رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

از مهارت حافظه چه می دانید(خواندنی است)

از مهارت حافظه چه می دانید(خواندنی است)

واقعیتهای گفتنی درباره ی مهارت حافظه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حافظه و به یادسپاری یک مهارت ضروری در انسان است و در واقع دومین نیاز حیاتی برای زندگی است. عملکرد و چگونگی حافظه،‌ هنوز تا حدی مبهم و غیر قابل فهم مانده است. در این ایمیل، به ۹ واقعیت درباره ی حافظه می پردازیم. بدون شک، شما پس از خواندن این مقاله آرزو می کنید که ای کاش زودتر آن ها را می دانسته اید.

1. حافظه با فراموش کردن قوی تر می شود

عقل متعارف می گوید که اگر می خواهید چیزی را به یاد داشته باشید، باید آن را زیاد تکرار کنید و سعی کنید تا آن را در حافظه یتان تازه نگه دارید. تیم تحقیقاتی “روبرت و الیزابت بیجورک” که با یکدیگر زوج هستند، این واقعیت را این گونه توضیح می دهند. براساس تحقیقات آن ها، شما نیاز دارید تا یک سری از اطلاعات جدید را که در حافظه سپرده اید، قبل از این که آن ها را به یاد آورید، فراموش کنید. به این ترتیب می توانید حافظه ی خود را در طی زمان های متمادی قوی تر کنید.

2. رشد حافظه در داستان سرایی

در یکی از پرفروش ترین کتاب های ۲۰۱۲ به نام “پیاده روی در ماه با انیشتین”، “جاشا فوئر”، داستانی طولانی از قهرمانان حافظه را برای ما بازگو می کند که کارت های بازی را به یاد می سپارند. اما چه طور آن ها می توانند به این موقعیت جادویی برسند؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید، آن ها برای آن چه می خواهند به یاد بسپارند، یک داستان به یاد ماندنی می سازند. چرا که مغز انسان، برای داستان سرایی ساخته شده است. بیشترین چیزهایی که می توانید برای ساختن یک روایت به هم ربط دهید، بیشترین چیزهایی است که در ذهن و خاطر شما نهادینه شده اند.

3. زمانی که اطلاعات جدید، بصری باشند؛ حافظه پرکار است

ما معمولاً برای یادگیری اطلاعات فنی چه کاری انجام می دهیم؟ درست است، از دفترچه ی یادداشت استفاده می کنیم. اما شاید کم ترین تاثیر دفترچه ی یادداشت، این باشد که شما می توانید در آن همه چیز را بنویسید. ما متوجه شده ایم که ساده ترین و سریع ترین راه برای پردازش اطلاعات از طریق بصری، همین روش است. اما آیا این کار به آموختن بهتر ما کمک می کند. “ریچارد مایر”، محقق روانشناس در UCSB معتقد است که: “بله”. تحقیقات او نشان داد که روش نوشتاری با یک جلوه ی بصری قابل توجه، حجم و کیفیت اطلاعاتی که زبان آموزان تازه کار باید حفظ کنند، را بهبود می بخشد.

4. حافظه با یک محیط فاخر توانمندتر می شود.

بعضی از مردم قسم می خورند در محیط هایی مثل کافی شاپ که در آن ها سکوت حاکم است، می توانند بهتر بنویسند. این موضوع ممکن است درست باشد. همان طور که “بندیکت کری” در آخرین کتاب پرفروش خود به نام “چگونه بیاموزیم؟”، طی یک تحقیقات روانشناسی گسترده بیان می کند، مطالعه در یک طیف متنوع محیطی، می تواند به طور واقعی توانایی شما را در به خاطر سپردن اطلاعات بالاتر برده و بهبود بخشد.

به نظر می رسد اگر تلاش می کنید تا حافظه ای داشته باشید که متاثر از زمان باشد، “پیدا کردن یک محیط آرام برای تمرکز” بهترین پیشنهاد نخواهد بود.

5. حافظه فقط تمرین و تکرار نیست

شاید این را قبلاً هم شنیده باشید که “تمرین و تکرار، حافظه را بهتر می کند”. در حقیقت، این جمله باید این گونه بیان شود: “یک نوع خاص از تمرینات سخت و مشکل، می تواند این کیفیت را ایجاد کند”. دوباره به تحقیقات تیمی “بی جورک” بازگردید. آن ها به این نتیجه رسیدند که:

“تکرار یک کلید است، اما وقتی قوی تر می شود که برای سخت تر کار کردن مغز، در میان اطلاعات نامربوط قرار گیرد.”

