رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

بوکرام وجنایات جدید


بوکرام وجنایات جدید



جولان مرگبار بوکوحرام



حملات مرگبار بوکوحرام به روستاها و شهرهای مختلف در نیجریه ادامه دارد. در تازه ترین جنایت، حمله این گروه تروریستی به روستای باداری در حومه استان مایدوگوری در این کشور دست کم 42 نفر کشته بر جای گذاشت. این در حالی است که در هفته اخیر سه روستای دیگر نیز شاهد حملات مشابهی بوده اند که ده ها نفر کشته بر جای گذاشته است. شاهدان حملات در روستای باداری می گویند مردان مسلح که در ظاهر خود را مبلغ معرفی کرده و لباس مبلغان را به تن داشتند، مردم روستا را به میدان اصلی دعوت کردند تا برای آنها سخنرانی کنند اما بعد از آنکه مردم روستا برای شنیدن سخنان آنها جمع شدند، این افراد آنها را به گلوله بستند و عده زیادی را کشتند. مهاجمان همچنین شماری از ساختمان ها از جمله کلیسا و مسجد روستا را تخریب کردند. آنها پس از آن با گذر از رودخانه به روستای دیگری رفتند و در آنجا نیز حمله مشابهی انجام دادند. البته هنوز ابعاد حمله دوم و تلفات آن معلوم نیست. تاکنون هیچ کدام از منابع ارتش، پلیس و خدمات فوریتی که به نظر می رسد در محل حادثه حاضر باشند، گزارش شاهدان را تایید نکرده اند. اگر چه بوکوحرام مظنون اصلی این حملات است اما هنوز این گروه رسما مسوولیت این حملات را برعهده نگرفته است. با این حال جوی از ترس و وحشت در مناطق شمال شرق نیجریه که این حملات اتفاق افتاده، حاکم شده است. بر اساس گزارش ها دست کم روزانه 800 نفر این مناطق را ترک می کنند و آواره می شوند. البته مقامات می گویند بر خلاف گزارش رسانه، کنترل اوضاع را در دست دارند و همه تلاش خود را برای مقابله با حملات انجام می دهند.
    
    
□

دغدغه معلمان را دریابید تا جامعه واقعی شکل بگیرد


دغدغه معلمان را دریابید تا جامعه واقعی شکل بگیرد

  معیشت دغدغه معلمان
 
عبدالجلیل کریم پور *
 

شاید بی انصافی باشد اگر معلم را همچون کارمندی در نظر بگیریم و او را با مادیات بسنجیم و هراز گاهی بخواهیم با درصدی افزایش حقوق، دلش را به دست آوریم. انگار فراموش کرده‌ایم که او باید انسان بسازد، معلم باشد و در راه اعتلای فرهنگی جامعه گام بردارد.اگر نگاهی گذرا به وضعیت حقوقی معلمان در کشورهای مختلف داشته باشیم متاسفانه نمی‌توانیم جایگاه خوبی از لحاظ دریافت حقوق برای معلمان خودمان پیدا کنیم. در اغلب کشورها معلمان جزو برخوردارترین قشر از لحاظ مادی محسوب می‌شوند و بر همین مبنا زمان بیشتری را صرف کنکاش در مسائل آموزشی می‌کنند. همه واقف بر این نکته هستیم که معلم علاوه بر تدریس، باید یک محقق آموزشی نیز باشد یعنی، زمانی را صرف ابتکار عمل در این زمینه بکند تا دانش آموزشش مطابق با وضعیت علمی جهانی پیش رود؛ نکته‌ای که مستلزم این مساله جدی است که دیگر دغدغه‌ای غیر از این مسائل نداشته باشد. حال اگر منطقی به این مساله نظر افکنیم درمی یابیم که بسیاری از اوقات این قشر را چون کارمندی سطح پایین در نظر گرفته ایم. به طور مثال همین امسال در برابر افزایش حقوق 20درصدی کارمندان دولت که مشمول فرهنگیان نیز می‌شود، شاهد افزایش غیر رسمی حقوق نهادها و ادارات دیگر حتی تا مرز 80 درصد نیز هستیم که تبعیضی را به وجود می‌آورد. نمی‌شود هر روز فرزند یک فرهنگی شاهد اضافه کاری غیر آموزشی پدرش باشد که هیچ سنخیتی با پایگاه اجتماعی وی ندارد یا شاهد حضورش در کلاس‌های کنکور، کلاس‌های خصوصی یا آموزشگاه‌هایی باشد که او را بر مبنای آنها قیمت گذاری می‌کنند. معلمی تعریف می‌کرد که به پسرم گفتم درست را بخوان تا انشاء ‌ا... معلم شوی و به فرزندان این مرز و بوم خدمت کنی. در جوابم گفت: شما چه قدر از لحاظ مادی پیشرفت کرده اید که من وقتم را صرف این کار کنم! مگر نمی‌بینی فلانی با دیپلم بانکی چقدر از ما جلو هست و فلانی که حتی دیپلم ندارد در بازار چه غوغایی به پا کرده است! حال بیاییم قدری جدی‌تر از لحاظ مادی، به معلممان برسیم وآن گاه از او بخواهیم تا فقط معلم باشد و فقط معلمی کند و ما نیز هر روز شاهد ارتقای آموزشی بالایی در این سیستم باشیم.

