فرانسیس بیکن معتقد بود که ادراک ما از حقیقت تنها در همان حدی است که مشاهدات ما اجازه میدهد و «خارج از حیطه مشاهدات» نه تنها نمیتوانیم چیزی بدانیم، شاید اصولاً شایسته دانستن آن نباشیم. پوزیتویسم یا اثباتگرایی مکتبی است مبتنی بر تجربه و استقراء که اصالت در شناخت علمی را به مشاهده و آزمایش می دهد اما امروزه در مباحث فلسفه علم انتقادات فراوانی به این رویکرد وارد شده است. شاید بزرگترین نقدی که به این رویکرد وارد است این باشد که تجربه گرایی عرصه دانش بشری را به محسوسات مادی محدود می کند.
آنچه در پی میآید ترجمه مقاله ای است از دکتر خالدون سوئیس، استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد و عضو انجمن دفاع منطقی از مسیحیت، که نویسنده طی آن ۱۰ ساحتی را که علم تجربی توان ورود به آن را ندارد بر شمرده است.
«من به هیچ چیزی که فیزیکی نباشد اعتقاد ندارم. من فقط به چیزهایی اعتقاد دارم که علم تجربی[۱] به من میگوید درستاند» این حرفی بود که یکی از دانشجویانم در بهار ۲۰۱۳ در دفترم به من میگفت. او البته اشتباه میکرد. من در این مقاله، نشانی ۱۰ چیز را به شما میدهم که نمیتوانیم آنها را از علم تجربی صرف به دست بیاوریم.
تفکری که «طبیعتگرایی»[۲] یا «علمگرایی»[۳] یا «مادیانگاری»[۴] خوانده میشود، قائل است هیچ چیزی جز جهان فیزیکی و مادی وجود ندارد. این دیدگاه، از بسیاری جهات غلط است. پیشتر در جاهایی در این باره نوشته و سخن گفتهام.[۵] علم تجربی (ساینس)، برگرفته از لغت لاتین scientia، راهی است برای فهم جهان و تحقیق درباره آن. من قصد ندارم علم تجربی را «بکوبم» یا تحقیقات تجربی را زیر سؤال ببرم. این یک موهبت شگفتانگیز از جانب خداست تا بتوانیم خلقت را درک کرده و ضمناً با استفاده از آن، جهان را تبدیل به «جای بهتری» کنیم. ولی علم تجربی به تنهایی نمیتواند همه چیز را به ما بگوید. الان، من ۱۰ چیز را فهرست میکنم که ما نمیتوانیم با علم تجربیِ تنها آنها را به دست بیاوریم:
۱- حقایق منطقی:
ما اساساً برای اینکه بتوانیم یک پژوهش تجربی داشته باشیم، باید این حقایق را به عنوان پیشفرض قبول کرده باشیم ولی ما نمیتوانیم برای کشف حقایق منطقی از علم تجربی استفاده کنیم! در حقیقت هر کدام از اینها مسیر خود را دارند. ما برای درک علم تجربی نیاز به منطق داریم. مثلاً اینکه همسر من نمیتواند در آن واحد هم باردار باشد و هم باردار نباشد. یک فرضیه نمیتواند در آن واحد هم صحیح باشد و هم غلط. اگر همه مادرها زن هستند، پس هر مادری که ما ببینیم ضرورتاً زن خواهد بود. ما راه فراری از این قوانین نداریم. در اصل، علم تجربی خود بر همین حقایق منطقی استوار است.
۲- حقایق فرامادی:
بعضی حقایق درباره جهان (مثل اینکه جهان خارجی تنها بازتابی از آن چیزی است که ما میاندیشیم یا نه، و یا بحث اراده آزاد ما و اساس خویشتن ما) ممکن نیست ازطریق به کارگیری علم تجربی و میکروسکوپ و غیره حل شود! هویت تو، درک تو از خودت و شخصیت تو چیزی نیست که تنها با بررسی «دی.ان.ای»ات مشخص شود.