این کار ما را مجبور می کند تا هر بار که می خواهیم تمرکز کنیم، به اطلاعات خود در حافظه ی بلند مدت مراجعه کنیم. حافظه ی بلند مدت با تکرار چندین و چند باره ی یک مطلب، قوی تر می شود و ارتباطات نورونی مغز بهتر خواهد شد. این کار، بخشی از حافظه ی کوتاه مدت شما را کم کارتر می کند. پس وقتی که در حال تمرین دادن به حافظه ی خود هستید، سعی کنید تا حافظه ی خود را درگیر چالش و مسائل بزرگ کنید.

6. حافظه از “تعویق”، به عنوان یک ابزار مهم استفاده می کند.

تاکنون چند بار از خود به خاطر تعویق در به یاد آوردن موضوعی ناامید شده اید؟ غمگین نباشید، چرا که تحقیقات نشان داده است این تعویق، مهم ترین ابزار برای به انجام رسیدن هر چیزی که می خواهید، می باشد. وقتی زیاد به فکر تمرکز بر روی چیزی نیستیم، این حالت، به ناخود آگاه شما اجازه می دهد تا بر روی ایده هایی که در پس زمینه ی ذهنتان دارید، کار کنید. این مسأله می تواند در خواب و امور احساسی شما نیز تاثیر بگذارد.

مغز شما برای تکمیل ایده های جدید با آن چه اکنون در حافظه ی خود دارید، نیاز به زمان دارد. به آن ها اجازه دهید با هم ارتباط برقرار کنند و اطلاعات رد و بدل کنند.

7. حافظه برای “پرکردن شکاف ها” متکی به مغز است

وقتی یک خاطره در مغز شما ذخیره می شود، شما ویژگی های آن را در خاطر خواهید داشت. این خاطرات ممکن است چهره ی یک نفر، کفشی که پوشیده بوده است، شدت وزش باد در آن زمان و یا هر چیز دیگری باشد. اما بیشتر این خاطرات کمی محو و کم رنگ هستند. اما چه اتفاقی می افتد وقتی کسی از شما می پرسد کدام ابر شما را یاد آن روز می اندازد؟

وقتی با یک خاطره ی چند جانبه و یا خاطره ای که زیاد در یادتان نیست و آن را خوب به خاطر نمی آورید، مواجه می شوید؛ مغز شما تلاش می کند تا شکاف های خالی را با آن چه در فکر شما می گذرد، پر کند.

این همان دلیلی است که افراد زیاد نمی توانند به چشمان شان اعتماد کنند. هر زمان که یک شاهد ماجرا از شما پرسید چه چیز دیده اید، بدانید که آن ها از شما می خواهند آن چه را که با چشم خودتان و از دید خودتان دیده اید، برای آن ها بگویید. مطمئن باشید که حافظه ی آن ها، بلافاصله اطلاعات جدید را به آن چه از قبل در ذهن آن ها بوده است، آلوده می کند.

8. حافظه به قسمت ها و بخش های متفاوتی در مغز شما تقسیم می شود

معمول ترین نمونه برای ذخیره ی اطلاعات در مغز، یک کامپیوتر است. یک رشته ی جدید از بیت ها در یک محل مشخص نوشته می شود و در هارد دیسک ذخیره می شوند. در برخی مواقع نیز، حافظه ی شما بیشتر شبیه به یک سیستم بایگانی است. حس بویایی در برخی از انسان ها معمولاً بالا و شدت احساسات پایین است. در این افراد، معمولاً اطلاعات بصری در این سیستم بایگانی ذخیره می شود و در نهایت وظیفه ی هیپوکامپ، جمع آوری همه ی این ها در کنار یکدیگر است. برای به یاد آوردن هر چیزی، مغز شما درست شبیه به یک پازل، همه چیز را دوباره جمع آوری کرده و گرد هم می آورد.

