رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

شهروند مطلوب کیست؟(30 ویژگی یک شهروند)


شهروند مطلوب کیست؟(30 ویژگی یک شهروند)



نوشتار جدیدی از دکتر محمود سریع القلم
دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در نوشتاری که برای عصرایران تحریر کرده، 30 ویژگی یک شهروند مطلوب را برشمرده است .
30 ویژگی شهروند مطلوب دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در نوشتاری که برای عصرایران تحریر کرده، 30 ویژگی یک شهروند مطلوب را  برشمرده است که در زیر می خوانید:
                                             
1.    از راست‌گویی، لذت ببرد؛

2.    سعی نکند همه را داشته باشد: هم جذب کند و هم دفع؛

3.    هوش و فهم دیگران را دست‌کم نگیرد؛

4.    اتومبیل خود را برای شهروندی که از خطوط عابر پیاده حرکت می‌کند، متوقف کند؛

5.    در نقل قول از دیگران، حتی ویرگول‌ها را هم رعایت کند؛

6.    ذهنیت خود را از مسائل ضرورتاً مساوی با حقیقت نداند؛

7.    هر چند وقت یکبار، از مخالفین خود احوالپرسی کند؛

8.    نه برنجد و نه برنجاند؛

9.    تفاوت میان تبلیغ و تحلیل رسانه‌های غیرخصوصی را سریع تشخیص دهد؛

10.    به عموم مسایل محیط زیستی، حساس و عامل به عمل باشد؛

11.    از افراد چند شخصیتی و متملق فاصله بگیرد؛

12.    از زبان خود مانند سلامتی خود، مراقبت کند؛

13.    در قبال بدی افراد، عمدتاً سکوت کند تا نیروهای معنوی درونی او پرورش پیدا کنند؛

14.    بدون چشم‌داشت، برای بازکردن گره‌های اطرافیان خود اهتمام ورزد؛

15.    به‌عنوان شهروند، ارزش خود را صدها درجه بالاتر از سیاست‌مداران بداند؛

16.    در هفته، دو نیم روز برای رشد فردی و شخصیتی خود، وقت بگذارد؛

17.    حتی سه بامداد، از چراغ قرمز عبور نکند؛

18.    در محیط کار و زندگی او، رنگ‌های صورتی، زرد، قرمز و کلاً شاد حضور داشته باشند؛

19.    علاقه به کنترل‌کردن و احاطه بر دیگران را از شبکه رفتاری خود، حذف کند؛

20.   عیوب دیگران را به صورت خصوصی، تدریجی و لحن اصلاحی به آنها منتقل کند؛

21.    جایی که به او احترام نمی‌گذارند، نرود؛

22.    ادب، تربیت و متانت او نسبت به مواضع سیاسی‌اش، حضور، نمود و برجستگی بیشتری داشته باشند؛

23.    آنقدر تمرین کند تا از موفقیت دیگران ناراحت نشود؛

24.    از اجرای قانون و رعایت آیین‌نامه‌ها، لذت ببرد؛

25.    همه‌جا، با همه‌کس و در معرض هر مخاطبی، یک شخصیت داشته باشد؛

26.    از حلقه اول دوستان خود مرتب احوالپرسی کند؛

27.    در مغازه‌ها، اجازه دهد کسانی که قبل از او وارد مغازه شده‌اند، زودتر کارشان انجام شود؛
 
28.    مروج و مبلغ رفتار و افکار مثبت افراد باشد و نه خود افراد؛

29.    در ماه حداقل یک کتاب تمام کند، یادداشت‌برداری کند و در منظومه فکری و رفتاری خود، آنها را به کار گیرد؛

30.    معرف و مظهر این بیان مولانا شود:
هین، خمش کن، خار هستی را ز پای دل بکن        تا ببینی در درون خویشتن، گلزارها

