رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

مشکل کشورمان چیست؟

مشکل کشورمان چیست؟

یادداشت دکتر سریع القلم برای عصرایران
علت‌العلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بین‌المللی است...اول شرط توسعه‌یافتگی این است که همه بپذیرند، سیستم‌سازی مبنای تحول است.
عصرایران - مهم ترین مشکل کشور چیست؟ این موضوعی است که دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی برای عصرایران بدان پرداخته است که در زیر می آید:مهم‌ترین مشکل کشور چیست؟

به سه مورد زیر، توجه فرمایید:

 .1 کشورهای عربی حوزة خلیج فارس حدود 2 تریلیون دلار صندوق دخیرة ارزی (خارج از بودجه جاری خود) دارند که در سال چند صد میلیارد دلار از طریق سرمایه‌گذاری در غرب و آسیا، برای این کشورها و نسل‌های آتی آنها سود حاصل می‌کند؛

.2 منطقه سی لی کان ولی (Silicon Valley) که مهم‌ترین منطقه فن‌آوری جهان در شمال کالیفرنیاست با جمعیتی معادل 6.828.617 نفر در ماه جاری، درآمد سرانة 63.288 دلار که جزء بالاترین در جهان است را رقم زد؛

.3 چینی‌ها اخیراً موشک زمین به دریای 1100 کیلومتری (DF-21D) با هزینة 11 میلیون دلار با موفقیت آزمایش کردند.

معانی صریح و تلویحی این تحولات عظیم در سطح همسایه‌های ما و در مقیاس جهانی چیست؟ همة کشورها به فکر توسعه و افزایش توان‌مندی هستند حتی قطر با جمعیت 250 هزار نفری معادل یک محلة تهران. اعراب جنوب خلیج فارس به‌تدریج در حال خرید روزافزون سهام شرکت‌های نفتی بزرگ جهان هستند و اگر ما در آینده بخواهیم به‌منظور دستیابی به فن‌آوری نفت و گاز، با شرکت‌های بزرگ جهان همکاری کنیم چه‌ بسا با دستور کار سیاسی همسایگان سهامدار خود نیز روبرو شویم. آیا می‌توان عنصر فن‌آوری و تکنیک را از فرآیند تولید ثروت و قدرت نادیده گرفت؟ چینی‌ها به دو دلیل وارد عرصة جهانی شده‌اند: اول فروش کالا و خدمات و دسترسی به پول و ثروت و دوم همکاری‌های مربوط به دستیابی فن‌آوری. از قدیم روس‌ها و چینی‌ها علاقة وافری به منطقة سی‌لی‌کان‌ولی داشته‌اند به‌طوریکه آمریکا، این منطقه را از مناطق کلیدی امنیت ملی خود تلقی می‌کند.

آیا می‌توان به جز افزایش توان‌مندی‌های اقتصادی، تولیدی، مالی و فن‌آوری هدف دیگری برای یک کشور در این منظومة موجود جهانی تصور کرد؟ هر هدف سیاسی و هر افق فرهنگی که یک کشور برای خود درنظر بگیرد، تابع تولید امکانات و ثروت است. وقتی روزنامه‌ها و رسانه‌ها را مطالعه می‌کنیم، هر فردی، هر نهادی و هر جمعیتی، اشکالات کشور را از زاویه دید و منافع خود می‌بیند:‌ یکی می‌گوید مهمترین مشکل، آلودگی هوای تهران است. دیگری اظهار می‌دارد بالا بودن تعداد سارقان و معتادان مسئله اصلی ماست.

باز دیگری تصور می‌کند که مسئله اصلی ما ایرانیان، تحولات عراق است. آن طرف‌تر، مطرح می شود هدف اصلی زندگی ما ایرانیان تغییر جهت و ماهیت نظام بین المللی است. همینطور مسایل دیگر: فساد، رانت‌خواری، فرسوده بودن ناوگان هوایی، بوروکراسی ناکارآمد، جاده‌های ناامن، بنزین ناسالم، لبنیات آلوده، بحران کمبود آب، تعداد پرونده‌های قضایی، نبود امکانات برای عامه مردم برای رسیدگی به بهداشت دندان، رسانه‌های ضعیف و عمدتاً تبلیغاتی و غیره
.

