رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

حقایقی در مورد شخصیت پروفسور البرت انشتاین(10مورد)

حقایقی در مورد شخصیت پروفسور البرت انشتاین(10مورد)



اکثر دوستداران علم با شنیدن نام اینشتاین به یاد نظریه‌ی جنجالی نسبیت و فرمول هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc2) می‌افتند، نظریه‌ای که نگاه انسان به جهان را از فیزیک کلاسیک نیوتنی جدا کرده و کیهان را با قوانینی جدید توضیح می‌دهد.


آلبرت اینشتاین نابغه‌ای با موهای آشفته،‌ ویولونیستی چیره دست با عاداتی عجیب مثل نپوشیدن جوراب و میز کار به هم ریخته، اما ذهنی پیشگام که با گذشت سال‌ها از مرگش هنوز به عنوان نماد علم نوین محسوب می‌شود، چقدر درباره‌ی زندگی این مرد بزرگ می‌دانید؟

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اکثر دوستداران علم با شنیدن نام اینشتاین به یاد نظریه‌ی جنجالی نسبیت و فرمول هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc2) می‌افتند، نظریه‌ای که نگاه انسان به جهان را از فیزیک کلاسیک نیوتنی جدا کرده و کیهان را با قوانینی جدید توضیح می‌دهد. علاوه بر نظریات علمی که او را به یکی از بزرگترین فیزیکدان‌هایی که تاکنون به جهان پاگذاشته تبدیل می‌کند، دیدگاه‌های فلسفی، سیاسی و اعتقادی نام وی را هنوز پس از گذشت حدود ۶ دهه از مرگش در اذهان نگه داشته است. حتی دانشمندی به بزرگی اینشتاین نیز همانند باقی افراد در کنار موفقیت‌ها، اشتباهاتی نیز مرتکب شده است. زندگی وی جنبه‌های مثبت و منفی زیادی دارد که می‌تواند درس‌های بزرگی برای آیندگان در پی داشته باشد. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به ۱۰ حقیقت از زندگی این دانشمند بزرگ که شاید نمی‌دانستید.

۱ – اینشتاین دیرتر از کودکان معمولی لب به سخن گشود

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

طبق سخنان خود اینشتاین وی تا سه سالگی سخن گفتن را آغاز نکرد و پس از آن نیز تا سن بیشتر از ۷ سالگی به ندرت صحبت می‌کرد، این موضوع در کنار ذهن متمرکز وی در حل مسائل فیزیک، ذائقه‌ی موسیقیایی و بی توجهی به بعضی درس‌های مدرسه و در مقابل توجه به مطالب مورد علاقه باعث شده عده‌ای بر این باور باشند که اینشتاین از سندرم اسپرگر رنج می‌برد. دانشمندان بزرگ دیگری مانند اسحاق نیوتون و ماری کوری نیز احتمالاً به این مشکل مواجه بوده‌اند. توماس سول نویسنده و محقق دانشگاه استنفورد برای توصیف افراد غیر مبتلا به اوتیسم که دیر لب به سخن می‌گشایند اصطلاح سندرم اینشتاین را به کار می‌برد. اینکه چگونه مغز این افراد در بعضی استعدادها سریع‌تر فعال می‌شود و در برخی دیگر آهسته‌تر همچنان نامعلوم باقی‌مانده است. در پایان باید گفت که اینشتاین یک متفکر بصری مادام العمر بود و کمتر وقت خود را به سخن گفتن هدر می‌داد.

۲ – نمرات اینشتاین در مدرسه

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

در دنیای پرهیاهوی امروزی و در عصر اینترنت و رسانه‌ها علاقه‌ی زیادی به برعکس نشان دادن حقایق در مورد افراد موفق و مشهور به وجود آمده است، افکار عمومی به دنبال ناکارآمدی‌ها هستند تا موفقیت افراد بزرگ را وابسته به شانس نشان بدهند. زیاد شنیده‌ایم که افرادی با کنار گذاشتن تحصیلات آکادمیک توانسته‌اند موفقیت‌های بزرگی کسب کنند اما از تلاش‌های شبانه روزی و علم بالای آن افراد چیزی نمی‌دانیم. در مورد آلبرت اینشتاین نیز مشهور است که وی در دوران مدرسه دانش‌آموزی کند ذهن بوده و تا سنین بالا به موفقیتی دست نیافته است اما حقیقت این است که وی در سنین نوجوانی سرآمد درس‌های فیزیک و ریاضی بوده است. او در حالی که ۱۲ سال بیشتر نداشت به مطالعه‌ی دیفرانسیل و انتگرال می‌پرداخت و چگونگی استفاده از حروف یونانی و لاتین را در معادلات می‌دانست. اما شایعه‌ی ضعیف بودن اینشتاین در مدرسه احتمالاً از اینجا می‌آید که یک سال سیستم نمره دهی در محل تحصیل وی معکوس شد و به جای اینکه نمره‌ی A بالاترین نمره محسوب شود بالاترین نمره F شد، و آلبرت جوان بالاترین نمره را کسب کرد. اینشتاین دبیرستان را نیمه کاره رها کرده و در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس شرکت کرد، اگرچه نمرات وی در ریاضی و علوم عالی بود اما به دلیل کسب نمره‌ی پایین در شیمی و زیست شناسی و ادبیات نتوانست وارد این موسسه شود. در نهایت اینشتاین دیپلم را گرفت و سال ۱۸۹۶ در سن ۱۷ سالگی وارد مؤسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ شد.