فرهنگ کتاب خوانی در ایران چرا پایین است؟


فرهنگ کتاب خوانی در ایران چرا پایین است؟


کندوکاو 
چرا ایرانیان کمتر کتاب می خوانند؟


نویسنده: علی اصغر سیدآبادی



    سال 1353پژوهشی زیرنظر دکترعلی اسدی در سطح ملی انجام شده است که بخشی از آن به رفتارهای فرهنگی مردم و به خصوص مصرف فرهنگی آنان اختصاص دارد. نتیجه آن پژوهش در حوزه کتاب این است که مردم ایران خیلی کم کتاب می خوانند و کتابخوانی به عنوان رفتار حاشیه یی مصرف فرهنگی ایرانیان است. سال ها بعد یعنی سال 1383 نیز در پژوهش ارزش ها و نگرش های ایرانیان که به سرپرستی دکترمحسن گودرزی و در دفتر طرح های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده است، بار دیگر به این موضوع پرداخته اند و نتیجه باز هم چندان تفاوتی نکرده است و تنها 21 درصد گفته اند که همیشه کتاب می خوانند. پژوهشگران سال 1353 درباره دلایل و علل کم خوانی ایرانیان هم نظر مردم را پرسیده اند و هم خود تحلیلی ارائه کرده اند. به نظر آنان «تنها عاملی که با خواندن کتاب رابطه مستقیم دارد، سواد است. با افزایش تحصیلات گروه کتابخوانان مستمر هم افزایش می یابد و از 9 درصد کتابخوان در میان افراد با تحصیلات سیکل به 21 درصد در میان افراد با تحصیلات عالیه می رسد.» با این حال این پرسش از همان روزگار باقی است که چرا 79 درصد بقیه در میان باسوادان کتاب نمی خوانند؟ با اینکه در حوزه های دیگری که با «سواد» مرتبط است مانند روزنامه و مجله خوانی و در حوزه هایی که با میزان دسترسی مرتبط است مانند برخورداری از تلویزیون و رادیو، آمار ها در این دو تحقیق تفاوت معناداری را نشان می دهند، اما در حوزه کتاب و کتابخوانی در بر یک پاشنه می چرخد. میزان سواد مردم در سال 1383 با سال 1353 قابل مقایسه نیست و بسیار بالاتر رفته است. همچنین دسترسی به کتاب نیز افزایش یافته است. تعداد کتابفروشی ها، مراکز توزیع، نمایشگاه ها و کتابخانه ها افزایش پیدا کرده است. با این حساب نباید تردید کنیم که در سال 1383 نسبت به سال 1353 باید مردمی کتابخوان تر داشته باشیم، اما چرا مردم کتابخوان تر نشده اند؟ مردم باسواد در سال 1353 نداشتن فرصت و بی علاقگی به کتابخوانی یا عادت نداشتن به کتابخوانی را به عنوان دو دلیل کتاب نخواندن خود برشمرده اند. سال ها بعد نیز کماکان نداشتن فرصت به عنوان یکی از علل کم خوانی ذکر شده است، اما اگر از هرکسی بپرسیم که چرا کم کتاب می خوانید، به قیمت گران کتاب اشاره می شود. تازه این آمار ها مال قبل از سال 1383 است. از سال 1383 تاکنون تحولات گسترده یی در دسترسی مردم به رسانه های نوین ایجاد شده است. دسترسی به اینترنت و به خصوص اینترنت پرسرعت بسیار آسان تر شده است. نقش گوشی های هوشمند و تبلت ها در زندگی مردم افزایش بسیار یافته است و امروزه نسل جوان ساعت های زیادی را در این فضا ها سپری می کنند و در تحلیل های منتشر شده، گاهی این فضا ها رقیب کتاب شمرده می شود.البته از سویی این فضا ها شکل های جدیدی از کتاب و کتابخوانی را نیز ایجاد کرده اند، اما این تحلیل که استفاده ارتباطی و سرگرم کننده در این فضا ها بسیار بیشتر از کتابخوانی است، تحلیل قابل تاملی است.
    با این حال ما تصویری روشن از وضعیت کتابخوانی در سال های اخیر نداریم. نهادهای مختلفی با تعریف های متفاوت از «کتاب خوانی» آمارهایی از سرانه مطالعه در کشور ارائه کرده اند. به این دلیل که مبنا یکسان نیست و به خصوص با مبناهای جهانی در این زمینه متفاوت است، این آمار ها امکان تطبیق و بررسی وضعیت ایران را در میان کشورهای مختلف جهان نمی دهد، اما آنچه مسلم است و مورد تاکید بسیاری از کار شناسان و بزرگان کشور، این است که ما ایرانیان کتاب کم می خوانیم.
    
    بنابراین کماکان پرسش همان است و پاسخ همان: اما آیا این پاسخ ها، پاسخ هایی واقعی است یا توجیه رفتاری که به نظرمان شایسته نیست، اما اراده یی برای تغییرش نداریم؟
    پاسخ های تبلیغاتی و غیرواقعی به این پرسش جز پنهان کردن درد و به تاخیر انداختن درمان فایده یی ندارند. برای هر تحول اساسی در کتابخوانی باید به این پرسش پاسخ بدهیم که ما ایرانیان چرا کمتر کتاب می خوانیم؟ ما سال هاست با این پرسش درگیر هستیم.
    