آیا با وجود صدها مؤسسه تحقیقاتی و هزاران محقق در کشور، تا بحال "درخت مسائل و مشکلات کشور" را ترسیم کرده‌ایم؟ آیا نباید تقدم و تأخر مشکلات را طراحی کنیم؟ اگر افزایش توان‌مندی را به‌عنوان کلیدی‌ترین هدف کشور بپذیریم، مشکلات و موانع تحقق چنین هدف کانونی کدام است؟ امروز چینی ها در بازارهای مالی آمریکا حضوری فعال دارند. امروز تحولات سیاسی خاورمیانه به سمتی می‌رود که سرنوشت جریان‌ها و کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه و حتی پاکستان و افغانستان با امکانات مالی کشورهای عربی خلیج فارس تعیین خواهدشد. قدرت و تأثیرگذاری وزارت خزانه‌داری آمریکا امروز با وزارت دفاع آن کشور هم‌طرازی می‌کند. در تحولات اخیر مربوط به اوکراین، ظرفیت‌های فکری و سیاسی خانم مرکل صدراعظم آلمان نه تنها 6200 شرکت آلمانی بلکه مجموعه اتحادیه اروپا را در رابطه با تحریم‌های روسیه، اقناع کرد. در جهان امروز، اقناع سیاسی و اقناع فرهنگی، به پشتوانه قدرت اقتصادی نیاز دارد.

در کشور ما، تعداد همایش‌ها بسیار فراوان است. معمولاً، مسئولان در دو ـ سه ساعت اول حضور دارند. همایش‌ها بعضاً دو روز و حتی سه روز برگزار می‌شوند. اگر بخاطر بیاوریم در اواخر دهة 60 و اوایل 70، تنها یک فصلنامه تخصصی در متون سیاسی و اقتصادی در کشور وجود داشت. اما امروز نزدیک به سیصد فصلنامه در این موضوعات در کشور تولید و منتشر می‌شود. علی رغم رشد کمی در این‌گونه ادبیات و متون، آیا ما هرم علت و معلولی مشکلات کشور را توانسته‌ایم طراحی کنیم؟

مشکل 1 و 2 و 3 کشور کدامند؟ طبعاً نمی‌توان گفت کشور 245 مشکل دارد زیرا که مجموعه مشکلات در یک شبکة علت و معلولی معنا پیدا می‌کنند. نمی‌توان در هر سخنرانی، مشکل یک کشور را تغییر داد و یا به تناسب مخاطبان، اولویت‌های جامعه را تنظیم نمود. منطقی نخواهد بود که بعضی معلول‌ها را مشکلات اصلی بدانیم و یا 20 اولویت مساوی داشته باشیم. کشورداری و حکمرانی مطلوب به یک نظام فهم دقیق مسایل، علت‌ها و معلول‌ها، هرم مشکلات و طراحی درخت اولویت‌ها نیاز دارد. اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ بخشی دیدن مسایل کشور، غرق شدن در حل و فصل مسایل یک سازمان و نادیده‌گرفتن کل سیستم اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خارجی، ما را همچنان مشغول بحث‌های بدیهی، کلی با حواشی فراوان کرده و خواهد کرد. اگر با نگاه سیستمی و منظومه‌وار به کل مسایل ایران ننگریم، نمی‌توانیم مشکلات را و 1 و 2 و 3 کشور را تشخیص دهیم
.

اگر مجموعة مشکلات کشور را یکجا ببینیم، بنظر می‌رسد کانون ماهوی این مسایل در ناکارآمدی است. از خراب‌شدن آسفالت یک هفته پس از تکمیل گرفته تا تأخیر پروازها، از نرخ دو رقمی تورم گرفته تا اول بودن ایران در فرار مغزها، از کشته شدن 22 هزار نفر در جاده‌ها گرفته تا وضعیت دریاچه ارومیه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسیار پایین فضای کسب و کار در ایران گرفته تا بیکاری 65 درصد از زنان تحصیل‌کرده، از سقوط مکرر هواپیماها گرفته تا تعداد محدود روز های هوای پاک در شهر ها. مجدداً تکرار می‌کنم: اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ آیا ما در مدیریت کشور به تئوری سیستم‌ها قائل هستیم؟ هر چند تمامی خلقت تابع تئوری سیستم‌هاست.

بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق می‌توانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علت‌العلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟ علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخ‌های متعددی به این سئوال داده شود. طی 26 سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشته‌ام: علت‌العلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بین‌المللی است.
اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی می‌داشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمی‌دادیم.
اگر ارتباطات جدی بین‌المللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جاده‌ها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور می‌شدیم حل و فصل کنیم.

اگر ارتباطات وسیع بین‌المللی داشتیم، نمی‌توانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دهه‌ها حفظ کنیم.
اگر بین‌المللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا می‌کردند، تدریس می‌کردند، آموزش می‌دادند و می‌آموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک می‌زدند.
اگر بین‌المللی بودیم، قبول نمی‌کردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
اگر بین‌المللی عمل می‌کردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافی‌های خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمی‌دیدیم
.

منظور از بین‌المللی‌شدن چیست؟ سه اصل است:‌ رقابت، کیفیت و استاندارد. تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بین‌المللی‌شدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارق‌العاده‌ای کرده‌اند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کرده‌اند و هم می‌توانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کرده‌اند، همسایة شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کرة شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا می‌شود و نظمی که ایجاد کرده‌اند را متزلزل می‌کند.

