکتر مجتهدی چهره ماندگار فلسفه ایران معتقد است: «زمانی که صفت فرهیخته به کار برده می‌شود مفهوم «جامعیت»به میان می‌آید؛ به این معنا که فرد دارای مجموعه‌ای از علوم است؛ در نتیجه او را در مجموعه‌ای از دانش‌ها
می‌سنجیم.» (6)
در نگاه این استاد، کسی که فرهیخته است تنها در یک رشته تخصص ندارد و از نگاهی جامع نسبت به تمام مسائل برخوردار است. در گذشته نیز سقراط زمانی که درباره فضایل اخلاقی صحبت می‌کرد بر این اعتقاد بود که هر فضیلتی مستلزم داشتن فضیلت دیگری است و میان فضایل باید هماهنگی وجود داشته باشد.
این فیلسوف یونانی پس از طرح این مسأله به این نتیجه رسید که آنچه فضایل اخلاقی را به یکدیگر پیوند می‌دهد و تضاد میان آن‌ها را از بین می‌برد، «بصیرت» است. «بصیرت» در یک معنا همان «جامعیت» است؛ در نتیجه آن بصیرتی که سقراط از آن نام می‌برد به معنای یک نوع شناخت وسیع و همه جانبه بوده است که همان «فرهیختگی» نام می‌گیرد.

 آیا جامعه کتابخوان لزوماً جامعه فرهیخته‌ای است؟
ارتباط میان فرهیختگی، نخبگی و کتابخوانی لزوماً رابطه علت و معلولی نیست. به بیان دیگر، هر فرد کتابخوانی لزوماً فرهیخته یا نخبه نیست و هر فرد نخبه‌ای، لزوماً فرهیخته یا کتابخوان شناخته نمی‌شود. با وجود این در اغلب موارد این سه مورد با یکدیگر تلاقی
پیدا می‌کنند.

فرد نخبه‌ای که به دنبال فرهیختگی و جامعیت است، با تواضع و کوشش بسیار به دنبال علم و کتابخوانی است. تاریخ جهان و ایران این مسأله را اثبات کرده است که نخبگان جامعه، سوای مشکلات و موانعی که جامعه پیش پای آن‌ها می‌گذاشت و سوای محدودیت‌هایی که جامعه خود به تناسب روزگار درگیر آن بود، به اندوختن علم و کسب فرهیختگی
می‌پرداختند.
چه بسیار دانشمندانی که وطن خویش را ترک می‌گفتند و برای کسب علم به سرزمین‌های دور مهاجرت می‌کردند و چه مصایبی را به جان می‌خریدند. نمونه برجسته این دانشمندان ابوعلی سینا است که همه فضایل اخلاقی، علمی و فرهنگی را به عنوان فردی برجسته و نخبه کسب کرد و با دایر کردن مدارس به انتقال علم مبادرت ‌ورزید. یا گروه نوافلاطونی که از یونان به ایران مهاجرت کردند و در جندی شاپور مشغول تدریس شدند. نکته مهمی که در این خصوص هنوز هم پابرجاست، سلطنت علم است که به تعبیر سیدجمال‌الدین اسدآبادی، سلطنتی جهانی است و تنها پایتخت آن دچار تغییر می‌شود. بر همین اساس است که خواهان علم و فرزانگی به دنبال آن
روان است.
بدین ترتیب، جای تعجب نیست که امروزه نیز مانند گذشته پدیده مهاجرت نخبگان برای طلب علم پدیده‌ای مرسوم است اما با این تفاوت که در گذشته طالبان علم پس از کسب علم برای خدمت به جامعه مبدأ به کشور خود باز‌می‌گشتند و اکنون به دلایل چندی در جامعه مقصد جذب شده و خاطر خویش به برگشتن آزرده نمی‌کنند.

 ویژگی‌های جامعه فرهیخته
برای جامعه فرهیخته نیز ویژگی‌های مختلفی ذکر می‌شود که آن را در مقابل جامعه آشوب‌زده و متلاطم قرار می‌دهد. برای مثال در کشور ژاپن نظم به عنوان معیار اصلی جامعه فرهیخته به حساب می‌آید و کسب دانش در جامعه اروپا مهم‌تر از دیگر موضوعات بشری عنوان می‌شود یا در جامعه امریکا ثروت و رفاه به عنوان معیار فرهیختگی و نخبگی
به شمار می‌آید.