* دبیر آموزش و پرورش

یاداشت
اصولا معلمی شغل نیست یک هنر است که مردان بزرگ با هنرشان به جامعه خدمت می کنند و این وظیفه دولت است که هنرمندان فکری و پژوهشی را دریابد. گفته اند در غرب همه ارکان کشور موظفند به خاطر هنر شریف معلمی به انها نه تنها احترام ویژه بگذارند بلکه در تامین معاش انها کوشا باشند ومعلم درغرب و شرق اسیا به  عنوان یک محقق می نگرند (نه راننده تاکسی ،البته رانندگان تاکسی انسانهای شریفی هستند) چرا چونکه وقتشان را صرف تعهد معلمی میکنند امید اینکه معلمین شریف ما نیز از مزایای تمام مواهبی که دیگران برخوردارند بهره مند شوند و رنج سختی زنگی مادی انها باعث نشود تا با تاکسی کار کنند این بدترین توهین به معلم است معلم گوهری تابناک دراندیشه بچه ها ست  لطفا این گوهر را کم سوتر نکنید.

رضا بژکول       دانشجوی ارشد علوم سیاسی

 

روسوفیل ها چه کسانی هستند و چه تفکری دارند؟


روسوفیل ها چه کسانی هستند و چه تفکری دارند؟



نگاه 
تفکر ضدملی روسوفیل های وطنی


نویسنده: عمادالدین باقی
برگرفته از: رویترز


اگر بشنوید کسی بگوید: تدبیر یک دولت برای ایجاد ثروت از راه مشروع برای گشودن گره های فقر و تورم و بیکاری او را از صلاحیت سکانداری انداخته است، چه قضاوتی درباره او خواهید کرد؟ تعجب نکنید، چنین سخنانی از سوی اشخاصی در برخی روزنامه های رسمی ایران بیان شده است. از آنجا که امروزه جایگاه اقتصاد در توجه به موضوع حقوق بشر در کانون پیگیری ها و بحث های حقوق بشری قرار گرفته نمی توان نسبت به دیدگاه هایی که به فقر و درماندگی جامعه منجر می شود بی تفاوت بود. فاجعه آمیزتر اینکه چنین کسانی که زیست فقیرانه ندارند تا درکی از آن داشته باشند، افزون بر استفاده ابزاری از موضوع فقر در کشمکش های سیاسی به سیاست های منجر به فقر علاقه مند هم باشند، به ویژه اگر از موضع دفاع از منافع همسایه شمالی باشد. اینان را روسوفیل نامیده ام تا حافظه تاریخی مان را به یاری بجویم. در دوره حکومت قاجار، اشخاص ذی نفوذ در عرصه سیاست ایران به دو گروه انگلوفیل و روسوفیل تقسیم شده و چهره ها و گروه های ملی را در انزوا و تحت فشار قرار داده بودند. آنان در معادلات سیاسی به جای منافع ملی به منافع دولت های روس یا انگلیس و بالطبع منافع شخصی خویش تعلق خاطر بیشتری داشتند و یکی از رویدادهای ایران برباددِه در آن روزگار کشمکش آنان بر سر منافع روس یا انگلیس بود. خوشبختانه سال های زیادی بود سایه این گروه ها از سر ایران رخت بربسته اما به تازگی روسوفیل هایی در عرصه سیاست ایران سربرآورده اند که سرنوشت ایران و اقتصاد ایران و به تبع آن حقوق بشر را به بازی گرفته اند. دیگر همگان می دانند که مدتهاست کشورهای روسیه و ترکیه و امارات اقتصاد خود را با بهره برداری از اختلاف ایران با غرب آباد کرده اند. ترکیه و امارات کوشیدند جایگزین بازار ایران شوند. فرار سرمایه از ایران به دلایلی که برهمه روشن است موجب شد .