آیا من و شما می‌توانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته می‌شد ونزوئلا یا لیبی، همه می‌دانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند. اول شرط توسعه‌یافتگی این است که همه بپذیرند، سیستم‌سازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت می‌کنند. مبانی پیشرفت و فرآیندهای تحول کیفی در حد عمومی و سهل‌الوصول شده‌اند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا می‌شود که می‌شود آنها را در گوگل جستجو کرد و نیازی به این همه جلسه، همایش، سخنرانی، میزگرد، صدها سایت و جدول‌های نافرجام نیست. بنظر می‌رسد از اوایل سلطنت ناصرالدین شاه تاکنون در کشور ما بحث می‌شود که پیشرفت خوب است یا بد.

اعتقاد به کشور و آینده کشور و آینده مردم ایران باعث خواهد شد تا از مباحث نظری عبور کرده و به راهبردها و سیاست‌های جهان‌شمول و محک‌خورده جهانی روی‌ آوریم و مانع از بروز بحران‌های جدید شویم. اگر این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها و چرخش‌ها صورت نپذیرد، متأسفانه با قواعد علمی می‌توان نتیجه گرفت ایران با یک فرآیند افول پایدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناکارآمدی است و راه‌حل آن بین‌المللی‌شدن است. سیستم، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بین‌المللی قابل تحقق است. ملتی که ثروت دارد، می‌تواند فرهنگ و ارزش‌های خود را نیز حفظ کند. ملتی که ثروت دارد می‌تواند استقلال و حاکمیت سیاسی خود را حفظ کند و حکومتی که تولید ثروت را برای عامه مردم خود تسهیل می‌کند به مهم‌ترین منبع مشروعیت‌یابی سیاسی نیز دسترسی پیدا می‌کند
.

در برابر هر آنچه گفته شد اما یک نقطه باقی ماند. در کشور ما بیش از صدها سایت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌رسانی، تحلیل و تبلیغ مشغولند. در این آشفته بازار خبر و تحلیل و تبلیغ، فهم دقیق، علمی، سیستماتیک و منصفانه مسایل ایران کار سهلی نیست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، کینه‌توزی، تحریف، بزرگ‌نمایی، سیاه‌نمایی در خبر و تحلیل و تبلیغ و ترویج همه در هم مطرح می‌شوند. تمیز صواب از ناصواب بسیار مشکل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون تردید هستند روزنامه‌ها و سایت‌هایی که دغدغة کشور و مردم ایران را دارند و به جامعه معیار و آگاهی می‌دهند. در عین حال، خلأ تحلیل علمی، بی‌طرف، سیستم‌وار و آینده‌نگرانه مشاهده می‌شود.

در متدلوژی علوم انسانی، کارآمدترین و دقیق‌ترین روش فهم یک پدیده، مقایسة آن با پدیده‌های مشابه است. شاید برای دستیابی به یک تحلیل علمی، سیستماتیک، واقع‌بینانه و منصفانه از مسایل کشور، مقایسه آن با شاخص‌های کشورهایی مانند ترکیه، امارات، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی و اندونزی مناسب‌ترین روش باشد
.

گفتنی ها(داستایوفسکی)

گفتنی ها(داستایوفسکی)


بزنگاه



چیزهایی هست که نباید گفت، مگر برای دوستان. چیزهایی هست که باید گفت حتی برای دوستان و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت حتی برای خویش .
    
    فئودور داستایوفسکی
    
    

شهرهای سالم جهان را از لحاظ استاندارد وزندگی بهتر بشناسیم(قابل توجه شهردار تهران)


شهرهای سالم جهان را از لحاظ استاندارد وزندگی بهتر بشناسیم(قابل توجه شهردار تهران)



۱۰ شهر سالم جهان را بیشتر بشناسیم


سلامت ما تنها به سبک زندگی‌مان بستگی ندارد بلکه محل زندگی نیز بر سلامت انسان تاثیر مستقیم دارد.

یک شهر سالم رعایت شیوه‌های زندگی سالم را نیز برای ساکنان آن آسان می‌کند. این مسئله از خدمات باکیفیت سلامت گرفته تا تشویق مردم به پیشگیری از بیماری‌ها یا کاهش آلودگی‌های هوا را شامل می‌شود.

به گزارش ایسنا به نقل از شبکه‌ سی‌ان‌ان، ۱۰ شهر سالم جهان که مسئولان آنها برنامه‌های خلاقانه‌ای را برای مقابله با بیماری‌ها و افزایش کیفیت زندگی شهروندان خود تدارک دیده‌اند شامل شهرهای ذیل می‌شوند اما ذکر این نکته ضروریست که داشتن سلامت کافی تنها وظیفه دولت نیست بلکه همکاری شهروندان نیز برای تشکیل یک جامعه سالم ضروری است.