در جامعه ایران نیز تلفیقی از دانش و ارزش در کنار یکدیگر به عنوان معیار فرهیختگی مطرح می‌شود و همواره تخصص در کنار تعهد به عنوان دو بال توفیق جامعه تبلیغ می‌شود. با وجود این به نظر می‌رسد معیارهایی چون تدبیر، موقعیت‌شناسی، قدرت تحلیل و سنجش، عقلانیت و بصیرت و شاید بیشتر از همه نوعی وجدان اخلاقی از جمله ویژگی‌های فرهیختگان است.
آنان با بهره‌مندی از این خصایص می‌توانند پیشگام جامعه باشند و مسئولیتی که از این گروه انتظار می‌رود آگاهی‌دهی به جامعه است. به بیانی دیگر ارتقای آگاهی جامعه از طریق «عقلانیت و تدبیر» نخبگان میسر می‌شود. بدین ترتیب این جامعه به دنبال حقیقت و کسب علم است. جامعه فرهیخته محدود به گروه فرهیختگان نمی‌شود و قطعاً سیاستگذاران در شکل‌گیری آن نقش مؤثرتری دارند. در این زمینه، بسترسازی و فرهنگ‌سازی را باید از فرهیختگان انتظار داشت. جامعه فرهیخته آگاه است و از مشاوره نمی‌ترسد. در این جامعه گفت و شنود فرهنگی جریان دارد، چرا که در غیر این صورت به جامعه‌ای بیمار یا در هر صورت خاموش بدل خواهد شد. (7)

 دلایل مهاجرت نخبگان
مهاجرت نخبگان موضوعی است که
هر از چندی مورد توجه مسئولان و مردم قرار می‌گیرد، برای مثال، سخنان تأمل برانگیز وزیر علوم که عنوان کردند: «با مهاجرت مغزها سالانه ۱۵۰میلیارد دلار به دیگر کشورها کمک می‌کنیم». ابعاد گسترده زیان‌های مالی- فرهنگی این پدیده اجتماعی را بیشتر روشن می‌کند.  مقصد اصلی بخش اعظم مهاجرت نخبگان ایرانی، کشور امریکاست.
البته، سیر مهاجرت ایرانیان بخصوص به ایالات متحده، به میزان قابل توجهی در دهه ۱۹۷۰ شدت گرفت. از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ یک هزار نفر ایرانی دیگر به عنوان ساکنان دائمی امریکا پذیرفته شدند و این جدا از مهاجرانی بود که هر ساله به ایالات متحده می‌رفتند ولی برای تابعیت اقدام نمی‌کردند. آمارهای ارائه شده از طرف اداره مهاجرت امریکا نشان می‌دهد که از یک میلیون ایرانی ساکن در امریکا ۲۴۰هزار نفر دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند. این کشور بیشترین میزان ایرانیان ساکن در خارج را به خود اختصاص
داده است.

طبق سرشماری سال ۲۰۰۰ میلادی حدوداً، ۳۳۸ هزار نفر از شهروندان امریکایی خود را ایرانی معرفی کرده‌اند که حدود ۷۷ درصد آن‌ها تحصیلات عالی داشته‌اند. طبق آخرین بررسی انجام شده حدود هزار و ۸۲۶ نفر ایرانی به عنوان هیأت علمی تمام وقت و رسمی در دانشگاه‌های امریکا تدریس می‌کنند که این رقم با احتساب استادان نیمه‌وقت به حدود ۵ هزار نفر می‌رسد(8)  به طور تقریبی می‌توان گفت هرم نمودار مهاجران ایرانی بر سطح تحصیلات عالی بنا شده است. ایران در سال اخیر رتبه ۱۷ تولید علم جهان را به خود اختصاص داده است؛ پس طبیعی است که کشورهای دیگر شدیداً طالب مهاجران نخبه ایرانی باشند.
با وجود این، انگاره مهاجرت ایرانیان متضمن «مهاجرت زنجیره‌ای» نیست، بلکه در اساس مهاجرتی فردی است. از یک دیدگاه دگرگونه در واقع «مسأله‌ گریز مغزهاست». یعنی مهاجرت جمعیت ایرانی ماهر و متخصصان به کشورهای پیشرفته. به عنوان مثال ایالات متحده از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۹ بیش از یک سوم فارغ‌التحصیلان دانشکده‌های پزشکی ایران را به درون ساخت پزشکی خود جذب کرده است! علت اصلی مهاجرت نخبگان طبق ادعای خودشان فقدان شرایط مناسب برای کار و فعالیت
بوده است.