۳- حقایق اخلاقی:
علم تجربی نمیتواند به ما بگوید چه چیزی از نظر اخلاقی فضیلت و چه چیزی ناپسند است. علم تجربی میتواند به ما بگوید چه چیزی «هست» ولی نمیتواند بگوید چه چیزی «باید باشد» (منظور قضاوت اخلاقی است). علم تجربی میتواند بگوید چه کسی مرده، چطور مرده و به چه طریقی کشته شده است. ولی اگر او به قتل رسیده باشد، نمیتواند بگوید او باید کشته میشد یا نه. «سَم هریس» [Sam Harris ] و بسیاری از افراد دیگر تلاش کردند این کار را بکنند ولی شکست خوردند. [۶]
۴- حقایق زیباییشناسانه:
علم تجربی نمیتواند به ما کمک کند که تعیین کنیم چه چیزی زیباست یا چه چیزی زشت است. حتی اگر پای «نسبت طلایی» به میان بیاید. [۷]
۵- حقایق ریاضی:
اگر بخواهیم صرفاً به علم تجربی و آزمایش تکیه کنیم، ابداً نمیتوانیم یقین کنیم دفعه بعد که صد را در صد ضرب کردیم، عدد ده هزار به دست بیاید. درست است که قضیه فیثاغورث و دیگر قواعد ریاضی به ما در فهم علم تجربی کمک میکند [ولی خود برگرفته از علوم تجربی نیستند]. ما اگر تنها به علم تجربی استناد کنیم، نمیتوانیم ثابت کنیم که قوانین ریاضی، همواره نتایج ثابت می دهند. در حقیقت ما برای درک علم تجربی به ریاضیات نیازمندیم، نه اینکه برای فهم ریاضیات به علم تجربی نیازمند باشیم.
۶- حقایق شناختی:
دانشمندان علوم تجربی هرگز نمیتوانند به ما بگویند تجربه عشق یا نفرت یا در معرض خیانت قرار گرفتن، «چه طور حسی دارد». ام.آر.آی و سی.تی. اسکن هم نمیتوانند چیزی در این باره بگویند. این حس، یک نوع شناخت خصوصی و شخصی است که ممکن نیست از علم تجربی حاصل شود. خود دانشمندان علوم تجربی نیز به آن Qualia [کیفیات ذهنی] لقب دادهاند. این یک جور تجربه درونی هر شخص است که نمیتوان به یک پژوهشگر علوم تجربی قرض داد [تا برای دیگری تشریح کند]. گذشته از این، این عبارت که «من نمیتوانم به چیزی که غیرفیزیکی است اعتقاد داشته باشم» خودش یک چیز غیرفیزیکی است! این نشان میدهد که چرا ما را در فلسفه از عبارات «تناقضدار» صحبت میکنیم!
۷- حقایق ادبی: ما با استفاده از علم تجربی صرف نمیتوانیم بفهمیم که هاکلبری فین (اثر مارک توآین) جذابتر از آگاممنون (اثر هومر) است. رسیدن به حقایق ادبی هم نیازمند بررسی است، اما نه آن بررسیهایی که با میکروسکوپ انجام میشود.
۸- قوانین جهانشناختی فیزیکی:
قوانین و معادلاتی وجود دارد که در بسیاری از بنیادهای جهان، جاریاند. مثلاً ترمودینامیک، الکترومغناطیسم، جاذبه و ... که اکثر کیهان شناسان میگویند از ۱۳ میلیارد سال پیش وجود داشتهاند. اینها چیزهایی هستند که باعث میشود علم تجربی بتواند به کارش ادامه دهد، اما علم تجربی خود به تنهایی قادر به شرح آنها [و اینکه از کجا و چرا آمدهاند] نیست.
۹-بخشش و صلح:
هرچه را میخواهی مطالعه کن ولی با بیولوژی و شیمی تنها، نخواهی توانست حتی یک قدم به یافتن بخشندگی و صلح با کسانی که به تو صدمه زدهاند نزدیک شوی.