پس با ما در سفری کوتاه به سالمترین شهرهای جهان همراه شوید:







- کپنهاگ (دانمارک) - جمعیت: یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر - علت انتخاب: داشتن مردم شاد



کپنهاگ یک شهر پرجنب و جوش مملو از متخصصان پرتلاش و خانواده‌های جوان است. با این حال ‌ساعت‌های کار طولانی در این شهر اصلا جایی ندارد. بنابر آمارهای منتشر شده در گزارش سازمان همکاری‌ اقتصادی و توسعه (OECD)،‌ تنها دو درصد از کارمندان کپنهاگ بیش از ۴۰ ساعت در هفته، کار می‌کنند و این مسئله به آنها کمک می‌کند تا وقت آزاد و کافی برای بودن در کنار خانواده، شرکت در فعالیت‌های ورزشی و سایر فعالیت‌های داوطلبانه داشته باشند. هزینه شرکت در این برنامه‌ها از ورزش یوگا در پارک‌ها گرفته تا سبدبافی رایگان است. این مسئله مردم را تشویق می‌کند تا حضور پررنگی در این فعالیت‌ها داشته باشند.

توانایی برقراری تعادل میان ساعت‌های کاری و گذراندن وقت با دوستان و خانواده نه تنها استرس افراد را کم می‌کند بلکه میزان شادی آنها را نیز افزایش می‌دهد. عوامل دیگری که بر شادی شهروندان این شهر می‌افزاید فضای آرام این شهر است. شهروندان کپنهاگ همچنین به پیاده روی، رستوران گردی و خرید عاقلانه‌ زیادی دارند و بسیار از مردم حتی زنان نیز با وجود پوشیدن لباس‌های رسمی برای رفتن به سر کار از دوچرخه استفاده می‌کنند. سازمان ملل از نظر میزان شادی، شهر کپنهاگ را در رتبه نخست جهان معرفی کرده است. مردم کپنهاگ همچنین حمایت خوبی از هم دارند به طوری که ۹۶ درصد از آنها می‌گویند در مواقع نیاز، فردی را در زندگی خود دارند که بتوانند روی او حساب کنند. بهره‌مندی از این جامعه حمایتی یکی دیگر از دلایل معرفی کپنهاگ به عنوان یکی از سالمترین شهرهای دنیا و در عین حال شادترین شهر جهان است.



- اوکیناوا (ژاپن) - جمعیت: یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر - دلیل انتخاب: طول عمر بالا
امید به زندگی زنان در شهر اوکیناوا ۸۶ و در مردان ۷۸ سال است که این رقم ۱۳ سال بالاتر از میانگین امید به زندگی مردان در جهان و ۱۳ سال از میانگین امید به زندگی زنان جهان بالاتر است. این شهر همچنین بالاترین تعداد افراد بالای ۱۰۰ سال جهان را در خود جای داده، ضمن اینکه بسیاری از شهروندان این شهر حتی تا سنین کهنسالی سلامت خود را به‌ خوبی حفظ می‌کنند. این شهر بیش از ۹۰۰ شهروند بالای ۱۰۰ سال دارد و آمار ابتلا به بیماری‌های جدی نظیر سرطان، بیماری‌های قلبی و دیابت نوع ۲ در بین مردم این شهر پایین است.

اما رژیم غذایی مردم «اوکیناوا» چیست که این همه عمر می‌کنند؟ آنها معمولا کمتر گوشت قرمز می‌خورند و مصرف مشروبات الکلی و استعمال دخانیات در آنها بسیار پایین است. در فرهنگ این شهر نیز به سالمندان احترام زیادی گذاشته می‌شود.



- مونت کارلو (منطقه‌ای در کشور خودمختار موناکو در اروپای غربی) - جمعیت:


۱۵ هزار نفر - علت انتخاب: پایین بودن مرگ و میر نوزادان

منطقه مونت کارلو که در کشور کوچک و خودمختار موناکو واقع است یک منطقه اشرافی است که پایین‌ترین نرخ مرگ و میر نوزادان را دارد. در این شهر به ازای هر ۱۰۰۰ تولد ۱.۸۱ نوزان می‌میرد.علت اصلی پایین بودن نرخ مرگ و میر نوزادان پوشش کامل خدمات بهداشتی و درمانی در این منطقه است که بر پیشگیری،‌ آموزش و نظارت مبتنی است. مراقبت‌های حین بارداری همچنین منجر به وضع حمل سالم و مطمئن می‌شود و مراقبت‌های بلافاصله پس از زایمان نیز از تعداد مرگ و میر نوزادان می‌کاهد.

این منطقه ثروتمند همچنین از نظر درآمد تولید ناخالص ملی، پنجمین شهر جهان محسوب می‌شود. در مقایسه‌ای که سازمان جهانی بهداشت (WHO) بین ۲۰ درصد جمعیت فقیرترین کشورهای جهان با ۲۰ درصد از جمعیت ثروتمندترین کشورهای جهان انجام داد، مشخص شد که نرخ مرگ و میر نوزادان زیر یک سال در فقیرترین کشورهای جهان دو برابر کشورهای ثروتمند است. لذا از آنجا که مونت کارلو جزو مناطق ثروتمند جهان محسوب می‌شود، نرخ مرگ و میر نوزادان در آن بسیار پایین است.