نخبگان مهاجر همواره این مسأله را عنوان کرده‌اند که برخلاف میل باطنی، مجبور به ترک خانواده و وطن شده و در دیار غربت به دنبال تحصیل، کار و تحقق آرزوهای خود بوده‌اند زیرا شرایط آن‌ها در ایران مناسب نبوده و به «خلاقیت» و «توانایی» آن‌ها بهایی داده نشده است.  هرچند کشورهای غربی نیز، از این فرصت بهترین استفاده را کرده‌اند.
علاوه بر این دلایل، نگاه سیاستگذاران به نخبگان و روشنفکران نیز، تأثیر زیادی در مهاجرت آنان دارد. اصولاً توقعات و انگاره‌های شماری از  نخبگان با واقعیت‌های جامعه در تناقض است. به نظر می‌رسد، ایجاد مقدمات چرخش نخبگان، مشارکت جدی فرهیختگان در عرصه‌های تخصصی و ایجاد شرایط واقعی نقد سازنده در کنار دیدگاه ملی می‌تواند فرایندی را ایجاد کند که در نهایت مشارکت نخبگان را زمینه‌سازی کند و مانع
مهاجرت شو
د.

ضریب جینی چیست و چگونه محاسبه می شود؟


ضریب جینی چیست و چگونه محاسبه می شود؟

سنجش عدالت با ضریب جینی
ضریب جینی یک معیار اندازه‌گیری آماری برای نشان‌دادن توزیع درآمد یا توزیع مصرف یک جامعه است که «ورادو جینی»، آماردان و جامعه‌شناس ایتالیایی، این شاخص را بسط داده است. ضریب جینی نابرابری میان اندازه‌های یک توزیع فراوانی مثلا میزان درآمد را نشان می‌دهد. این ضریب از صفر تا یک اندازه‌گیری می‌شود. تحلیل این شاخص به این صورت است که ضریب جینی صفر، شرایط برابری مطلق را نشان می‌دهد و ضریب جینی یک، نابرابری مطلق؛ هرچند این ضریب هیچ‌گاه صفر یا یک نیست و همیشه در بازه این دو رقم قرار دارد. درواقع، ضریب جینی حول‌وحوش عدد صفر، برابری بیشتری را در اجتماع نشان می‌دهد و در سوی مقابل ضریب جینی حوالی یک، نماینده جامعه‌ای شدیدا طبقاتی و نابرابر است. در فهرست کشورهای جهان که ضریب جینی آنها محاسبه شده، سوئد با ضریب جینی 23 صدم بهترین وضعیت به‌لحاظ برابری و توزیع عادلانه و نامیبیا با ضریب جینی هفت‌دهم بدترین و ناعادلانه‌ترین وضعیت توزیع ثروت را دارد. بیشتر کشورهای توسعه‌یافته اروپایی و کانادا دارای ضریب جینی بین ۲۴صدم و ۳۶ صدم هستند، ایالات متحده آمریکا و مکزیک شاخص جینی بالای ۴۰درصد دارند که نشان می‌دهد این کشورها نابرابری بیشتری در ثروت و درآمد دارند. ضریب جینی را هم می‌توان از روی آمار درآمدها و هم هزینه‌ها محاسبه کرد. البته باید گفت اگر دو کشور، شاخص جینی یکسان داشته باشند، ممکن است یک کشور ثروتمند باشد و دیگری فقیر. درواقع می‌توان نتیجه گرفت که اندازه‌گیری شاخص جینی در هر کشور، متفاوت است. در یک کشور فقیر شاخص جینی نابرابری در کیفیت زندگی مادی را اندازه‌گیری می‌کند؛ در حالی که در یک کشور ثروتمند، شاخص جینی توزیع خوشگذرانی فراتر از نیازهای اساسی را اندازه‌گیری می‌کند.
مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود، ضریب جینی کل کشور در سال 91 را 0/3659 اعلام کرده است. بر اساس نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار، در سال 1391 ضریب جینی در مناطق روستایی 0/3347، در مناطق شهری 0/3542 و در کل کشور 0/3659 بوده است. در این سال در مناطق روستایی استان ایلام (0/1993) کمترین و استان مرکزی (0/3596) بیشترین و در مناطق شهری استان ایلام (0/2330) کمترین و استان همدان (0/3689) بیشترین نابرابری مشاهده شده است.
طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار با قدمتی نزدیک به 50سال از مهم‌ترین طرح‌های آمارگیری مرکز آمار ایران است. هدف کلی این طرح برآورد متوسط هزینه‌ها و درآمد یک خانوار شهری و یک خانوار روستایی در سطح کشور و استان‌هاست. در سال 1391 تعداد خانوارهای آمارگیری‌شده در این طرح 18535 خانوار نمونه در نقاط شهری و 19657 خانوار نمونه در نقاط روستایی کشور بوده است. در حالی که یکی از شاخص‌های سنجش نابرابری درآمد جامعه ضریب جینی است، یکی از کاربردهای مهم این طرح سنجش و ارزیابی اطلاعات آماری به دست آمده از هزینه و درآمد خانوارها و آگاهی از نحوه توزیع آن در بین طبقات مختلف هزینه و درآمد برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، برای تامین حداقل معیشت و فراهم‌آوردن رفاه نسبی برای خانوارهاست.