۳ – اینشتاین دختری نامشروع با سرنوشتی نامشخص دارد

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

در مؤسسه‌ی پلی تکنیک زوریخ اینشتاین با میلوا ماریخ صربستانی آشنا شد، او تنها زنی بود که در رشته‌ای که اینشتاین درس می‌خواند پذیرفته شده بود. طی سال‌ها آلبرت ۱۷ ساله و میلوای ۲۱ ساله روابط عاشقانه‌ای پیدا کردند و در نتیجه‌ی آن قبل از ازدواج رسمی در سال ۱۹۰۲ صاحب دختری به نام لیسرل شدند. پس از ادواج نیز آن‌ها صاحب دو فرزند پسر شدند که پسر کوچکتر آن‌ها مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی بود. سرانجام سال ۱۹۱۹ پس از پنج سال زندگی جداگانه آلبرت و میلوا به صورت رسمی از هم جدا شدند در حالی که سرنوشت دختر آن‌ها در هاله‌ای از ابهام باقی‌مانده است. دو احتمال در مورد وی گفته می‌شود، یکی آنکه لیسرل به فرزند خواندگی گرفته شده و دیگری اینکه بر اثر ابتلا به تب مخملک در گذشته است.

۴ – اینشتاین زندگی خانوادگی پر هیاهویی داشته است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

پس از آنکه در سال ۱۹۱۴ اینشتاین از میلوا ماریچ جدا شد روابط نامشروع متعددی را داشته که یکی از آن‌ها با دختر عمویش السا بود و سرانجام به ازدواج آن‌ها منجر می‌شود، اگرچه گفته می‌شود او حتی قصد ازدواج با دختر السا یعنی دختر خوانده‌ی آینده‌ی خود را نیز داشته است. بعدها در نامه‌ای به السا اینشتاین از علاقه‌ی پدرانه‌ی خود به دخترخوانده‌‌ی کوچک‌اش مارگوت می‌نویسد: به اندازه دختر خودم و یا شاید بیشتر، مارگوت را دوست دارم، و کسی چه می‌داند اگر من پدر او بودم چه بچه بداخلاقی از او پدید می‌آمد! در طول مدت ازدواج با السا اینشتاین خیانت می‌کرد و السا این موضوع را می‌دانست اما به شرطی که سر و صدایی در نیاید اجازه‌ی این کار را می‌داد. آلبرت اینشتاین برای جدا شدن از همسر اولش قول داد در صورت برنده شدن جایزه‌ی نوبل منافع مادی آن را به وی و پسرانشان هدیه بدهد. سال ۱۹۲۱ وی توانست به خاطر تحقیقاتش در مورد اثر فوتوالکتریک جایزه‌ی نوبل را کسب کند و طبق قولی که داده بود منافع مادی آن را به میلوا داد تا زندگی خود و پسرانش را بگدراند.

۵ – اینشتاین سال‌های سختی را پشت سر گذاشته است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

سال ۱۹۰۵ اینشتاین چهار مقاله منتشر کرد که پایه‌های علم فیزیک را لرزاند و دیدگاه انسان به فضا، زمان، ماده و انرژی را متحول کرده و فیزیک نوین را پایه گذاشت؛ تمام این‌ها در زمانی اتفاق افتاد که او در حال به پایان رساندن دکترا بود و همچنین به عنوان ممتحن در دفتر ثبت اختراع سوئیس کار می‌کرد. پس از فارغ التحصیلی اینشتاین برای تدریس در بسیاری از آکادمی‌های آموزشی پذیرفته شد اما مدرسه به مدسه او را رد کردند زیرا در بخشی از رزومه‌اش با حماقت تمام از توصیه نامه‌ی هاینریش وبر که کلاس‌های زیادی را خراب کرده بود استفاده کرده بود. همین مثال نشان می‌دهد هوش بالا برابر با خردمندی نخواهد بود و انسان‌های باهوش نیز اشتباهاتی مرتکب می‌شوند. اگرچه این پذیرفته نشدن سرانجام باعث شد زمان بیشتری در اختیارش قرار بگیرد و چهار مقاله‌ی خود را جمع‌بندی کرده و در یک مقاله منتشر کند که سرانجام به دریافت جایزه‌ی نوبل منتهی شد.

- با توجه به تولید و انتشار نور اینشتاین توضیح می‌دهد که اثر فوتوالکتریک از تئوری کوانتوم پیروی می‌کند. (همان نظریه‌ای که برنده‌ی جایزه‌ی نوبل می‌شود)

- اینشتاین وجود اتم را با آزمایش از طریق حرکت ذرات معلق ریز در مایعات و تئوری مولکولی جنبشی حرارت اثبات می‌کند.

- الکترودینامیک ذرات متحرک قوانین ریاضی نظریه‌ی نسبیت خاص را اثبات می‌کند.

- آیا اینرسی یک ذره به انرژی درونی آن بستگی دارد؟ اینشتاین توضیح داد که چگونه تئوری نسبیت به هم ارزی جرم و انرژی E=mc2 منجر می‌شود.

۶ – اینشتاین واسط مذاکرات گروگان گیری شده بود

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

در آلمان آن زمان روحیه‌ی صلح طلب و متعهد در کمک به برقراری آرامش، اینشتاین را در معرض خطرات زیادی قرار می‌داد. او همراه با سه همکارش با جسارت تمام بیانیه‌ای را در مخالفت با نظامی گری امپراتور گونه‌ی آلمان و دخالت آن‌ها در جنگ جهانی اول امضا کردند. این بیانیه پاسخی بود به اعلامیه‌ی مانیفست جهان متمدن که در جهت توجیه حمله به بلژیک بی‌طرف توسط دولت آلمان طرح ریزی شده و نزدیک به ۱۰۰ نفر از روشنفکران برجسته‌ی آلمانی آن را امضا کرده بودند. در حالی که بسیاری از دانشمندان آن زمان از نبوغ خود برای چرخاندن چرخ دنده‌های جنگ استفاده می‌کردند اینشتاین این پیشنهادها را رد می‌کرد. پس از جنگ آلمان شکست‌خورده و بدهکار وارد دوران جدیدی از تحولات اجتماعی به رهبری هیتلر می‌شود. در آن زمان گروهی از دانشجویان رادیکال عده‌ای از استادان دانشگاه را گروگان می‌گیرند، برای برون رفت از این بن‌بست هیچ‌کس راضی به دخالت پلیس نبود بنابراین اینشتاین و نابغه‌ی کوانتوم مکس بورن که هر دو مورد احترام استادان و دانشجویان بودند مامور مذاکره و مهار این وضعیت شدند. سال بعد اینشتاین اعتراف می‌کند که چقدر آن‌ها ساده لوح بودند که هرگز به اینکه ممکن است دانشجویان خودشان بر علیه‌شان برگردند فکر نکرده بودند.