۱۰-هدف و امید:
با اینکه سراسر زندگی تو زیر ذرهبین و موشکافی دقیق پژوهشهای تجربی است، نخواهی توانست «هدف زندگی» را از خلال این پژوهشها کشف کنی. دانشمندان علوم تجربی تنها میتوانند کشف کنند موجودات زندهای که هدف دارند، ماندگارترند؛ ولی هیچ کدم از این پژوهشهای تجربی نمیتواند بگوید هدف زندگی چیست.»

آیا می دانید مردان سرشناس در ابتدا چه کاره بودند
یادمون باشه مهم نیست الان کجاییم، مهم اینه که کجا می خوایم بریم
نابغه هایی که در دوران خود کودن شمرده می شدند!
1- آلبرت اینشتین (AlbertEinstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و
مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده
ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در
امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!
2. توماس ادیسون (Thomas AlvaEdison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده
بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص
بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر
آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!
3. بتهون (Ludwig van Beethoven) معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد
گرفت"
4. پیکاسو (Pablo Picasso) یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که
در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!
5. هیلتون (Conrad NicholsonHilton) که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در
دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالنها و هتل ها را طی بکشد!
6. جیمز وات (James Watt) که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!
7. امیل زولا (Émile François Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که
در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!
8. ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte) مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش
آموز غیر ممتاز ترک کرد!
9. لویی پاستور (Louis Pasteur) در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در
درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد!
جنایت علیه میراث تمدن بشری توسط داعش
جنایت داعش علیه میراث تمدن بشری
در طول تاریخ «ایران» کهن، مرزهای سیاسی و فرهنگی بارها تغییر شکل داده و پیشروی یا عقبنشینی کردهاند و در هر عقب نشینی بخشی از تاریخ، فرهنگ و میراث ایران را در سرزمینهای دور به یادگار گذاشتهاند.
به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، «هترا» از جملهی همین میراثهای ایرانی است، میراثی که حالا کیلومترها دورتر از مرزهای سیاسی امروز ایران، داخل خاک عراق واقع شده، خاکی که حالا گروه بدنام داعش بخشهایی از آن را با لودرهای سنگینشان تخریب میکنند.
شهر باستانی «هترا» که به دلیل اهمیتاش به آن «میراث بشریت» نام نهادهاند، در معماری و فرهنگ آمیزهای از سه تمدن ایرانی، یونانی و رومی و مهمترین محوطهی باستانی به جای مانده از دوران اشکانیان است. اهمیت این محوطهی تاریخی وقتی آشکارتر میشود که بدانیم هیچ بنا یا محوطهای با این درجه از اهمیت از دوران اشکانیان در داخل مرزهای خود ایران باقی نمانده است.
این شهر باستانی در مرکز استپهای خشک شمال الجزیره، در منطقه بین رودهای دجله و فرات قرار داد. با توجه به معیارهای امروز، «هترا» در ۲۹۰ کیلومتری شمال غرب بغداد و ۱۰۵ کیلومتری جنوب غرب موصل قرار گرفته است، اما در دوران باستان این شهر در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال غرب پایتخت آشور باستان واقع شده بود.
«هترا» از اوایل قرن اول میلادی قلمرو حکمرانی یک سلسله محلی بود. موقعیت جغرافیایی این محل که در مرز بین امپراتوری اشکانی و روم و در مسیر مهم کاروانهایی که از سمت شرق به سوی سوریه، «پترا» ( در رادن)، «بعلبک» (در لبنان) و آسیای صغیر میرفتند قرار داشت و همچنین اتصال این شهر به شبکه راههای روم، سلسله حاکم بر این شهر و البته خود این شهر را قدرتمند کرده و باعث شده بود که روز به روز بر قدرت این شهر و حاکمانش افزوده شود.