 
لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=38735

30 سال فعالیت نهضت سواد اموزی و10میلیون بی سواد مطلق چرا؟


30 سال فعالیت نهضت سواد اموزی و10میلیون بی سواد مطلق چرا؟



10 میلیون بی سواد مطلق داریم
با وجود بیش از سه دهه از عملکرد سازمان نهضت سوادآموزی




    
    رییس سازمان نهضت سواد آموزی: «عملکرد ما در طول 30 سال قابل دفاع بوده است. درطول 30 سال 35 درصد نرخ باسوادی را افزایش دادیم. در سال58، 50 درصد جمعیت بالای 60 سال بی سواد بودند. در سال 93، 85 درصد باسوادند. بعضی از کشورها سابقه 130-120 ساله برای مبارزه با بی سوادی دارند و سازمان عملکرد خوبی داشته است»
    رییس سازمان نهضت سواد آموزی: در مورد محدودیت های اعمال شده برای افراد بی سواد می گوید: طرحی تهیه کردیم که براساس آن به افراد بی سواد زیر 50 سال اجازه داده می شود طی دوسال به صورت رایگان باسواد شوند. اگر این افراد در این مدت از این فرصت استفاده نکردند یکسری امتیازات از آنها سلب می شود
    بررسی آمارهای رسمی از نرخ بی سوادی طی سال های گذشته نشان می دهد با گذشت 35 سال از تشکیل سازمان نهضت سوادآموزی، ایران در جایگاه مناسبی از نظر سوادآموزی قرار ندارد. در حال حاضر و بر اساس آمارهای یونسکو، در میان 164 کشور جهان در رتبه هشتاد و ششم سوادآموزی قرار گرفته ایم. سرشماری سال 90 هم نشان داد نزدیک به 10 میلیون از جمعیت کشور و چیزی حدود 15 درصد بی سواد هستند. این تعداد جدا از افرادی است که سواد خواندن و نوشتن دارند اما کم سواد محسوب می شوند. با احتساب 10 میلیون جمعیت دارای تحصیلات ابتدایی و کم سواد و همچنین 10 میلیون جمعیتی که تا مقطع راهنمایی بیشتر تحصیل نکرده اند، 52 درصد جمعیت کشور بی سواد یا دارای تحصیلات ابتدایی و سیکل هستند که براساس نظر کارشناسان در خطر بازگشت به بی سوادی قرار دارند.
    گزارش مرکز آمار از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال های 55، 65، 75، 85و 90 نشان می دهد میزان باسوادی مردان در جمعیت 6 ساله و بیشتر، به ترتیب 9/58، 0/71، 7/84، 7/88 و 4/88 درصد و در زنان به ترتیب 5/35، 1/52، 2/74، 3/80، 05/81 درصد بوده است. اگرچه این درصدها طی 30 نشان دهنده کاهش درصد بی سوادی است. اما وجود 10 میلیون بی سواد مطلق در سال 90 آمار چندان قابل دفاعی برای عملکرد 30 ساله سازمان نهضت سوادآموزی نیست.
    در سال 1358 که نهضت سوادآموزی تشکیل شد حدود 14 میلیون از جمعیت 36 میلیونی ایران بی سواد بودند. به عبارتی در سال 1385 جمعیت بی سواد بالای ؟سال کشور 40/15 درصد بوده است. این آمار در سال 1390 به 25/15 درصد رسیده است. گزارش های سازمان نهضت سوادآموزی نشان می دهد از سال 1385 تا 1390 تنها تعداد 118261 نفر بی سواد در جمعیت 6 ساله و بالاتر کاهش پیدا کرده است. تعدادی که نشان می دهد با وجود پیگیری طرح هایی چون طرح ضربتی، طرح سوادآموزی کارگران، طرح سوادآموزی نیروهای مسلح، طرح مدارس، طرح مساجد، طرح آموزش مکاتبه یی، طرح سوادآموزی در زندان ها، طرح لازم التعلیم، مراکز یادگیری محلی، طرح آموزش فرد به فرد و…افزایش تعداد باسوادان چندان چشمگیر نبوده است
    