۷ – اینشتاین هیچ‌گاه به خاطر نظریه‌ی نسبیت برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشد

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

همانند انقلاب‌های علمی دیگر دستیابی اینشتاین به مفاهیم پیچیده‌ی علمی بدون زحمات دانشمندان پیشین ممکن نبود، نبوغ او در ادامه‌ی زحمات دانشمندانی مانند هانری پوانکره و هندریک لورنتس به جمع‌بندی کلی و حذف اصطکاک بین فیزیک نیوتونی و تئوری نور جیمز کلارک مکسول منتهی شد. در سال ۱۹۱۶ تئوری اینشتاین از نسبیت عام، نسبیت خاص را با به میان آوردن گرانش و شتاب در مفهوم فضا-زمان خمیده کامل کرد. متأسفانه سه سال طول کشید تا یکی از پیش‌بینی‌های کلیدی این اثر اثبات شود. در سال ۱۹۱۹ هنگامی که سرانجام ستاره شناسان خم شدن نور در اثر هوا-فضای خمیده را در خورشید گرفتگی آن سال تأیید کردند اینشتاین یک شبه تبدیل به مشهورترین انسان روی زمین شد، اما سه سال بعد از آن طول کشید تا کمیته‌ی نوبل این قوانین را باور کند و سرانجام سال ۱۹۲۲ نوبل سال ۱۹۲۱ را در رشته‌ی فیزیک به اینشتاین اهدا کردند. این جایزه برای کشف قانون فوتوالکترونیک به وی اهدا شد؛ اثر فوتوالکترونیک اشاره به انتشار ذرات باردار الکترونیکی (یون یا الکترون) از سطح (یا درون) ماده‌ای که تابش الکترومغناطیسی (همانند نور) را جذب می‌کند دارد. زحمات اینشتاین در این سطح به سؤالات گیج کننده‌ای مانند نور یا ذره بودن نور جواب می‌دهد.

۸ – اینشتاین در ساخت نوعی یخچال همکاری کرده است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

در دهه‌ی ۱۹۲۰ لوازم منزل بسیار خطرناک‌تر از امروز بودند. گاز در لوله‌های یخچال و آرسنیک در رنگ‌ها، بسته بندی و نگهداری را به صنعتی مرگبار تبدیل کرده بود. در آن زمان واژه‌ی یخچال به معنای واقعی به جعبه‌ای چوبی اطلاق میشد که درون آن یخ می‌ریختند تا مواد غذایی را برای مدتی سرد نگه دارد. یخچال‌های الکتریکی گاه و بیگاه با اتصالی برق و یا نشر مواد شیمیایی سرد کننده و فراری مانند متیل کلرید، دی اکسید گوگرد و آمونیاک باعث مسمومیت و صدمه به مالکان می‌شد. حادثه‌ای در سال ۱۹۲۶ باعث شد اینشتاین به کمک فیزیکدان مجارستانی لیو زیلارد در طراحی نوعی جدیدی از یخچال به نام یخچال جاذب برود. لوازم مورد نیاز این یخچال فقط آمونیاک، بوتان، آب و یک منبع حرارتی برای پمپاژ مواد درون لوله‌ها بود. روش کار این یخچال بر این اساس استوار است که مایعات در فشار اتمسفر پایین‌تر دمای جوش کمتری خواهند داشت. بوتان در لوله‌های درون محفظه که فشار اتمسفر پایین‌تری دارد می‌جوشد و گرما را به خود جذب کرده و به بیرون از محفظه انتقال می‌دهد. از آنجا که این یخچال هیچ جزء متحرکی ندارد پس عمر مفید بالایی داشته و فقط در صورتی که بدنه‌ی آن خراب شود از بین می‌رود. با معرفی کلروفلوروکربن‌ها که جایگزین مواد سرد کننده و خطرناک درون یخچال‌ها بودند و ارائه‌ی کمپرسور یخچال اینشتاین رقابت را به یخچال‌های کاراتر واگذار کرد اگرچه مدت‌ها بعد از سال ۱۹۳۰ و با مشخص شدن اثرات خطرناک CFC در لایه‌ی اُزن باز هم علاقه به استفاده از این نوع یخچال مخصوصاً در مناطق دور افتاده و بدون برق افزایش یافت.

۹ – ریاست جمهوری سرزمین‌های اشغالی به اینشتاین پیشنهاد داده شده بود

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اگرچه اینشتاین را به عنوان فیزیکدانی بزرگ می‌شناسیم اما دیدگاه‌های سیاسی وی کمتر از دستاوردهای علمی‌اش مورد توجه نبوده است، این جهت گیری‌ها سیاسی نیز همانند دستاوردهای علمی‌اش پیچیده‌تر از آن بوده است که خیلی‌ها متصور می‌شوند. اینشتاین یک صلح طلب مادام العمر بود و فقط یک بار به نفع جنگ فعالیتی انجام داد. در سال ۱۹۳۹ با توجه به بالا گرفتن خطر احتمال دستیابی نازی‌ها به بمب اتمی، فیزیکدان مجارستانی لئو زیلارد نامه‌ای به روزولت نوشت و از وی خواست به واکنش زنجیره‌ای و انرژی هسته‌ای اهمیت بیشتری دهد. زیلارد دانشمند گمنامی بود اما هنگامی که اینشتاین زیر نامه را امضا کرد مسأله شکل دیگری به خود گرفت. همین موضوع بعدها باعث برپایی پروژه‌ی منهتن شد اگرچه اینشتاین در این پروژه شرکت نکرد و بعدها امضای آن نامه را یکی از اشتباهات زندگی خود دانست، اما به هر حال وجود معادله‌ی E=mc2 برای ساخت بمب اتمی ضروری بود. وی با به فروش گذاشتن نسخ خطی تحقیقات خود و کمک به گروه‌های صلح گرا و مخالف جنگ سعی کرد این اشتباه را جبران کند. اینشتاین یهودی الاصل بود، اگرچه او و خانواده‌اش از یهودی‌های لاقید بودند ولی دولت تازه تاسیس اسرائیل از این فرصت برای تأثیر بر افکار عمومی استفاده می‌کرد. در سال ۱۹۵۲ نخست وزیر وقت اسرائیل دیوید بن گوریون به اینشتاین پیشنهاد داد که ریاست جمهوری سرزمین‌های اشغالی را بپذیرد. اینشتاین این پیشنهاد او را مودبانه رد کرد و با استناد به سن بالا و تمرکز مادام العمر بر پژوهش‌های علمی ورود خود را به سیاست نامناسب دانست. سال‌ها پیش از آن اینشتاین اعلام کرده بود که مخالف تشکیل یک دولت یهودی با مرزهای مشخص و قدرت نظامی است، همچنین با امضا نامه‌ای سرگشاده در نیویورک تایمز برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین را محکوم کرده بود، اما به هر حال وی به عنوان یکی از سرشناس‌ترین حامیان صهیونیست تاکنون شناخته می‌شود.