- ونکوور (کانادا) - جمعیت: دو میلیون و ۴۰۰ هزار نفر علت انتخاب: هوای پاک



شهر ونکوور با وجود شلوغی و ازدحام زیاد به دلیل داشتن سیستم حمل و نقل عمومی قدرتمند و مسیرهای دوچرخه سواری فراوان، تمیزترین شهر کانادا محسوب می‌شود که به راحتی می‌توان در آن‌جا پیاده روی کرد. تغییر فرهنگ خودروسواری در این شهر از دلایل مهمی است که ونکوور را به یکی از تمیزترین شهرهای جهان تبدیل کرده است. سایر عوامل موثر در تمیزی هوای این شهر شامل اعمال استانداردهای سختگیرانه زیست محیطی در ساخت و سازها و تجارت می‌شود. علاوه‌ بر این بهره‌مندی این شهر از محیط زیست بکر و وجود جنگل‌های همیشه سبز و نسیم ساحلی به پاکسازی هوای آن کمک شایانی می‌کند.


- ملبورن (استرالیا) - جمعیت: چهار میلیون و ۳۰۰ هزار نفر - علت انتخاب: قابلیت سکونت بالا
سکونت پذیری یک شهر برای هر فردی تعریف خاص خود را دارد اما در مورد ملبورن باید گفت قضیه قابل سکونت بودن آن چیزی است که تقریبا همگی بر آن اتفاق نظر دارند. این شهر همچنین در میان ۱۴۰ شهر جهان از نظر برخی معیارها نظیر پایین بودن میزان جرم و جنایت، خدمات درمانی عالی، آموزش، سازگاری قومیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی و شیوه زندگی در رتبه نخست قرار گرفته است. این شهر همچنین هر سال شاهد فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی متنوعی نظیر مسابقات تنیس اوپن استرالیا است. تمام این موارد در کنار داشتن موقعیت ساحلی، رودخانه‌های پرپیچ و خم، مهندسی غنی، داشتن فضای سبز وافر و آب و هوایی معتدل از نظر قابلیت سکونت، ارزش دو چندانی به این شهر داده است. به عبارت دیگر این شهر پاکیزه، امن و بسیار دلپذیر است و مانند بسیاری شهرها آب و هوای ناخوشایندی ندارد. ملبورن همچنین دارای شبکه گسترده حمل و نقل ریلی و خودرویی است که در کنار این‌ها مسیرهای ویژه تردد دوچرخه نیز وجود دارد. ملبورن همچنین ماه گذشته در یک نظرسنجی به عنوان دوستانه‌ترین شهر جهان انتخاب شد.



- نیویورک (آمریکا) - جمعیت: هشت میلیون و ۲۰۰ هزار نفر - دلیل انتخاب: قوانین ضداستعمال دخانیات
شاید از بسیاری جنبه‌ها، نیویورک شهر سالمی به نظر نرسد. این شهر، شلوغ و پُرسر و صداست و پیاده‌رو‌های آن برای عابران پیاده بسیار ناهموار است. شهروندان این شهر دائما در استرس تنازع برای دستیابی به فضای محدود شهری هستند که این فضای محدود شهری باید بین هشت میلیون نفر از شهروندان تقسیم شود. اما با وجود همه این مشکلات، اگر نسبت به استعمال دخانیات حساسیت دارید باید بگوییم این شهر برای مخالفان دخانیات جایی شبیه بهشت است.

نیویورک در بین شهرهای بزرگ جهان پیشگام مبارزه سریع و مستمر با دخانیات است. در این مبارزه که از دو دهه پیش در این شهر آغاز شده، قرارگیری در معرض دود افراد سیگاری بسیار خطرناک شناخته شده و با تصویب قوانینی، استعمال دخانیات در محیط های کاری کلا ممنوع شد. در سال ۲۰۰۲ میلادی شهردار این شهر این ممنوعیت را افزایش داده و دامنه آن را به تمام رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها نیز گسترش داد. این قوانین همچنین به کاهش میل شهروندان این شهر به استعمال دخانیات منجر شده است. بنابر مطالعه‌ای که از سوی اداره بهداشت این شهر انجام شده از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ میلادی تعداد افراد سیگاری بالغ در نیویورک ۲۸ درصد کاهش یافته است. ضمن اینکه در همین مدت، شمار دانش آموزان دبیرستانی سیگاری نیز ۵۰ درصد کاهش یافته است. این شهر همیشه در برنامه‌های مقابله با تنباکو و دخانیات پیشگام بوده است.