    رییس سازمان: عملکردمان قابل دفاع است
    براساس برنامه پنجم توسعه بی سوادی باید تا پایان سال 94 در گروه سنی کمتر از 50 سال ریشه کن شود، کمتر از دو سال مانده به پایان این برنامه علی باقرزاده، رییس سازمان نهضت سوادآموزی در توضیح عملکرد این سازمان به «اعتماد» می گوید: تا پایان برنامه توسعه دو سال زمان داریم. مصمم هستیم از این دو سال نهایت استفاده را بکنیم. در حال حاضر هم وضعیت خوبی داریم.
    باقرزاده ادامه می دهد: «عملکرد ما در طول 30 سال قابل دفاع بوده است. درطول 30 سال 35 درصد نرخ باسوادی را افزایش دادیم. در سال58، 50 درصد جمعیت بالای 60 سال بی سواد بودند. در سال 93، 85 درصد باسوادند. بعضی از کشورها سابقه 130-120 ساله برای مبارزه با بی سوادی دارند و سازمان عملکرد خوبی داشته است.»
    
    وضعیت سواد در گروه های مختلف سنی
    براساس سرشماری سال 90 از کل جمعیت 6 ساله و بالاتر کشور چیزی حدود 10 میلیون نفر یعنی 4/14 درصد جمعیت بی سواد بودند. این آمار برای مردان 5/10 درصد و برای زنان 3/18 درصد اندازه گیری شد. این آمارها نشان می دهد نرخ بی سوادی در مناطق شهری6/10 درصد و در مناطق روستایی 24 درصد بوده است. توزیع جنسی و جغرافیایی جمعیت بی سواد در سال 1390 هم بیانگر این است که از کل بی سوادان کشور، 9/52 درصد قدر سهم مناطق شهری و 1/47 درصد قدر سهم مناطق روستایی بوده اند. این آمار برای مردان 8/36 درصد و برای زنان 2/63 درصد بوده است.
    از کل جمعیت چهار میلیون و 437 هزاری 9-6 ساله های سال 90، 236 هزار و 538 نفر بی سواد بوده اند. این تعداد با وجود قرار داشتن در سن تحصیل، دور از مدرسه و به عبارتی بازمانده از تحصیل بوده اند. تعداد بی سوادان این گروه سنی 236538 نفر یعنی 4/2 درصد کل بی سوادان بوده است. از این رقم تعداد 119249 نفر یعنی 4/50 درصد به مردان و 117289 نفر یعنی 6/49 درصد به زنان و همچنین 141486 نفر معادل 8/59 درصد به مناطق شهری و 95052 یعنی 2/40 درصد به مناطق روستایی تعلق داشته اند. تعداد بی سواد در گروه سنی29-10، 8/9 درصد کل بی سوادان و معادل 950 هزار نفر است. از این رقم تعداد 415 هزار و 242 نفر یعنی حدود 7/43 درصد به مردان و 3/56 درصد به زنان و همچنین 6/43 درصد به مناطق شهری و 4/56 درصد به مناطق روستایی اختصاص یافته است.