۱۰ – چشم‌ها و مغز اینشتاین دزدیده شده است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اینشتاین وصیت کرده بود جسدش سوزانده شده و خاکسترش به صورت مخفیانه پراکنده شود تا مقبره‌ای برای وی ساخته نشود، اما تنها چند ساعت پس از مرگش دکتر توماس هاروی در سردخانه‌ی پرینستون مغز و چشمان وی را بدون اجازه از بدنش جدا می‌کند. چشمان را به دکتر چشم وی هنری آدامز می‌دهند که تا به امروز در نیویورک حفظ شده است. عکس‌های مختلفی از لایه‌های مغز وی گرفته می‌شود. اگرچه مغز اینشتاین مانند افراد عادی ۱.۲ کیلوگرم وزن داشته است اما تحقیقات روی عکس‌ها نشان می‌دهند که قسمت‌های مربوط به تکلم و زبان کوچکتر بوده و قسمت‌هایی که به پردازش عددی و تجسم اختصاص دارند بزرگ‌تر بوده‌اند. همچنین در سال ۲۰۱۳ با تحقیق روی عکس‌های منتشر نشده دانشمندان متوجه شدند که قسمتی از مغز او به نام کورپوس کالوزوم که دو نیمکره‌ی مغز را به هم وصل می‌کند بزرگ‌تر از افراد عادی است. هاروی تکه برش‌های مغز اینشتاین را در شیشه و در زیرزمین و زیر کولر نگه‌داری می‌کرد. پس از باطل شدن پروانه‌ی پزشکی‌اش سال‌ها با فرار از دست خبرنگاران زندگی کرد. اگرچه هدف وی از این کار فهمیدن دلیل باهوشی فوق‌العاده‌ی اینشتاین بوده است اما در طول ۴۳ سالی که مغز در اختیارش بود هرگز نتوانست مطالعه‌ی مناسبی روی آن انجام دهد، شاید به دلیل مسافرت زیاد و شاید به دلیل نداشتن بودجه و تخصص! و در نهایت با تحویل دادن بیشتر مغز به پرینستون دایره‌ی مرگ این فیزیکدان بزرگ کامل می‌شود.