- یونشوپینگ (سوئد) - جمعیت: ۹۳ هزار نفر - علت انتخاب: مراقبت مناسب از سالمندان


شمار افراد بالای ۶۵ سال در کشورهای غربی طی دو دهه آینده به سرعت افزایش خواهد یافت و دولت‌ها نیازمند اتخاذ تدابیری هستند تا این برنامه‌ها نه تنها جوابگوی مراقبت‌های باکیفیت برای آنها باشد بلکه اجرای آنها بلندمدت و مستمر شود. سوئد در زمینه بهبود کیفیت زندگی برای سالمندان از نظر معیارهای مختلف، همیشه جزو کشورهای نزدیک به رتبه‌های بالا قرار دارد. به همین دلیل مسئولان کشورهای مختلف جهان می‌توانند با قدم زدن در خیابان‌های «یونشوپینگ» الگوهای مناسبی از این شهر بگیرند. برنامه‌های یکپارچه مراقبت از سالمندان در شهر یونشوپینگ بسیار موفق بوده است. یکی از نتایج غیرمترقبه‌ای که از این خدمات حاصل شد، کاهش جدی نیاز به تخت در بیمارستان‌ها بود که منجر به صرفه جویی مالی بسیار گسترده در این کشور شد.


- هاوانا (کوبا) - جمعیت دو میلیون و ۱۰۰ هزار نفر - علت انتخاب: طب پیشگیری


شاید باور آن برای شما سخت باشد اما شهر «هاوانا»ی کوبا یکی از سالمترین شهرهای این کره خاکی است. با اینکه فقر بر این کشور سایه افکنده و تحریم‌های تجاری آمریکا، پزشکان و متخصصان این کشور را از دسترسی به تجهیزات پزشکی و تکنولوژی‌های جدید محروم کرده اما تمرکز مسئولان این کشور بر سیاست‌های پیشگیرانه و طب پیشگیری، بسیاری از شهروندان هاوانا را از رفتن به بیمارستان‌ها بی‌نیاز کرده است. این حقیقت را نیز باید در نظر داشت که کوبا کشوری با ۱۱ میلیون نفر جمعیت است که با میانگین امید به زندگی ۷۹ سال از این حیث با میزان امید به زندگی در آمریکا برابری می‌کند.علاوه بر‌ این میزان مرگ و میر نوزادان در کوبا پایین‌تر از آمریکا است. دولت کوبا همچنین به طور میانگین به ازای هر نفر تنها حدود ۴۰۰ دلار برای بیمه خدمات درمانی هزینه می‌کند در حالی که این رقم در آمریکا به ازای هر نفر ۹۰۰۰ دلار است.

اما چگونه هاوانا با وجود فقر، تحریم و سرمایه گذاری اندک در خدمات درمانی در زمره سالمترین شهرهای جهان قرار می‌گیرد؟ جواب ساده است. «پیشگیری» بهترین راه برای کاهش ابتلا به بیماری و به‌ دنبال آن کاهش هزینه‌هاست. اقدامات ساده‌ای نظیر واکسیناسیون ۱۰۰ درصدی و معاینات منظم از بسیاری بیماری‌ها پیشگیری می‌کند. در این شهر هر جامعه کوچک به یک شبکه کوچک از پزشکان دسترسی دارد که مطب‌هایشان در نزدیکی منازل آنها قرار دارند. در این شهر همچنین به کودکان کمک‌های اولیه و احیای قلبی آموزش داده می‌شود. این آموزش‌ها از آنجا اهمیت دارد که کوبا عمدتا در معرض بلایای طبیعی نظیر طوفان‌های شدید است. در کوبا همچنین تحصیل در مدارس پزشکی، رایگان است و این کشور بیش از هر کشوری در آمریکای لاتین پزشک تربیت می‌کند.



- سنگاپور - جمعیت: پنج میلیون و ۳۰۰ هزار نفر - علت انتخاب: نظام مراقبت‌های بهداشتی
سنگاپور بهترین مکان برای درمان است. نظام مراقبت‌های بهداشتی در این شهر در زمره یکی از بهترین و کارآمدترین نظام‌های سلامت جهان قرار دارد و برنامه‌های دولتی مراقبت‌های بهداشت و درمان این شهر ۸۰ درصد از شهروندان را تحت پوشش قرار می‌دهند. نکته حائز اهمیت اینکه سنگاپور در مقایسه با سایر کشورهای ثروتمند جهان، مبلغ کمتری را در بخش مراقبت‌های درمانی هزینه می‌کند. در سال ۲۰۱۳ میلادی ۴.۷ درصد از تولید ناخالص ملی سنگاپور به بهداشت تخصیص یافته در حالی که این رقم در آمریکا ۱۷.۹ درصد بوده است.