    امارات با جذب سرمایه عظیم ایرانیان به قطب اقتصادی منطقه تبدیل شود و اقتصاد کشوری که از 1971 به بعد به وجود آمده با 5 میلیون نفرجمعیت که فقط 19 درصد آن اصلیت اماراتی دارند به یکی از بزرگ ترین اقتصادهای منطقه بدل شود و ترکیه که 30 سال پیش به مرغان آسمان هم بدهکار بود با پر کردن خلاحضور ایران در رابطه با غرب، همراه با اصلاح سیاست های داخلی به جایگاه کنونی دست یابد و روسیه در معادلات سیاسی و اقتصادی با غرب همواره با کارت ایران بازی کند و امتیاز بگیرد. به ویژه در جریان منازعه هسته یی در 10 سال گذشته که پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت رفت هربار که قطعنامه یی علیه ایران مطرح می شد روس ها ابتدا در برابر غربی ها مقاومت کرده و رای شورای امنیت را وتو می کردند. غربی ها به روسیه امتیازاتی می دادند و یک بار امریکا دومیلیارد دلار بدهی روسیه را بخشید و روس ها بعد از تعدیل یکی دو کلمه رای مثبت به قطعنامه علیه ایران دادند و بعد این تغییر کلمات را به ایران می فروختند و نشان می دادند که آنها با ایستادگی خود شورای امنیت را مجبور به تعدیل قطعنامه کرده اند و از ایران هم امتیازاتی می گرفتند اما آنها در نهایت در چارچوب منافع ملی خود عمل می کردند که دو محور داشت یکی اینکه از نظر روس ها حتی بیش از غربی ها از اینکه در کنار خود یک همسایه هسته یی داشته باشند نگران بوده و اگر غرب هم از حق هسته یی ایران دفاع می کرد آنها با تمام قوا در برابرش می ایستادند اما این از خوشبختی روس ها بود که فعلاغرب این مسوولیت را برعهده گرفته و روس ها منافع آن را درو می کنند. دیگر اینکه از گاو اختلافات ایران با غرب شیر می دوشید و اقتصاد خود را آباد می کرد و در همین سه دهه به رشد اقتصادی رسید. در ماجرای تحولات اوکراین و تجزیه کریمه توسط روس ها، امریکا و غرب روسیه را تحریم کردند و روس ها برای اینکه ضربه شستی نشان دهند صادرات گاز خود به اروپا را قطع کردند. اروپا 80 درصد گاز خود را از روسیه تامین می کند و بخت یارشان بود که فصل زمستان تمام شده بود وگرنه اروپا را با بحران جدی مواجه می ساخت. در این میان دولت ایران برای نخستین بار تصمیم گرفت کاری را که سه دهه است روسیه و ترکیه و امارات انجام می دهند یک بار خودش انجام دهد. یعنی به جای اینکه آنها از اختلافات ایران و غرب سود برند و مانند روس ها حتی گاه آن را دامن بزنند و اقتصاد خود را آباد کنند این بار دولت ایران این کار را انجام دهد به ویژه که با مشکلات بزرگ اقتصادی و رکود و تورم و بیکاری و فقر و خزانه خالی مواجه است. از طرفی به خاطر تحریم های سال های گذشته و ترک حوزه های نفتی و گازی ایران از سوی شرکت های غربی و مشکلات مربوط به تجهیزات استخراج از چاه ها و نیز پالایشگاه ها برداشت ایران از منابع نفت و گاز کاهش یافته و البته امارات و قطر و کویت از این فرصت نیز حداکثر بهره برداری را کرده اند. دولت روحانی اعلام کرد ایران حاضر است گاز اروپا را تامین کند. این یک فرصت طلایی بود برای