در نتیجه این تحولات «هترا» که در ابتدا یکی از هجده ایالت امپراتوری اشکانی بود تبدیل به قلمرو کوچک و نسبتاً مستقلی میشود که از شهر «هترا» و محیط پیرامونش تشکیل شده بود.
در دوران اشکانیان که ایران به صورت ملوک الطوایفی اداره میشد، حکمرانان این شهر «شاه» خوانده میشدند و در سلسله مراتب پایینتر از شاه اشکانی که «شاه شاهان» خوانده میشد، جای میگرفتند.
شواهد باستان شناسی و ترجمه متن کتیبههای موجود در این شهر نشان میدهند که «هترا» در قرن دوم میلادی رونق گرفته و در همان دوران به میزان چشمگیری بر وسعتاش افزوده شده است.
بر اساس همین شواهد، دوران رونق «هترا» بسیار کوتاه بوده و تنها اندکی بعد با سقوط این شهر و تصرف آن به دست ساسانیان، این شهر برای همیشه خالی از سکنه مانده است.
وجود این شهر در گزارشهای باستانی مانند گزارش «آمیانوس مارسلینوس»، تاریخ نگار رومی ذکر شده است. این مورخ که در سال ۳۶۳ میلادی از بقایای این شهر دیدن کرده، مینویسد؛ «هترا از مدتها پیش ویران و متروک مانده است. این شهر دارای دیواری گرد و مدور و ضخیم است و بواسطه برج و باروهایی که در فواصل معینی بنا شدهاند استحکام مییافته و با خندقی عمیق و پهن که شهر را در احاطه دارد محافظت میشده است. محیط شهر متجاوز از سه میل است و در وسط آن آثار کاخ سلطنتی دیده می شود».
«یاقوت حموی»، جغرافیدان مسلمان نیز که بین سالهای ۵۷۵ تا ۶۲۶ هجری قمری زندگی میکرده بقایای این شهر را دیده و گزارشهای جالب توجهی درباره آن نوشته است.
خرابهها و بقایای این شهر ابتدا توسط «جیراس» و سپس جهانگردان اروپایی قرن نوزدهم در سال۱۸۳۶- ۱۸۳۷ کشف شد.
نخستین بررسیهای دقیق، علمی و ثبت اطلاعات مربوط به این محوطه باستانی توسط «والتر آندریا»، بین سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۱ انجام شد. او از اعضای تیم باستان شناسان آلمانی بود که در بقایای آشور که در همان حوالی قرار داشت، مشغول حفاری بودند.
نخستین و تنها حفاریهای سازماندهی شده در این محوطه از سال ۱۹۵۵ به بعد توسط مقامات دولتی عراق صورت گرفتند که آن هم بیشتر روی قسمت معبد بزرگ «هترا» متمرکز بود.
در حفاریهای بعدی این محوطه که بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ انجام شد باستان شناسان موفق شدند قسمتهای زیادی از این شهر باستانی را از زیر خاک بیرون بیاورند که برای مثال میتوان به دوازده معبد جدید، مکانهای زیارتی کوچکتر، دروازهی شمالی شهر و چندین مقبره اشاره کرد.
نام این شهر آن طور که در متون کتیبه های «هترایی» آمده است در زبان آرامی به صورت «هُتَر» یا «هُآتَرا» است که به نظر میرسد بیشتر به معنای محیط بسته، حصار یا پرچین باشد و نشانگر این مطلب است که این شهر در واقع محلی محصور و حفاظت شده بوده است.
علیرغم این که برخی از محققان معتقدند سکونت و تمدن در این ناحیه از دوران آشوریها یا نهایتاً از دوران هخامنشیان آغاز شده است، اما تاکنون هیچ مدرکی دال بر وجود شهر هترا پیش از دوران اشکانی به دست نیامده است و چنین ادعاهایی همگی مبتنی بر فرضیات هستند.
نام این شهر برای نخستینبار در سال ۱۱۷ میلادی در گزارش «تراجان»، پادشاه روم که به بینالنهرین لشگرکشی کرده بود، ثبت شده است.