اما راز موفقیت و سلامت این شهر با وجود اختصاص هزینه کمتر به خدمات درمانی چیست؟ وزارت بهداشت سنگاپور از تمام شهروندان این شهر خواسته تا در برنامه صرفه جویی هزینه‌های سلامت موسوم به «مِدی‌سِیو» شرکت کنند. این برنامه به مردم اطمینان می‌دهد که پول کافی برای پوشش هزینه‌های درمانی آتی پس‌انداز کرده‌اند. شهروندان این شهر همچنین یارانه خدمات درمانی دریافت می‌کنند که این یارانه‌ها بر مبنای میزان درآمد به افراد پرداخت می‌شوند. در این شهر همچنین برخی جنبش‌های موفق بهداشتی صورت می‌گیرد که از آن جمله می‌توان به جنبش کرایه دوچرخه، جنبش تغذیه بدون روغن ترانس و برنامه‌های عاری از دخانیات اشاره کرد. در این شهر به همه افراد فارغ از میزان درآمد، خدمات درمانی یکسان ارائه می‌شود.


- ناپا (ایالت کالیفرنیای آمریکا) - جمعیت: ۷۸ هزار نفر - علت انتخاب: منتخب CNN



شهروندان شهر ناپا در ایالت کالیفرنیا رکورددار پیاده‌روی و دویدن هستند. این شهر سرشار از خوردنی‌های سالم است و مردم آن نیز معمولا از غذاها و خوراکی‌های تولید خود استفاده می‌کنند. این شهر همچنین مملو از مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری است و فرهنگ و هنر نیز جایگاه ویژه‌ای در آن دارد. در این شهر جنبش‌های مختلفی نظیر جلوگیری از چاقی، دوچرخه سواری، تغذیه با شیر مادر و مسابقات حلقه کمر وجود دارد که افراد بسیاری در آن عضو هستند. مردم این شهر از هر بهانه‌ای برای شرکت در برنامه‌های شاد و تفریحی استفاده می‌کنند.

مشکل آب در ایران و راه حل آن


مشکل آب در ایران و راه حل آن

ما و مشکل آب
حسین آخانی . استاد زیست‌شناسی دانشگاه تهران
اول: نقل می‌کنند فردی ادعای پیامبری کرد و مردم از او خواستند که معجزه‌ای نشان دهد. او هم آنها را به بیابان برد و به درختی در دوررس امر کرد که به سوی او آید. وی هرچه از درخت خواست که به سویش بیاید، نشد. بعد دوید و خودش را به درخت رساند. مردم با تعجب پرسیدند تو چه پیامبری هستی؟ او هم پاسخ داد: پیامبران تکبر ندارند، اگر درخت به سوی ما نیامد، ما به سوی درخت می‌رویم.
دوم: در اواخر جنگ، من در خوزستان در یک کار پژوهشی به استادم کمک می‌کردم. اکثر زمین‌های منطقه در اجاره اصفهانی‌ها بود. آنها در آنجا انواع محصولات کشاورزی و به‌خصوص خیار می‌کاشتند. این رفتار دقیقا مشابه رفتار منطقی‌ای بود که فرد مدعی پیامبری به مردم آموخت. تاریخ تمدن بشری با ساختار رودخانه‌ها شکل گرفته است و مراکز جمعیتی و مسکونی را مسیر رودخانه‌ها شکل داده‌اند. هیچ آدم عاقلی، به‌خصوص اگر بناست در نقش منجی مردم عمل کند حاضر نیست شریان‌های حیاتی یک کشور را به هم بریزد. اگر آن فرد با دوز و کلک و استخدام چند مزدور، درخت بیابان را به سوی خودش می‌آورد، شک نکنید که درخت خشک می‌شد و خرده‌اعتمادی که مردم به او داشتند، از بین می‌رفت.
آخر: داستان بی‌آبی و مدیریت آب در این کشور، ریشه در عدم درک این آموزه ساده دارد. نخبگان آبی کشور در وزارتخانه نیرو و پیمانکاران ذی‌نفع در چند دهه اخیر، به‌جای آنکه اجازه دهند توسعه در این کشور با ساختار طبیعی هماهنگ باشد برای اثبات پیامبری خود با هزینه‌های سنگین سد‌سازی و طرح‌های انتقال، آب را به مکان‌هایی بردند که اشتباه بود. مصرف آب را به‌طور تصاعدی بالا بردند و نتیجه عملکرد آنها، ویران‌شدن تمام ساختارهای سنتی، طبیعی و پایدار کشور بود. حالا هم حاضر نیستند دست از طرح‌های بلندپروازانه خود بردارند؛ طرح‌های ویرانگری مانند انتقال آب دریای مازندران به کویر مرکزی و ارومیه، انتقال آب خلیج‌فارس به یزد و کرمان، آب کارون به مرکز ایران، ارس به ارومیه، آب زاب به ارومیه و هرآنچه ازاین‌دست باشد؛ فقط‌وفقط به عمق بحران می‌افزاید و مشابه جابه‌جایی درخت در بیابان است. تنها راهی که می‌تواند قدمی ما را به حل مشکل نزدیک کند، توقف همه طرح‌های سد‌سازی و انتقال آب و سرازیرکردن بودجه‌های کلان این پروژه‌ها به سامانه اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی، شرب و صنعت است. باید آبهای ایران مجددا یا به سفره‌های آب‌های زیر زمینی بروند یا در چاله‌های طبیعی مانند دریاچه‌ها و تالاب‌ها ذخیره شوند و نه در پشت سدها یا تبخیر یا حیف‌ومیل شوند.