اینکه ایران سریع تر به درآمدهایی برای کاهش مشکلات خود دست یابد به ویژه که اگر شرکت های غربی به حوزه های نفت و گاز بازگردند شاید در یک فرآیند عادی دوسه سال طول بکشد تا مسائل فنی استخراج و پالایش حل شود اما اروپا به خاطر نیاز حیاتی به گاز به ویژه تا قبل از رسیدن فصل زمستان تمام توان خود را بسیج می کند تا این فرآیند طولانی را چه بسا با مناسب ترین قیمت به چندماه برساند. فعالان حوزه حقوق بشر هم از این اقدام استقبال می کنند زیرا امروزه گسترده ترین اشکال نقض حقوق بشر در حوزه اقتصاد جریان دارد. رشد بیکاری و جرم و جنایت و فحشا و... را نمی توان صرفا موضوعی اقتصادی و اجتماعی دید. اینها پدیده هایی حقوق بشری هم به شمار می آیند. پایمال شدن کرامت انسان ها را در فقر و درماندگی و در راهروهای بیمارستان ها و دادگاه ها و زندان ها می توان به چشم دید. اما در برابر اقدامی که می تواند کاهنده این بحران اقتصادی که گلوی مردم را می فشارد باشد، یک چهره شناخته شده در یک روزنامه مدعی اصولگرایی سرمقاله یی نوشته و با بیان اینکه دولت ایران آماده است با صدور گاز به اروپا، کشورهای اروپایی را از بحرانی که به علت قطع صادرات گاز روسیه با آن روبه رو شده اند، نجات بدهد! این کار دولت را به باز گذاشتن دست دشمن برای ادامه وحشیگری علیه مردم کشورمان تشبیه می کند و می گوید: فرض کنید که تانک های دشمن در حال تخریب سنگرهای رزمندگان اسلام و قتل عام آنان هستند ولی ناگهان با مانعی روبه رو می شوند که آنها را از حرکت باز می دارد و یا حرکت آنها را کند و دشوار می سازد. حالااگر مشاهده کنید افرادی در لباس رزمندگان خودی برای رفع مانع تلاش می کنند آیا جز این است که اقدام آنان را در حمایت از دشمن و خیانت به جبهه خودی تلقی می کنید؟!» سپس پیشنهاد صدور گاز به اروپا را «تلاش برای برداشتن مانع از سر راه تانک های دشمن و باز کردن راه آنها برای تخریب سنگرهای خودی و تجاوز به حریم میهن اسلامی و مردم آن!» تعبیر می کند و در پایان مقاله نتیجه می گیرد که: «خوشبینانه ترین برداشت درباره آنها، این است که کمترین و ابتدایی ترین شایستگی و لیاقت را برای حضور در مسوولیت های کنونی ندارند! و ادامه حضورشان در مسوولیت آب ریختن به آسیاب دشمن است». این جریان روسیه را اینقدر خودی می داند که شهروندان خود را نمی داند و حتی از برخورد با شهروندان دگر اندیش حمایت بی دریغ می کند و هیچ باوری به حقوق بشر ندارد که بتوان با چنین زبانی با او سخن گفت و به نام دفاع از امنیت ملی و غیره سال هاست بسیاری از شهروندان و کنشگران را تارانده و آسیب زده اند، آیا نمی توان موضعگیری غریب آنان درباره تمایل ایران به تامین گاز اروپا را ناشی از یک تفکر ضدملی دانست؟ تفکری که بیش از منافع ایران به منافع روسیه می اندیشد و نگران روابط آینده ایران و روسیه است؟ آیا اگر کس دیگری چنین سخنی به عنوان سندی روشن گفته بود از سوی نهادهای امنیتی به عنوان روسوفیل تحت تعقیب قرار نمی گرفت؟
    