    از کل جمعیت 49-30 ساله 3/87 درصد معادل 18 میلیون و 758 هزار نفر باسواد بوده اند. در مقابل تعداد بی سواد در این گروه سنی حدود 8/25 درصد کل بی سوادان یعنی دو میلیون و 505 هزار نفر بوده است. از این رقم 6/32 درصد به مردان و 4/67 درصد به زنان و همچنین 4/47 درصد به مناطق شهری و 6/52 درصد به مناطق روستایی اختصاص یافته است. تعداد بی سوادان این گروه سنی 6/35 درصد کل بی سوادان یعنی سه میلیون و 456 هزار نفر بوده است. از این رقم 6/35 درصد به مردان و 4/64 درصد به زنان و همچنین 3/46 درصد به مناطق شهری و 7/53 درصد به مناطق روستایی تعلق گرفته است. رییس سازمان نهضت سواد آموزی در گفت وگو با «اعتماد» خبر داد که از مجموع سه میلیون و 453 هزار نفر در گروه سنی 49-10 سال که در سرشماری سال 90 خود را بی سواد اعلام کرده بودند، حدود 300 هزار نفر باسواد شده اند. باقرزاده ادامه می دهد: از این تعداد 430 هزار نفر تبعه خارجی داریم که تکلیفی در قبال آن از منابع دولتی نداریم. 100 هزار نفر آموزش ناپذیر هستند. مثلاضریب هوشی کمتر از 60 دارند و دچار معلولیت های ذهنی هستند. 900 هزار نفر هم سابقه مدرک نهضت سوادآموزی را دارند و کم سواد محسوب می شوند.
    با احتساب یک میلیون و 200 هزار نفر از مجموع سه میلیون و 456 هزار نفر گروه سنی 49-10 سال همچنان بی سوادند که 600 هزار نفر از این افراد از اعضای خانواده دانش آموزان هستند و طرحی در سطح مدرسه برای باسواد کردن آنها قابل اجراست. به گفته باقرزاده قرار است هر مدرسه 10 نفر از اعضای خانواده دانش آموزان را برای باسواد کردن پوشش دهد. 430 هزار نفر از افراد بی سواد هم به گفته رییس سازمان نهضت سوادآموزی ناشناخته اند و اطلاعاتی از آنها به ثبت نرسیده است. همچنین از گروه سنی 20 -10 ساله ها 72 هزار نفر سابقه تحصیلی ثبت شده ندارند.
    
    رتبه بندی استان ها از نظر درصد سواد
    بالاترین درصد باسوادی 49-10 ساله ها به استان مازندارن با 7/95 درصد و پایین ترین آن به استان سیستان و بلوچستان با 6/76 درصد اختصاص یافته است. براساس گزارس سازمان نهضت سوادآموزی، اگر بر این اساس استان ها را به سه گروه بالاتر از میانگین، در حد میانگین و پایین تر از میانگین کشوری تقسیم کنیم، استان های مازندران، سمنان، اصفهان، البرز، تهران، یزد، گیلان، خراسان رضوی، فارس، مرکزی و قم به عنوان استان های بالاتر از میانگین کشوری و استان های همدان، خراسان جنوبی، زنجان، قزوین، آذربایجان شرقی، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه، گلستان، هرمزگان، اردبیل، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر و خوزستان به عنوان استان های در حد میانگین کشوری و استان های خراسان شمالی، کرمان، لرستان، کردستان، آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان به عنوان استان های پایین تر از میانگین قرار دارند.
    