 

 

اقای کفاشیان کی روش کجاست؟


اقای کفاشیان کی روش کجاست؟


چرا کفاشیان با کی روش قرارداد نبست؟
تیم ملی: نخستین ناکام جام ملت های آسیا!

نویسنده: علی عالی



    1- فرصت چندانی تا جام ملت های باقی نیست، تیم ملی بعد از جام جهانی رها شده است و حالاهم خبر رسیده کی روش از ایران رفته، بدون عقد قرارداد با فدراسیون فوتبال! این همان قراردادی است که رییس فدراسیون فوتبال درباره اش گفته بود: « قرارداد فردا یا پس فردا امضا می شود و کی روش احتمال 99 درصد در ایران می ماند». حال چه شده که آن «یک درصد» پررنگ تر از قبل شده است؟ احتمالاآقای رییس حواسش به جام ملت ها نیست و ذهنش درگیر مسائل مهم تری است: برکنار کردن دبیرکل و استعفای نایب رییس اول و سوم. برنامه فدراسیون برای جام ملت های آسیا چیست و قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
    
    2- بازی بوسنی تمام شده بود. جواد نکونام یکی از اعضای وزارت ورزش را می بیند و می گوید: «کی روش جواب سلام کفاشیان را هم نمی دهد». جالب تر صحبت های کی روش بعد از بازی با همین فرد بود: «آقای کفاشیان در دو نوبت فروردین و خرداد به من گفتند که وزیر ورزش شما را نمی خواهد، چرا آقای وزیر چنین حرفی زده است؟» همه اینها در شرایطی است که وزیر ورزش در کنفرانس خبری اش اعتراف کرد پس از بازگشت تیم ملی از برزیل، همه بازیکنان، کادرفنی و همراهان در گوش وزیر گفتند که کی روش را نگه دارید. یکی این وسط با هنرمندی خاصی، فضا را طراحی می کند. حدس زدن نام این فرد چندان مشکل نیست اما تقریبا ثابت شده است که این فرد محترم به هر چیزی جز «منافع ملی» فکر می کند و حالابا هنرمندی خاصی هم توپ را به زمین وزیر ورزش انداخته تا او را مقصر خروج کی روش از ایران معرفی کند.
    
    3- کارلوس کی روش مربی بسیار بزرگی برای فوتبال ایران است. کاریزما، دانش، هوش و جسارت فوق العاده یی دارد و مطمئنا می تواند منشا اثر برای فوتبال ایران باشد به شرطی که حضورش به نسبت هزینه هایش برای فوتبال ایران «مناسب» باشد. نباید با این موضوع احساسی برخورد کرد و «هر» شرطی را پذیرفت. متاسفانه فوتبال ایران بستر مناسبی برای «سوءاستفاده» فراهم می کند. نگاهی به کارنامه افشین قطبی، برانکو ایوانکوویچ، بگوویچ، لوکا بوناچیچ و ده ها مربی دیگر نشان می دهد، خارجی ها خیلی زود «حفره های قانونی» زندگی در ایران را می آموزند و «کسب درآمد بی حساب و کتاب» را به جای علم در دستور کارشان قرار می دهند. قراردادهای میلیاردی یکی از این نمونه هاست. قطعا کی روش کشوری چون ایران را نمی تواند پیدا کند که نزدیک به سه میلیون دلار در سال درآمد داشته باشد و مالیاتی هم ندهد، آن هم بدون هیچ برنامه و هدفی! قطعا مشکل بزرگ به مدیران ایرانی بازمی گردد. همان ها که مقابل کارلوس کی روش می نشینند و قبل از اینکه از او تعهد بخواهند، فوتبال ایران را به او «متعهد» می کنند!
    
    4- چشم به هم بزنیم جام ملت ها رسیده و ما با ناکامی از جام کنار رفته ایم. وزارت ورزش بعد از جام جهانی موضع خود را روشن کرده: «فدراسیون فوتبال پولدارترین فدراسیون است و نیازی به کمک مالی ندارد». اما فدراسیون با هنرمندی از زیربار قرارداد شانه خالی کرده است. فدراسیون فوتبال از «بند اختلافی» می گوید اما توضیحی درباره اش نمی دهد اما کی روش وزیر ورزش را مقصر می داند. یکی این وسط «صداقت» ندارد. حدس زدن نامش چندان سخت نیست.