«تراجان» که به قصد گسترش مرزهای امپراتوری روم به لشگرکشی پرداخته بود، تا کرانه های رود دجله پیش رفت و از کناره آن به سمت جنوب حرکت کرد و تمامی سرزمین های این ناحیه تا خلیج فارس را به تصرف خود درآورد و حتی تا نزدیکی تیسفون، پایتخت اشکانیان نیز پیشروی کرد. او هنگام بازگشت به هترا (هتروس) یورش برد اما حمله او بی حاصل بود و پس از مدتی محاصره هترا به دلیل کمبود آب، هیزم و علوفه شکسته شد.
پس از این دوران و درست تا پایان قرن دوم هترا به اوج رونق و قدرت خود رسید و تبدیل به یکی از زیباترین شهرهای مشرق زمین شد. اما دوران رونق هترا چندان طول نکشید و با انقراض خاندان «آرساسیها»، خاندان حاکم بر هترا، به دست ساسانیان همه چیز در هترا تغییر کرد.
گزارش برخی از تاریخ نگاران رومی نشان میدهد که در سالهای اولیه حکومت ساسانیان، هترا در مقابله ایران و روم با رومیان متحد شد و ارتشیان امپراتور گردیانوس سوم حدود سال ۲۳۰ میلادی در این شهر مستقر شدند. همین مسئله پادشاهان ساسانی را به تسخیر هترا تحریک کرد.
اردشیر اول، شاهنشاه ساسانی نیز در اولین تلاش خود در حصر این شهر در حدود سال ۲۲۰ میلادی شکست خورد و به سرنوشت سایر محاصره کنندگان این شهر دچار شد. اما سرانجام در سال ۲۴۰ یا۲۴۱ میلادی این شهر به دست جانشین اردشیر، شاپور اول تسخیر شد. شاپور در اولین سال تاج گذاریاش به این پیروزی دست یافت.
سقوط «هترا» که نهایتاً منجر به متروک ماندن ابدی این شهر شد، بعدها آمیخته به افسانه و داستان و در حالی که هنوز رگههایی از حقیقت را در خود داشت به دفعات در داستانهای عربی و فارسی نقل شد که از آن جمله میتوان به کتابهای «تاریخ طبری» و «تاریخ مسعودی» اشاره کرد.
معماری این شهر باستانی نمونه ی عالی شهرهای دژمانند، مشابه شهر فیروزآباد است که بر اساس طرح دایرهای شکل شهرهای شرقی ساخته شدهاند. شرایط کامل دیوار دوجداره در محیط بکر نمونه عالی آثار دوره اشکانی، ساسانی و اوایل تمدن اسلامی است، این شهر به علت دارا بودن دیوارهای ضخیم در سال 116 پیش از میلاد، توانست در مقابل حملات رومیان مقاومت کند. باقی ماندههای شهر، به ویژه معابد که در آنها معماری هلنی و رومی با تزئینات شرقی در هم آمیخته است، گواه عظمت این شهر است.
براساس برخی متون قدیمی دیگر، بنیانگذار این شهر سوارکارانی کوچ نشین از قبیله خراسان، امپراطوری اشکانی جانشین امپراطوری هخامنشیان هستند. در قرن دوم پیش از میلاد هترا با قرار گرفتن بر روی جاده معروف ابریشم به شهری چشمگیر تبدیل شد. این سلسله شرقی موجب نگرانی رومیان شد که بعدا به دنبال تخریب آن برآمدند.
اما تنها باقی ماندههای دولت اشکانی در ایران باستان، از چند روز پیش زیر چرخ لودرهای گروه داعش در حال لگد شدن است. داعش در شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ (۷ مارس ۲۰۱۵) به محوطه باستانی هترا یورش برد و بخش زیادی از آن را ویران کرد، آنهم محوطهای که به دلیل آن همه اهمیت و ارزشاش در 1985 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
انتهای پیام