    اعمال محدودیت برای بی سوادان
    وجود 10 میلیون بی سواد طی چند وقت گذشته هشدار دولتمردان دولت یازدهم از جمله اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهور را به دنبال داشت. جهانگیری با بیان اینکه در زمینه ریشه کنی بی سوادی از جایگاه مطلوبی در سطح دنیا برخوردار نیستیم، گفت: دولت نمی تواند نسبت به جمعیت بی سواد کشور بی تفاوت باشد و برای ریشه کنی بی سوادی از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد. این هشدارها اجرای طرح هایی همچون سلب امتیازات شهروندی از بی سوادان را از سوی مسوولان سازمان نهضت سوادآموزی مطرح کرد. باقرزاده در مورد محدودیت های اعمال شده برای افراد بی سواد می گوید: طرحی تهیه کردیم که براساس آن به افراد بی سواد زیر 50 سال اجازه داده می شود طی دوسال به صورت رایگان باسواد شوند. اگر این افراد در این مدت از این فرصت استفاده نکردند یکسری امتیازات از آنها سلب می شود. او ادامه می دهد: در صورت تصویب از سوی دولت این محدودیت ها شامل ممنوعیت و محدودیت بی سوادان در گرفتن مجوزها و موافقت های اصولی، پروانه کسب، گواهینامه رانندگی، تسهیلات بانکی و محدودیت در برداشت یارانه می شود. در حال حاضر سازمان نهضت سوادآموزی برای کاهش آمار بی سوادی طرح هایی همچون طرح آموزش نفر به نفر را دنبال می کند که براساس آن هزینه باسواد کردن هر فرد 500 هزار تومان تعیین شده که سازمان مکلف می شود براساس قرارداد به فرد آموزش دهنده پرداخت کند.
    
    عملکرد سازمان طی 10 سال
    بعد از سرشماری سال 85 و آماری که نشان می داد عملکرد این سازمان در فاصله 10 سال بین دو سرشماری85 تا 75 تنها باعث کاهش 5/1 درصد از جمعیت بی سوادان شده است، پیشنهاد انحلال سازمان نهضت سوادآموزی مطرح شد.
    نهایتا در سال 1390 با توجه به رشد نرخ باسوادی سازمان نهضت سوادآموزی به یکی از معاونت های سازمان آموزش و پرورش تبدیل و واحدهای استانی آن در وزارت آموزش و پرورش ادغام شد. در حال حاضر این سازمان بودجه خود را از آموزش و پرورش دریافت می کند. بودجه این سازمان در سال 93 با 24 درصد افزایش با احتساب درآمدها و تملک و هزینه پرسنلی به 250 میلیارد تومان رسید. قاسم جعفری، دبیر کمیسیون آموزش مجلس در مورد وضعیت بی سوادی به «اعتماد» می گوید: در مجموع زحمت خوبی کشیده شده اما ما با توجه به شرایطی که داریم و آمارهایی که داده می شود باید بتوانیم روش های نوین تری را در پیش بگیریم. افراد لازم التعلیم و کسانی که زیر 40 هستند و باید بی سواد نباشند تعداد زیادی است. این برای جامعه ما با همه تلاش هایی که شده و مورد تقدیر سازمان های بین المللی قرار گرفته کم است.
    او ادامه می دهد: باید ببینیم مشکل دقیقا چیست که هنوز بی سواد مطلق داریم. آیا درست گزارش نمی کنند یا برنامه های ما درست نیست. شاید عدم وجود الزام آوری در برنامه ها باعث شده که افراد لزومی به آموزش دیدن نمی بینند. جعفری توضیح می دهد: باید سیاست های تشویقی گذاشت که افراد تمایل پیدا کنند. از طرفی وجود جنبه های الزام آور نیز ضروری است. در بعضی از کشور ها مثلادر قبال تقاضای تسهیلات توسط افراد از آنها عدم سوءپیشینه می خواهند که آیا به خاطر بی سوادی موجب ضرر و زیان به دیگران نشده اید. ممکن است خیلی از بازماندگان از تحصیل ما کودکان کاری باشند که به دنبال کار رفته و دیگر کسی از او خبری ندارد. باید برای اینها اقدامات جدی انجام شود. حجت الله درویش پور، عضو کمیسیون آموزش هم در مورد عملکرد سازمان نهضت سوادآموزی به «اعتماد» می گوید: نهضت سوادآموزی در آغاز کار یعنی تا دهه اول عملکرد خوبی داشت ولی در یک دهه آخر سازمانی تشریفاتی شده و کارایی قابل قبولی ندارد. دلایل متعددی می تواند داشته باشد. از جمله اینکه برای استقبال بی سوادان از باسواد شدن چقدر فرهنگ سازی کردیم. شرایط ویژه یی می خواهد که بی سوادها تشویق بشوند. مورد دیگر اینکه عملکرد نهضت بیشتر به سمت گزارش کار دادن پیش رفته است تا اینکه بی سوادی را کم کند و به مرز مطلوب برساند. البته مشکلات اقتصادی افراد جامعه هم تاثیرگذار است. بی سوادها اکثرا از طبقه پایین جامعه هستند که یا وقت نداشته اند یا در محیط هایی مثل روستاهای دوردست زندگی می کردند که نهضت سوادآموزی به آنها دسترسی کمتری دارد. بالابودن سن بعضی از بی سوادان که دیگر توانایی خوبی در یادگیری نداشتند. اینها مجموعه عواملی است که باعث عدم موفقیت نهضت سوادآموزی می شود. بی سوادی بیش از 15 درصد جمعیت کشور در حالی است که براساس تحقیقات، بی سوادی با وضعیت آسیب های اجتماعی رابطه نزدیکی دارد.
   