   

عقب نشینی به سبک قالیباف(طراح تفکیک جنسیتی باز منکر حرفهای خود شد)(سند)


عقب نشینی به سبک قالیباف(طراح تفکیک جنسیتی باز منکر حرفهای خود شد)(سند)



قالیباف: با تفکیک جنسیتی مخالفم



اعتماد| محمد باقر قالیباف، شهردار تهران روز گذشته اعلام کرد با تفکیک جنسیتی مخالف است. این در حالی است که حدود دو ماه پیش و بعد از بخشنامه پرحاشیه شهرداری در مورد «تفکیک جنسیتی» او در نماز جمعه تهران با اشاره به «غیرت دینی» از لزوم جداسازی کارمندان زن و مرد شهرداری با هدف تکریم زنان گفته بود.سخنان قالیباف اشاره یی مستقیم به تفکیک زنان از مردان بود. اما او هیچگاه زیر بار این «واژه» نرفت و بعد از آن بارها تاکید کرد که منظور من جدا کردن زنان از مردان نبوده است. اما هر چه بود سردار چراغ اول را روشن کرده بود. این بار نوبت برخی از شهرداران مناطق مانند شهردار منطقه 7 و گروهی از دیگرمدیران شهری بود که با تایید سخنان رییس خود، چند گام جلوتر از وی بردارند و تفکیک جنسیتی را در دستور کار خود قرار دهند. این موج که روزبه روز گسترده تر می شد این بار به کرسی نشینان مجلس نیز کشیده شد. نمایندگان مجلس در نامه یی در این خصوص با اعلام حمایت از تفکیک جنسیتی در شهرداری، از دولت خواسته بودند این رویه را در سایر ارگان ها و سازمان های دولتی نیز رعایت کنند. نامه یی که بعدها برخی از امضاکنندگان آن اعلام کرده بودند که تحت شرایطی خاص و جو حاکم آن را امضا کرده اند. اما بازهم این پایان ماجرا نبود. چند روز بعد قائم مقام وزارت کار طی نامه یی به انتقاد از شهرداری این اقدام را مغایر کنوانسیون های جهانی دانست. این نامه که گویا به مذاق طرفداران شهردار تهران به هیچ عنوان خوش نیامده بود، بهانه یی شد برای هجوم به دولت و وزیر کار. هجومی که در نهایت با نامه کدخدامنشانه وزیر کار کم فروغ شد و اندک اندک به فراموشی سپرده شد ولی گویا قرار نیست این داستان به این زودی ها تمام شود چرا که آقای شهردار هر از چندگاهی دوباره خود با طرح این موضوع به آن دامن می زند. قالیباف که روز گذشته در جمع اساتید بسیجی مشهد بوده با بیان اینکه «موافق تفکیک جنسیتی نیست» دوباره این سوژه را به صدر اخبار رسانه ها بازگرداند: اظهارنظری که برخی آن را تکراری و گروهی دیگر عقب نشینی ملایم سردار معنا کرده اند.
    
    

پیشنهاد مطهری برای ایستادن در مقابل تندروهای اقلیت در مجلس


پیشنهاد مطهری برای ایستادن در مقابل تندروهای اقلیت در مجلس

انسجام معتدل‌ها علیه تندروها
علی مطهری . نماینده تهران در مجلس
مجلس؛ مکانی است که در آن هر یک از نمایندگان باید امکان طرح دیدگاه و سخن خود را داشته باشند و کسی نمی‌تواند این حق را از آنان سلب کند. در چنین فضایی، طبیعی است که گرایش‌های مختلف به دنبال بیان مواضع خود باشند و طرف مقابل هم موضع خود را بیان کند. این؛ طبیعت مجلس است، گرچه این اعلام مواضع گاهی توام با توهین و افترا می‌شود، اتفاقی که در جلسه دیروز افتاد که البته اخلاقی نیست. درخصوص معرفی نامزد برای نمایندگی قوه‌مقننه در شورای نظارت بر صداوسیما و نیز هیات نظارت بر مطبوعات، کمیسیون فرهنگی با توجه به اکثریتی که دارد، از اختیار قانونی خود که در ماده 218 آیین‌نامه داخلی مجلس وجود دارد استفاده نادرست کرد. آنان به این مهم بی‌توجه بودند که قرار است نماینده قوه‌مقننه در هیات نظارت بر مطبوعات انتخاب شود نه نماینده کمیسیون فرهنگی و یک گرایش خاص فکری.

نوعی بی‌تدبیری در این مساله اتفاق افتاد و دو شخص خاص از یک تیپ فکری، آن هم تندرو، به مجلس معرفی شدند در حالی که در چنین مواردی باید دست مجلس باز باشد تا افراد بتوانند به گرایش موردنظر خود رای بدهند.
 