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

منبع: زومیت




















تاثیرات گرمایش زمین بر محیط زیست

تاثیرات گرمایش زمین بر محیط زیست

اثرات گرمایش جهانی بر محیط زیست
حقایقی درباره گرمایش جهانی که باید بدانید

نویسنده: محمد علی گرجی*


گرمایش جهانی دقیقا به چه معناست؟ گرمایش جهانی به طور اصولی به معنای افزایش درجه حرارت زمین است، این پدیده مختص قرن بیستم و بیست و یکم نیست. در واقع این موضوع در زمان های گذشته و قبل از به وجود آمدن اتمسفر زمین، توده های زمینی و اقیانوس ها به وقوع پیوسته است. دمای سطح زمین به طور متوسط ٥٩ درجه فارنهایت است و طی صدها سال گذشته این درجه حرارت حدود یک درجه افزایش یافته است. تا سال ٢١٠٠ میانگین تغییرات در درجه حرارت زمین می تواند از دو و نیم درجه فارنهایت تا ده درجه فارنهایت باشد که به نظر می رسد برای ذوب کردن یخچال ها و توده های یخی قطب کافی باشد.
    علل گرمایش جهانی
    گرمایش جهانی تاکنون به طور طبیعی رخ داده و پس از این هم رخ خواهد داد. اینکه چرا در این زمان به نگرانی ما تبدیل شده، این است که اقدامات و اعمال انسانی به طور گسترده ای به درصد وقوع و شدت آن دامن زده است. با ظهور پدیده صنعتی شدن و بی توجهی به محیط زیست، انسان ها با تسهیل کردن انتشار اثرات گازهای گلخانه ای موجب بالارفتن میانگین درجه حرارت جهانی شدند.
     این روند حدود ٢٤٠ سال پیش، یعنی با تولد انقلاب صنعتی شروع شد. با استخراج و سوزاندن بیشتر و بیشتر سوخت های فسیلی، گازهای استخراج شده همراه آن در جو زمین آزاد شدند. اخیرا برآورد شده است که ٧٥ درصد از افزایش میزان دی اکسید کربن در جو زمین در اثر احتراق این سوخت های فسیلی به وجود آمده است.
     پدیده گرمایش جهانی متاثر از انتشار گازهای گلخانه یی است و با تغییرات در اثرات گازهای گلخانه یی مرتبط است. ترکیب گازها به طور طبیعی در جو زمین رخ می دهد و این عمل برای محافظت و نگهداری از گرما است. این گازها شامل دی اکسید کربن، متان، اکسید نیتروژن و بخار آب است. از این تعداد، بخار آب گاز گلخانه ای غالب و شایع در فضا است. گرمایش کره زمین و اثرات گلخانه ای یکسان نیستند. اثرات گلخانه ای اشاره به یک روند طبیعی است که در جو زمین رخ می دهد. اگر این فرآیند مختل شود، آنگاه می تواند منجر به گرم شدن کره زمین شود.
     همان طور که اشعه های خورشید به زمین اصابت می کند، گرمای حاصل به جو زمین برمی گردد، جایی که در آن این گازها تشکیل گرما می دهند و کره زمین را گرم می کنند. این یک روند طبیعی اهمیت دار است و شرایط بقا و رشد و ترقی را برای اشکال مختلف حیات فراهم می کند. اشکالات تنها زمانی رخ می دهد که این گازها ترکیب می شوند و حرارت بیش از حدی تولید می کنند و در نتیجه موجب گرم شدن جو زمین می گردند.
     با بالارفتن میانگین درجه حرارت کره زمین اثرات آن بر توده های زمینی و سطح آب دریا ها ظاهر می شود. پوشش یخی قطب همراه با یخچال های قطبی ذوب می شوند و منجر به بالاآمدن سطح آب دریاها و گرم تر شدن آن می شوند. در صورتی که روند گرمایش زمین کند نشود، برآورد می شود در انتهای قرن سطح دریاها از ٤ اینچ به ٤٠ اینچ افزایش یابد.
     گرمایش جهانی همچنین می تواند بر رفتار بادها تاثیرگذار باشد و نیز رخدادهای آب و هوایی خشک تر و خشن تر، همراه با وقوع مکرر توفان های شدید تر را تقویت نماید. با وجود هوای گرم تر بر روی زمین، آب های ناشی از باران های سنگین نمی توانند زیاد بر سطح زمین باقی مانده و زمین را آبیاری کنند بلکه به سرعت تبدیل به بخار آب می شوند. این امر تاثیر بسزایی روی عملیات کشاورزی در سرتاسر دنیا دارد.
     پدیده دیگری که با گرمایش جهانی مرتبط است پدیده النینو است. پدیده النینو برای هزاران سال رخ داده است و به طور مستقیم در نتیجه گرمایش جهانی نبوده است. با این حال، تغییر در میانگین درجه حرارت کره زمین می تواند بر تکرار و شدت آن تاثیرگذار باشد.
    انقلاب در کشاورزی نیز از دیگر عوامل تاثیرگذار بر گرمایش جهانی به شمار می رود. با نیاز روز افزون جوامع انسانی به زمین برای تبدیل جنگل ها به مناطق مسکونی و تجاری، زیست توده ها کمتر و کمتر می شوند و این موضوع موجب افزایش دی اکسید کربن در این مناطق می شود. از آنجایی که مقدار دی اکسید کربن توسط درختان و گیاهان کنترل می شود، نبود اینها به افزایش این گاز کمک می کند.
     برآورد می شود حدود ٢٥درصد افزایش سالانه دی اکسید کربن که در جو زمین یافت می شود در اثر تغییرات شدید و استفاده بیش از حد از منابع طبیعی زمین است. همچنین اقدامات دیگر از قبیل جنگل زدایی، شورکردن آب ها، بیابان زایی و چرای بی رویه به گرمایش جهانی کمک می کنند. با این حال، بسیاری از دانشمندان گمان می برند و موافقند که این مساعدت ناچیز و غیر مستقیم است.
     کشورهای سراسر جهان در مواجهه با حقایق گرم شدن کره زمین صرفا به اثرات منفی آن، نه تنها بر سیاست و اقتصاد جهانی بلکه نسبت به شرایط و وضعیت بشر به طور کلی اذعان کرده اند. بسیاری از دولت های جهان دست زدن به برخی اقدامات برای مقابله با مشکل گرم شدن کره زمین از طریق معیارهای دقیق و شیوه های طراحی شده برای محافظت و احترام به محیط زیست را مورد تشوق و ترغیب قرار داده اند.
     اینکه این اقدامات چگونه می تواند به حفاظت طولانی مدت از سیاره ما کمک و مساعدت کند موضوعی است که به زمان نیاز دارد.
    *کارشناس ارشد روابط بین الملل

موسیقی بیش از یک ساعت گوش نکنید(دکتر اثین کراگ)

موسیقی بیش از یک ساعت گوش نکنید(دکتر اثین کراگ)

بیشتر از یک ساعت موسیقی گوش نکنید


نویسنده: عاطفه اکبری

سازمان بهداشت جهانی هشدار داده به خاطر سلامت شنوایی تان بیشتر از یک ساعت در روز موسیقی گوش ندهید.


این سازمان اخیرا اعلام داشته بیش از یک میلیارد نوجوان و جوان در جهان به خاطر گوش دادن به موسیقی با صدای خیلی بلند در خطر آسیب جدی در شنوایی شان هستند. بنابر اعلام این سازمان دستگاه های پخش موسیقی، کنسرت ها و رستوران هایی که در آن موسیقی پخش می شود تهدیدی جدی برای شنوایی هستند. یافته های سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که ۴۳ میلیون نفر از گروه سنی ۱۲ تا ۳۵ ساله، به خاطر اینگونه اصوات، شنوایی شان را از دست داده و این آمار رو به رشد است. بنابر هشدار این سازمان نیمی از کسانی که در این گروه سنی هستند و در کشورهای ثروتمند یا متوسط زندگی می کنند به خاطر شنیدن میزان صدای بالااز دستگاه های شخصی پخش موسیقی شان در خطر از دست دادن شنوایی هستند.

همین طور ۴۰ درصد از آنها به خاطر میزان صدا در باشگا ه های موسیقی و رستوران ها در معرض خطرات جدی اند. در سال ۱۹۹۴ سه و پنج دهم درصد از نوجوان های امریکایی شنوایی شان را از دست داده بودند اما این رقم در سال ۲۰۰۶ به پنج و سه دهم درصد رسیده است.