    

آیا موسیقی جام جهانی برازنده فرهنگ کشورمان هست؟


آیا موسیقی جام جهانی برازنده فرهنگ کشورمان هست؟



یادمان 
ما در کجای این جهان خاکی ایستاده ایم


نویسنده: فریدون شهبازیان


وای بر ما که بار دیگر هنر و فرهنگ باستانی سرزمین مان و آبروی ملت صبورمان را دستاویز حضور کمرنگ مان در جام جهانی قرار داده ایم. و از همه بدتر و ناامید کننده تر اینکه دفتر موسیقی وزارت ارشاد که وظیفه اش حمایت بی چون و چرا و همه جانبه از موسیقی بالنده ایران است آهنگی غیرایرانی را که ملودی اصلی آن تقلیدی از ملودی های خوانندگان انگلیسی زبان است مورد تایید قرار داده و اجرای آن در جام جهانی فوتبال در برزیل را هم نوید می دهد. «ما در کجای این جهان خاکی ایستاده ایم»، آیا کشور ما با این خاک وسیع و تنوع و پویایی موسیقی بومی و جذابیت های موسیقی سنتی که می تواند دستمایه آهنگسازان و نشانه ملت بزرگ ایران باشد، شایستگی آن را ندارد که آهنگی با ارزش های هنر و فرهنگ کشورمان به جام جهانی فوتبال عرضه کند. آیا دفتر موسیقی که آثار همه هنرمندان را برای دادن مجوز ممیزی می کند، این آهنگ را مورد بررسی قرار داده است؟ مسلما، خیر. حال من می گویم این آهنگ نمی تواند سازنده مفاهیمی باشد که در زبان انگلیسی در متن آمده است چرا که بیان این مفاهیم با ملودی که فاقد پویایی، حرکت های بدیع و ریتمیک است کم تاثیر و در پاره یی از موارد بی تاثیر است. آیا بیان مفاهیمی مانند انتقامجویی، کینه ورزی، تبعیض نژادی، جنگ و توحش های ضد بشری با چنین اجرایی از موسیقی تداعی کننده است؟ متاسفانه عارضه شعارزدگی در متن این آهنگ موج می زند و احتمالاهمین مورد توجه اهالی فدراسیون فوتبال را جلب کرده است که آن را تایید می کنند. امید حجت گیتاریست بسیار خوبی است که در بسیاری از آثار من به بهترین شکل نوازندگی کرده و رضا تاجبخش پیانیست خلاقی است که طراحی و تنظیم ملودی را به خوبی به انجام رسانده است. ولی باید بدانند که در پدید آوردن و ساختن چنین آهنگ هایی جایی برای اهمال، شتابزدگی و بی سلیقگی وجود ندارد. شایسته نیست حیثیت و آبروی ملت مان را به بازی بگیریم. بهتر است شایسته و بایسته عمل کنیم که جای حرف باقی نگذارد.