بنده برای بازشدن دست‌کمیسیون فرهنگی و نیز ازبین‌رفتن شبهه تاثیر نسبت خانوادگی با رییس مجلس در تصمیم هیات‌رییسه، با اینکه نفر سوم در رای‌گیری کمیسیون با اختلاف یک رای بودم، از نامزدی انصراف دادم تا مشکل حل شود و کمیسیون فرهنگی که در واقع با من مشکل داشت نفرات بعدی را معرفی کند ولی آنها روی نظر خود پافشاری کردند و در نتیجه جلسات اخیر مجلس با تنش در صحن بر سر این موضوع همراه شد. تضعیف آقای لاریجانی یک هدف کلی برای تندروهای مجلس است که به هر بهانه‌ای حمله‌ای را تدارک می‌بینند و این در ماجرای برهم‌زدن سخنرانی ایشان در قم و جلسه علنی روز گذشته و مانند اینها قابل مشاهده است.

 با وجود این، روز گذشته دکتر لاریجانی به‌خوبی جلسه را اداره کرد و پاسخی درخور تامل به اتهام آنها داد که «دیکتاتوری اقلیت، بدتر از آن چیزی است که مرا به آن متهم می‌کنید.»


تجربه نشان داده که این گروه همچنان به دنبال تنش و حاشیه‌سازی خواهد بود. راهکار مواجهه با آنها این است که نمایندگان معتدل که تعداد آنها کم نیست، انسجام بیشتری داشته باشند و فرصت عرض‌اندام به این افراد را ندهند. واقعیت این است که اکثر نمایندگان، این تفکر را قبول ندارند اما به دلیل فقدان انسجام کافی میان آنها گاهی تندروها ابتکار عمل را به دست می‌گیرند. آنها دارای تشکیلات و برنامه هستند و از محافلی خارج از مجلس خط می‌گیرند. گاهی مجلس را در مقابل عمل انجام‌شده قرار می‌دهند و نمود خارجی آن این است که کل مجلس تندرو است.

 
لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=42061

ایده های زندگی خود را تغییر دهید(لطفا بخوانید)


ایده های زندگی خود را تغییر دهید(لطفا بخوانید)


روی دیگر زندگی
 
راضیه کتابچی
 
آیا شما نیز دچار تکرار و روزمرگی در زندگی شده‌اید؟ آیا از این‌که روزهای پر ارزش عمرتان یکی پس از دیگری و بدون هیچ اتفاق و پیشامد خاصی سپری می‌شوند احساس افسردگی می‌کنید؟ آیا تاکنون به ایجاد تغییر و تحولی در زندگیتان اندیشیده‌اید؟ دلایل زیادی وجود دارد که شما را به ایجاد یک روال جدید در زندگی وا می‌دارد. انسان برای تداوم زندگی و تمایل به ادامه آن نیاز به ایجاد تحول و تنوع در زندگی روزمره‌اش دارد. اگر خوب به دور و برمان نگاه کنیم می بینیم که زندگی جریان دارد و اگر با آن همراه نشویم این ما هستیم که عقب می مانیم، نه زندگی.اگر بخواهیم روزمرگی را تعریف کنیم باید بگوییم وقتی انجام کارها شکلی کلیشه ای، یکنواخت و بدون تنوع پیدا کند و دائما در حال تکرار باشد و نوعی از پیشرفت توأم با انگیزه ،شوق و انرژی در آن وجود نداشته باشد می‌گوییم روزمرگی رخ داده است. چه موقع به ایجاد روالی جدید در شیوه زندگی خود نیازمندیم؟ اگر احساس کردید اعضای خانواده‌تان زمان کافی را برای تفریح با یکدیگر سپری نمی‌کنند، ایجاد یک شیوه جدید در روش زندگی بسیار مثمرثمر خواهد بود. شما می‌توانید روزهایی را به عنوان روزهای خانوادگی با حضور تمامی ‌اعضای خانواده تعیین نمایید.وقتی که مرتباً دلیلی برای ایجاد تعارض و ناسازگاری یا کشمکش در خانواده به چشم می‌خورد، وقت آن است که در مورد تغییر شیوه زندگیتان بیندیشید. این روال جدیدی که برای زندگیتان در نظر می‌گیرید اگر تقریباً مطابق با عادات رفتاری همه اعضای خانواده باشد، خصوصاً در متوقف کردن نزاع و زد و خورد و درگیری‌های لفظی بین بچه‌ها می‌تواند موثر باشد.  پس تهدید را تبدیل به فرصت کنید و از همین حس و حال امروزتان انگیزه بگیرید تا برنامه تازه ای را در پیش بگیرید و در مدت کوتاهی خوشی و شادمانی زندگی تان را افزایش دهید. اگر نمی دانید از کجا شروع کنید راه های زیر را امتحان کنید:

1. ایده های بزرگ داشته باشید اما آهسته شروع کنید: باید هدفی را در آینده مشخص کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما فراموش نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن است. شاید در ابتدا برای تغییرات هیجان زیادی داشته باشید اما کمی دست نگه دارید و ترمز بکشید. با این نوع طرز فکر خیلی زود انگیزه تان را از دست می دهید.

 2. یک دوست همراه پیدا کنید:به طور حتم به شرایط فعلی تان عادت کرده اید و بیرون آمدن از این وضعیت دشوار به نظر می رسد. می دانید که قرار است به جای بهتری برسید اما گاهی اوقات شاید مردد شوید و این تردیدها شما را از ادامه مسیر باز دارد. در چنین شرایطی یک دوست خوب نعمت بزرگی است. فردی که به شما کمک کند مأیوس نشوید و به مسیرتان همچنان ادامه دهید.

3. مکمل های ویتامین D بخورید:کمبود این ویتامین با علائمی مانند افسردگی، خستگی، ضعف سیستم ایمنی، چاقی، کمردرد یا ریزش موها همراه می شود. اگر این نشانه‌ها در شما هم دیده می شود و در رژیم غذایی تان منابع ویتامین D کافی وجود ندارد و در معرض نور خورشید هم نیستید، این مکمل‌ها را در نظر بگیرید.


4. دفتر خاطرات داشته باشید:برای اینکه مراحل تغییرات تان را به خوبی دنبال کنید، یک دفتر خاطرات یا سررسید داشته باشید و وقایع مهم را داخل آن بنویسید. این کار چند مزیت دارد:نوشتن عواطف و احساسات درباره موضوع های مختلف به آرامش شما کمک می کند.وقتی اهداف تان را روی کاغذ می‌نویسید آنها را فراموش نمی‌کنید.نوشتن روزانه، انگیزه شما را برای تغییر زندگی بیشتر می‌کند و از این اهداف فاصله نمی گیرید.وقتی نوشته ها را مرور می کنید به نقاط ضعف و قوت خودتان پی می‌برید و در آینده کمتر اشتباه می کنید.البته درباره نوشتن یک تبصره هم وجود دارد. وقتی از موضوعی عصبانی هستید بهتر است عواطف و احساسات تان را روی کاغذ بنویسید اما این کاغذها را نگه ندارید. آنها را پاره کنید. این نوشته ها سبب می شود ناراحتی ها را از یاد ببرید و احساسات بهتری داشته باشید.

5. از افراد منفی باف دوری کنید:نام افرادی را که انرژی منفی شان را به شما تزریق می کنند، یادداشت کنید؛ این افراد با افکار منفی شان شما را از اهداف تان دور می کنند. به طور حتم در خانه، محل کار، جمع دوستان و ... افرادی را می بینید که از در و دیوار طلبکارند ونسبت به آینده دیدگاه روشنی ندارند. فهرستی از آنها تهیه کرده و ارتباط تان را با این افراد به حداقل برسانید. در مقابل باید به دنبال کسانی باشید که از حرف ها و رفتارشان انرژی مثبت می گیرید.


6. خودتان منبع انرژی خودتان باشید: به طور حتم در اطراف تان افرادی هستندکه به شما انرژی مثبت می‌دهند. حتی ممکن است بعضی از فعالیت های روزانه هم برای شما انرژی بخش باشند. بنابراین باید تصمیم بگیرید که این فعالیت ها را افزایش دهید. 7. با خودتان قرار بگذارید: هدف گذاری به تنهایی کافی نیست. باید به قول و قراری که با خودتان می گذارید پایبند باشید. گاهی اوقات بعد از پنج تا شش روز اهدافی که با جدیت آنها را روی کاغذ نوشته بودید به سرعت فراموش می شوند، بنابراین برای خودتان جایزه های کوچکی تعریف کنید. وقتی اهداف بزرگ به اهداف کوچکتری تقسیم شوند، دستیابی به آنها ساده تر می شود. می توانید آنها را زودتر به دست بیاورید و برای رسیدن به اهداف بعدی آماده تر شوید. این جایزه می تواند یک ولخرجی کوچک برای خودتان باشد تا به این بهانه خوشحال و با انگیزه به حرکت تان ادامه دهید.