دکتر اثین کراگ، مدیر بخش پیشگیری از آسیب های سازمان بهداشت جهانی معتقد است: «ما تلاش می کنیم درباره این موضوع که چندان از آن صحبت نمی شود، هشدار بدهیم. شنیدن موسیقی با صدای بلند آسیب های جدی به دنبال دارد اما به آسانی قابل پیشگیری است.»

   

سیاست زدگی و سیاست زدایی از دیدگاه استاد علوم سیاسی

سیاست زدگی و سیاست زدایی از دیدگاه استاد علوم سیاسی

سیاست زدایی و سیاست زدگی: محصول جوامع بسته


نویسنده: احمد بنی جمالی*

طبیعتا وقتی صحبت از سیاست زدایی می شود مقصود کنشی ارادی است که از سوی دولت ها انجام می گیرد. این مفهوم چند مفروض را در بر دارد: یکی اینکه اگر سیاست به مفهوم خاص آن در نظر گرفته شود می توان گفت به عمد دست به سیاست زدایی زده است. نکته بعد این است که در این نقطه از دنیا که ما ایستاده ایم همه حکومت ها سیاست زدایی را می پسندند و آن را انجام می دهند، چرا که به نوعی به خلوت شدن حوزه عمومی منجر می شود. دوم اینکه طبیعتا سیاست زدایی قصد دارد فضاهای سیاسی را مسدود کند تا امکان انتخابات آزاد، مطبوعات آزاد، رقابت های حزبی آزاد در آن با مشکلاتی مواجه شود.
    باید تعریف مشخصی از سیاست ارایه شود. اگر منظور از سیاست به مفهوم اخص آن باشد یعنی حضور و مشارکت در حوزه های سیاسی، حوزه های قدرت، روابط قدرت، حضور در انتخابات و... ممکن است این فرض که سیاست زدایی درسال های گذشته یکی از انتخاب ها بوده درست باشد اما اگر بخواهیم از امر سیاسی به معنای موسع آن یاد کنیم در واقع می تواند حوزه های زیادی از جمله حوزه های ظاهرا خصوصی را هم دربربگیرد و معنای سیاست را گسترده تر کند، بسیاری از کنش ها و کردارهای فردی و حتی خصوصی ما هم رنگ و بوی سیاسی پیدا می کند.
    در نتیجه به این معنا شاید سیاست زدایی به راحتی امکان پذیر نباشد. البته تاکید می کنم این یک حکم کلی نیست. حاکمیت در کشور ما یکپارچه نیست و دارای نیروهای سیاسی و اجتماعی مختلفی است که در بلوک قدرت قرار دارند و هر یک ملاحظات خود را دارند و به نحوی در سیاستگذاری تاثیرگذار هستند.
    همه این نیروها یک جور فکر نمی کنند و یک حزب سیاسی خاص نیز مورد بحث ما نیست. در واقع یکی از ویژگی های مثبت در ایران وجود گروه های قدرت متعددی است که هرکدام نگاه متفاوتی به حوزه قدرت و سیاست دارند و درست نیست بگوییم کل حاکمیت در ایران به دنبال سیاست زدایی است. در واقع یک خواست عمومی در همه حکومت ها در این نقطه از دنیا برای سیاست زدایی کردن وجود دارد اما لزوما اتفاق نیفتاده است. وقتی شما معنای امر سیاسی را عام بگیرید سیاست خود را در حوزه های دیگر نشان می دهد، پس می توان گفت چندان هم سیاست زدایی نشده است.
     فاصله ای وجود دارد بین اینکه ما می خواهیم این اتفاق بیفتد و آنچه که در عمل رخ می دهد. ممکن است گفته شود به دلیل محدودیت هایی که وجود دارد بخشی از جامعه سرخورده شده و به جای مشارکت سیاسی به سمتی رفته است که حوزه خصوصی و سبک زندگی خود را انتخاب کند. از طرفی انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز نشان داد که نظر برخی روشنفکران خیلی هم درست نیست. در این انتخابات بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری به صحنه آمد و از بین انتخاب های موجود رای خود را داد و انتخاب کرد. این نشان می دهد که توده مردم در برخی از بزنگاه های سیاسی هوشمندانه تصمیم می گیرند و عمل می کنند و ماشین حساب هزینه و فایده آنها زودتر از برخی روشنفکران عمل می کند. می توان گفت که توده مردم حداکثرخواه نیستند و سعی می کنند از همین حداقل های موجود استفاده کنند تا کم کم بتوانند با تغییرات تدریجی تا حد امکان مطالبات خود را جا بیندازند. در جوامعی که فضاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خیلی باز نیست برخلاف تاکیدی که بر سیاست زدایی می شود سیاست زدگی هم صورت می گیرد. جایی که فضای سیاسی امکان فعالیت سیاسی را باز نمی گذارد طبیعتا افراد از لحظه خروج از منزل با امر سیاسی مواجه می شوند. یعنی هر کنش و تصمیم افراد از اتوبوس سوار شدن تا حضور در محل کار، گذراندن اوقات فراغت و حتی حوزه های خیلی شخصی تر مثل لباس پوشیدن، روابط شخصی، گوش دادن به موسیقی، فیلم دیدن و حتی غذا خوردن می تواند خصلت های سیاسی به خود بگیرد، چرا که معنای سیاست به معنای اخص آن مسدود است، بنابراین خواست های سیاسی به سمت سایر حوزه ها سرریز می کند. به ویژه اگر شرایطی وجود داشته باشد که بخواهد برای همه این حوزه ها برنامه ریزی و تعیین تکلیف کند. اگر نقطه بحث مسائلی باشد که اخیرا پیرامون فوت یک خواننده پاپ شکل گرفت که آن را به سیاست زدایی جامعه ربط می دهند، به نظرم- وقتی سیاست از مجاری مرسوم خود که مطبوعات، احزاب، انتخابات و نهادهای مدنی است اجازه حضور و فعالیت نیابد طبیعتا در حوزه ها و فضاهای دیگر و به سبک های متفاوتی خود را نشان می دهد. این نکته را نباید فراموش کرد که در یکی دو دهه اخیر در کل دنیا و نیز در ایران مفهوم امر سیاسی تغییراتی داشته است و بیش از اینکه برداشتی رادیکال یا به معنای اخص از آن استنباط شود، این خواست سیاسی در فضای عمومی و در فضای جامعه شهری بیشتر در قالب درخواست برای آزاد بودن در جهت انتخاب سبک زندگی خود را نشان داده است. یعنی لزوما یک کنش سیاسی به این معنی نیست که افراد به خیابان بیایند یا حتما در انتخابات شرکت کنند یا اعتراض سیاسی کنند یا اینکه لزوما خواهان سهمی از قدرت سیاسی باشند آن چیزهایی که در معنای کلاسیک خود به معنای امر سیاسی معروف است. در حقیقت سیاست به معنای رادیکال آن که دوستان چپ علاقه زیادی دارند بر آن تاکید کنند را لزوما نمی بینیم. درخواست و مطالبه حق شهروندی در انتخاب سبک زندگی که می تواند خود را در موسیقی گوش دادن، لباس پوشیدن و حتی سفر رفتن افراد خود را نشان دهد هم نوعی کنش سیاسی محسوب می شود. در جوامع هم می توان با رکود سیاسی مواجه شد به این معنا که سرزندگی سیاسی وجود ندارد یا کمرنگ شده است و هم می توان نوعی تورم سیاسی را داشت یعنی تراکم مطالبات سیاسی جامعه که وقتی در حوزه های فرهنگی و اجتماعی منافذی باز می شود خود را در آن قالب نشان می دهد. این روند همیشه وجود داشته است و اختصاص به وضعیت فعلی هم ندارد، از گذشته بوده و در جوامع همسایه ما هم وجود داشته است.
    *استاد علوم سیاسی
    