انتخابات بدون حضور اپوزیسیون اصلی و مردم اواره در کشور جنگ زده فریبی بیش نیست




انتخابات بدون حضور اپوزیسیون اصلی و مردم اواره در کشور جنگ زده فریبی بیش نیست
انتخابات کمکی نمی‌کند
مسعود ادریسی . سفیر سابق ایران در دمشق
وضعیت سوریه وضعیتی بسیار پیچیده است. از همین‌رو به‌نظر می‌رسد اگرچه در نهایت راه‌حل نهایی بحران این کشور باید از آرای مردم و انتخاب خود آنها بگذرد، برگزاری انتخابات در شرایط فعلی کمکی به حل این بحران نخواهد کرد. انتخابات ریاست‌جمهوری در سوریه در حالی برگزار می شود که همه مردم قادر به شرکت در آن نیستند. به دلایل متعددی همه مردم امکان شرکت در انتخابات را ندارند. یکی از این دلایل، در بیرون مرزهای کشور است. چندین کشور عربی و غربی اعلام کرده‌اند که اجازه برگزاری انتخابات سوریه در کشورشان را نخواهند داد. از آنجا که دومیلیون‌و 500هزارنفر طی سه‌سال جنگ داخلی از سوریه آواره شده و اکثرا در کشورهای عرب در کمپ‌های پناهندگی به‌سر می‌برند، با تصمیم این کشورها، بسیاری از آوارگان سوری از اعلام نظرشان در رابطه با انتخابات ریاست‌جمهوری کشورشان محروم شده‌اند. از سوی دیگر، درون مرزها نیز هنوز مناطقی وجود دارد که در دست مخالفان مسلح حکومت بشار اسد، باقی مانده است. مناطقی نیز هست که طی این مدت به‌کلی ویران و خالی از سکنه شده است. بنابراین باوجود موفقیت‌های اخیر دولت سوریه در بازپس‌گیری برخی مناطق در دست مخالفان، باز هم مناطقی درون مرزهای این کشور باقی مانده که مردم در آن امکان رای‌دادن ندارند. درنتیجه انتخاباتی که در آن عده‌ای از مردم کشور برای شرکت در آن آزاد نباشند، نمی‌تواند به‌عنوان راه‌حل تلقی شود. به همین دلیل شاهد خواهیم بود که بحران کشور سوریه باوجود برگزاری انتخابات به همان سیاق سابق، همچنان ادامه خواهد یافت.
بنابراین در زمان کنونی برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری تاثیر اندکی در حل بحران این کشور خواهد داشت. این تاثیر اندک نیز به این مربوط می‌شود که در صورتی که انتخابات برگزار نمی‌شد، آقای بشار اسد ظرف مدت کوتاهی مشروعیت قانونی خودش را از دست می‌داد. ولی اکنون می‌تواند دوباره با عنوان رییس‌جمهور سوریه به کار خود ادامه دهد و تصمیمات آتی او برای حل بحران مشروعیت داشته باشد. با توجه به سه نامزدی که در این انتخابات شرکت کرده‌اند، به نظر می‌رسد پیروزی بشار اسد قطعی باشد. چه‌بسا در سوریه هم شاهد آنچه در مصر افتاد باشیم؛ یعنی میزان رای بالای 90درصد برای یک نامزد. به هر طریق طبیعی است که کشورهای غربی نتیجه انتخابات را به رسمیت نخواهند شناخت، همانطور که پیش از آن هم اعلام کرده بودند که این انتخابات نباید برگزار شود. در مجموع می‌توان گفت بحران در سوریه راه‌حلی جز این ندارد که دو طرف منازعه در همه زمینه‌ها با هم به توافق برسند، انتخابات، زمان و نحوه برگزاری آن نیز یکی از همین زمینه‌هاست و بدون توافق همه طرف‌ها برگزاری انتخابات هیچ تاثیر مثبتی در حل بحران نخواهد داشت.