چرا مدیران استقلال در این شرایط با بازیکنانی بزرگی چون رحمتی و نکونام برخورد غیراخلاقی دارند؟


چرا مدیران استقلال در این شرایط با بازیکنانی بزرگی چون رحمتی و نکونام برخورد غیراخلاقی دارند؟


نکونام: مدیران استقلال دروغ می گویند






    

    کاپیتان تیم ملی ایران می گوید مسوولان باشگاه استقلال در روزهای اخیر بازی رسانه یی راه انداخته اند و به «دروغ» حقایق را وارونه جلوه داده اند. جواد نکونام در این باره گفت: همه طرفداران استقلال نسبت به علاقه من به این تیم باخبر هستند اما برای من جالب است که چنین حرفی را از سوی افشارزاده می شنوم. نخستین بار است که می شنوم یک بازیکن باید پیشنهاد بدهد تا به تیمی برود. اگر این طور است من عاشق بارسلونا هستم و می خواهم به این تیم بروم اما آیا این اتفاق می افتد؟ مطمئنا خیر. بنابراین این باشگاه است که باید ابتدا بگوید من را می خواهد. من می خواهم مسوولان باشگاه استقلال دیگر دروغ نگویند و واقعیت را با مردم در میان بگذارند. نکونام در ادامه گفت: بحث خواستن من نیست بلکه بحث و واقعیت، نخواستن من از سوی مجموعه استقلال است. این مجموعه استقلال است که من را نمی خواهد.


من در این مدت درباره استقلال حرفی نزدم اما متاسفانه از سوی باشگاه استقلال اخباری منتشر شده که می گویند ما نکونام را می خواهیم اما او علاقه یی به بازگشت به استقلال ندارد، این یک دروغ بزرگ است. از آنها می خواهم دست از دروغگویی بردارند. نکونام در پایان تاکید کرد: مردم بهتر از هر فرد دیگری می دانند که این بازی ها برای چه چیزی است.


از مجموعه استقلال می خواهم دست از این بازی رسانه یی و بازی کردن با اسمم بردارند که اگر دوباره این اتفاق بیفتد مجبورم به رغم میل باطنی ام دوباره به این اظهارات غیر واقعی پاسخ بدهم.


یاداشت


اقای نکونام شما بازیکنی بزرگ هستید همه به خوبی به اخلاق نیک شما واقفند و میدانند که چقدر به فوتبال ما خدمت کردید نگران نباشید مهم مردم هستند مدیران استقلال و مربی تیم استقلال بهتر می دانند که جایگاه شما در بین طرفداران و مردم چقدر بالا و والاست .بهتر است با سکوت این دوره حیاتی را طی کنید و بازیهای پشت صحنه باشگاه استقلال را به خودشان واگذار کنید، این گونه مسایل برای مدیران استقلال دوره ای است یک مدیر با دروغ می خواهد مجموعه ورزشی برای باشگاه بسازد، یکی هم می خواهد با بازیکنان بزرگ درگیرشود شاید در رسانه ها مطرح شوند .مطمئن باش هوداران استقلال پشت سر شماها هستند.