□

برای آینده چه کنیم؟

تصور کنید که ما نیز مانند چین راه آهن سریع السیر ساخته بودیم و همانگونه که فاصله1300 کیلومتری پکن شانگهای در 4 ساعت طی می شود شهروندان ما می توانستند از تبریز به مشهد یا از تهران به بندر عباس 4 ساعته سفر نمایند.
مهندس علیرضا کلاهی*

سالهای 1384-1392 می توانستند سالهایی طلایی در تاریخ کهن ایران زمین باشند، از زمان کشف نفت توسط ویلیام دارسی تا امروز ارزش نفت و گاز صادراتی کشور 1200 میلیارد دلار بوده که 700 میلیارد دلار آن نصیب دولت های نهم و دهم شد.

همزمان با رشد بی سابقه قیمت نفت، سقوط طالبان و سپس دشمن قسم خورده ایران صدام حسین موقعیت ویژه ای را در معادلات سیاسی خاورمیانه نصیب ایران نمود به طوری که دو بازار جدید با 70 میلیون جمعیت را به سوی شرکت های ایرانی گشود.

در آمد افسانه ای نفت همراه با جمعیت جوان و تحصیل کرده و زیرساخت های احداث شده توسط دولت های پیشین می توانست موتور محرکی باشد تا رشد اقتصادی دورقمی را تجربه کنیم و گام های جدی در مسیر تحقق اهداف والای برنامه ایران 1404 برداریم.

اما افسوس که برنامه ریزی و علم اقتصاد در درگاه پوپولیسم قربانی و این درآمد تبدیل به بلای جان اقتصاد و جامعه ایران شد.
تزریق بی حساب و کتاب درآمد نفت، رشد بی سابقه پایه های پولی، تثبیت نرخ ارز و سایر سیاست های غلط اقتصادی، بیماری جدیدی را به وجود آورد که در آینده اقتصاددانان به جای "بیماری هلندی" آن را "بیماری ایرانی" خواهند خواند.
توّرم لجام گسیخته و مصرف گرایی، کاهش بهره وری و رقابت پذیری کشور را در همه رشته ها با خود به همراه آورد که نتیجه آن چیزی جز واردات بی رویه و نابودی کشاورزی و تولیدات ایران نبود.
سال های از دست رفته اقتصاد / برای آینده چه کنیم؟

در این دوره تنها شرکت هایی که در زمینه استخراج مواد اولیه و تولیدات کالاهای انرژی بر و یا آنهایی که از رانت های انرژی، مواد اولیه و معدن بهره مند بودند توانستند رشد نمایند و در کمال تاسّف شاهد تبدیل شدن ایران به اقتصادی استخراجی Extractive Economy بوده ایم. 

ریزکشور "نائورو" در اقیانوس آرام می بایست درس عبرتی برای ما ایرانیان باشد. این جزیره استوایی با استخراج و فروش فسفات استحصال شده از معادن خود در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد میلادی دارای یکی ار بالاترین درآمدهای سرانه جهان شد.

با این حال، سرمایه گذاری های اشتباه، عدم توجه به آموزش و توسعه منابع انسانی و واردات کالاهای مصرفی تمامی منابع این کشور را بلعید بدون آن که زیرساختهای سرمایه ای و انسانی لازم برای توسعه فراهم شده باشد.
 امروز حفره ای عمیق مرکز این جزیره ای که زمانی بهشتی زیبا بود را از آن خود نموده است و بقایای زنگ زده اتومبیل های لوکس در آن پراکنده است.
سال های از دست رفته اقتصاد / برای آینده چه کنیم؟

 مردم آن به علت الگوبرداری نامناسب از غرب و جایگزینی تغذیه بومی با فست فود باعث شیوع اضافه وزن حادّ و بیماری های عروقی و قند شده اند و عمده درآمد دولت آن از محل فروش رای خود در سازمان ملل، فروش پاسپورت و اسکان پناه جویان دستگیر شده توسط استرالیا به دست می آید.

گذشته از مسائل درآمدی، جمعیت جوان ایران علاوه بر فرصت یک تهدید نیز می باشد، نیروی کار جوان و بازار مصرفی که خانواده های جدید در همه رشته ها مانند مسکن، خودرو، لوازم خانگی و... ایجاد می نمایند باعث افزایش نرخ بالقوه رشد اقتصادی می شود. اما این فرصت یک تهدید نیز می تواند باشد چرا که در صورت عدم قرار گرفتن آن در یک اقتصاد مولد و پویا و دست نیافتن به نرخ رشد اقتصادی مناسب، علاوه بر آسیب های اجتماعی کشور توانایی تامین نیازهای درمانی و تامین اجتماعی آنها را در سنین بالاتر نخواهد داشت.

مشکلات زیست محیطی ایران نیز سال به سال جدی تر میشود و متاسفانه از در آمد افسانه ای یاد شده چیزی به مقابله با بحران آب، آلودگی شهرها و مبارزه با پیشرفت کویر تعلق نگرفت.
سال های از دست رفته اقتصاد / برای آینده چه کنیم؟
توسعه زیرساخت های کلیدی که پیش نیاز هر گونه رشد اقتصادی است، نیز یا کند و یا اساساً متوقف شدند.
سرمایه گذاری در تولید برق به شدت کاهش یافت و هیچ گونه توسعه جدی در شبکه انتقال و توزیع صورت نگرفت.

پروژه های حمل و نقل شهری مانند مترو ها هم که به کاهش آلودگی کمک می نمایند، تاثیر به سزایی در کاهش مصرف سوخت (و نتیجتاً افزایش مقدار سوخت قابل صدور) داشته، با کاهش ترافیک باعث افزایش کیفیت زندگی شهری می شوند و از همه مهم تر زندگی محروم ترین اقشار را تسهیل می نمایند، به علت عدم تامین سهم دولت بسیار از برنامه عقب افتادند.

روند توسعه راه آهن که در دولت های پیشین شتاب گرفته بود نیز دستخوش اختلالات ناشی از سوء مدیریت و عدم تخصیص منابع شد. تصور کنید که ما نیز مانند چین راه آهن سریع السیر ساخته بودیم و همانگونه که فاصله1300 کیلومتری پکن شانگهای در 4 ساعت طی می شود شهروندان ما می توانستند از تبریز به مشهد یا از تهران به بندر عباس 4 ساعته سفر نمایند.
سال های از دست رفته اقتصاد / برای آینده چه کنیم؟

آیا چنین خطوطی در شرایطی که به علت تحریم های ناجوانمردانه هواپیمایی، کشور دستخوش مشکلات شده بود نمی بایست در بالاترین اولویت قرار بگیرد؟

اثرات اقتصادی حمل و نقل آسان، ارزان و سریع مسافر و کالا چه مقدار به رشد تولید نا خالص ملی کمک می کرد؟ کاهش تصادفات جان چند هزار ایرانی را نجات می داد و چند خانواده هنوز عزیزان خود را در کنار خود میداشتند؟

فیلسوف اسپانیایی قرن 19 "جرج سانتایانا" می گوید: "آنهایی که توانایی یادگیری از تاریخ را ندارند محکوم به تکرار ان می باشد."


به گفته "ادموند برک" نویسنده و سیاستمدار قرن 18 نیز "تاریخ کتابی است بی پایان که در آن می توان از محل اشتباهات گذشتگان خرد آموخت."

آن چه در سال های پیشین گذشت و فرصت هایی که سوزاندیم سال ها طول خواهد کشید تا جبران شود و مایه افسوس بسیار. اما مهم این است که مایه پند و عبرت ما شود و از تکرار اشتباهات جلوگیری نماییم.

یکی از راهکارهای مبارزه با تهدیدهای یاد شده توجه به بخش مولد اقتصاد کشور است.
مدیریت تولیدات کشاورزی،ارتقاء خدمات ارزش افزوده و تولیدات صنعتی به خصوص آن دسته از تولیداتی که دارای ارزش افزوده بالا هستند و حرکت به سوی "اقتصاد صادرات محور" نظیر آن چه ترکیه را از بحران اقتصادی دهه 80 نجات داد و تبدیل به پانزدهمین اقتصاد جهان نموده است، می بایست به اولویت سیاست های مالی و اقتصادی کشور تبدیل شود.

صنعت برق نیز جز صنایعی است که از رانت های انرژی و مواد اولیه استفاده نمی نماید و می تواند با سیاست گذاری صحیح و اندکی حمایت علاوه بر تامین زیرساخت مورد نیاز سایر صنایع تبدیل به یکی از موتور های محرک اقتصاد کشور شود.

اتاق بازرگانی با توجه به بودجه 1000 میلیارد ریالی و جایگاه قانونی آن در تصمیمات اقتصادی کشور (مانند حضور در شورای پول و اعتبار) یکی از اصلی ترین ابزار های بخش خصوصی برای جهت دهی، تصمیم سازی و در صورت لزوم اعمال فشار برای جلوگیری از اتخاذ سیاست های غلط اقتصادی است. 

خلاصۀ برخی از برنامه هایی که می تواند در راستای تحقق اهداف اقتصادی یاد شده و در راستای تامین منافع بلند مدت همه ایرانیان در دستور کار قرار گیرد به شرح است:

1- باز تعریف روابط دولت و بخش خصوصی به عنوان کارفرما و پیمانکار از طریق بازنگری در قانون مناقصات کشوری و آیین نامه معاملات در راستای برقراری شرایط عادلانه برای طرفین قرارداد

2- بستر سازی صادراتی با حضور موثر در بازارهای هدف و دعوت و میزبانی از هیات های تخصصی
3- برقراری مجدد جایزه صادراتی و هدفمند نمودن آن از طریق ارتباط درصد متعلقه با مقدار ارزش افزوده بومی کالا و یا خدمات مورد نظر

4- عدالت مالیاتی و کاهش فشار مالیاتی بر بخش مولد و شفاف اقتصاد کشور و افزایش درآمدهای مالیاتی از بخش خاکستری و زیرزمینی اقتصاد

5- جلوگیری از تکرار مجدد اشتباه کاهش نرخ واقعی ارز