9. خاطرات توسط احساسات اولویت بندی می شوند

چرا بیشتر خاطرات زنده ی دوران کودکی شما شامل این گونه احساسات شدید مثل ترس، سرخوشی، طرد شدن، غرور و … می شود؟ همان طور که “جان مدینا”، نویسنده ی کتاب “قوانین مغز” توضیح می دهد، احساسات، خود را تبدیل به اطلاعات جدید در مغز می کنند. در این حالت، ما به عنوان یک شاخص با اهمیت، نسبت به آن ها اقدام می کنیم. هر چه این خاطرات روشن تر و قوی تر باشند، شما راحت تر قادر به یاد آوری آن ها خواهید بود.

کلماتی برای عدالت


کلماتی برای عدالت
کلمه ها برای عدالت

لوییس مک مستر بوجوید:    انسان مرده نمی‌تواند به دنبال عدالت باشد. این وظیفه انسان‌های زنده است.

مالکوم ایکس:    من طرفدار حقیقت و عدالت هستم؛ اهمیتی ندارد چه کسانی طرفدار یا در مقابل آن باشند.

ماهاتما گاندی:    دادگاهی، مافوق همه دادگاه‌های عدالت وجود دارد و آن دادگاه وجدان است.

مایا آنجلو:    حقوق برابر و عدالت، مثل هوا است: یا همه با هم آن را داریم؛ یا هیچ‌کدام آن را نداریم.

چارلز مونتسکیو:    هیچ ظلمی، بی‌رحمانه‌تر از آن نیست که به نام عدالت و در سایه قانون انجام شود.

 

راههای جدید برای برنامه ریزی مغز

راههای جدید برای برنامه ریزی مغز

چگونه مغز خود را از نو برنامه‌ریزی کنیم؟

مغز شما مدام در حال برقراری ارتباط‌های جدید و تطبیق خود برای عملی کردن دستورات شما است. با تمرین خودآگاهی و تفکر، می‌توانید در افکار ویرانگر و منفی بمانید و یا همین الان شروع کرده و من بهتری از خودتان بسازید.

اگر قصد دارید نحوه‌ی تفکر و رفتار خود را به طور کامل تغییر دهید، روشی ۱۰۰ درصد عملی برای انجام این کار وجود دارد. با ما همراه شوید تا به بررسی مرحله به مرحله‌ی روش آن بپردازیم.

چگونه مغز خود را از نو برنامه ریزی کنیم؟


مغز شما مدام در حال برقراری ارتباط‌های جدید و تطبیق خود برای عملی کردن دستورات شما است. با تمرین خودآگاهی و تفکر، می‌توانید در افکار ویرانگر و منفی بمانید و یا همین الان شروع کرده و من بهتری از خودتان بسازید.

قسمت ۱ از ۳: عوض کردن الگوی تفکر

گام اول

فکرهای خود را به طور روزانه تحت نظر بگیرید. زیبایی تکامل انسان‌ها این است که ما در گذر زمان دو خود ساخته‌ایم، خود اصلی که اعمال را انجام می‌دهد و خودی دیگر که تحت نظر می‌گیرد. شما می‌توانید خودتان را هر روز و هر ساعت تحت نظر بگیرید.هر تفکری که نظر شما را به خود جلب می‌کند، لحظه‌ای در مورد آن درنگ کنید و ببینید آیا این تفکر منفی است؟ ویرانگر است؟ چه چیزی عامل به وجود آمدن آن است؟ آیا این تفکر منطقی است؟ یا از روی عادت و یا اعتیادآور؟ با گذر زمان و تمرین بیشتر می‌توانید خودآگاهی را بالاتر ببرید.

تفکرات خود را زمانی که به ذهنتان می‌رسند، یادداشت کنید. این عمل باعث می‌شود تا الگوی مغزی خود را بهتر بشناسید. این افکار می‌توانند ناامیدانه، خوش‌بینانه، نگران‌کننده و یا هر تفکر دیگری باشند. همچنین با نوشتن افکار می‌توانید راحت‌تر از دست آن‌ها رهایی پیدا کنید.چگونه مغز خود را از نو برنامه ریزی کنیم؟


گام دوم

الگوی تفکرات خود را مشخص کنید. بعد از گذشت یک یا دو هفته نگاه دقیق‌تری به آن بکنید. ممکن است غالب تفکرات شما منفی، بدبینانه و یا افکاری باشند که مهم نیستند و سودی برای شما ندارند. این الگو در هر فردی متفاوت است و با مشخص کردن آن در واقع اولین قدم را برداشته‌اید.

زمانی که شما درک دقیقی از خودتان داشته باشید، می‌توانید در مسیر درستی قرار گرفته و تغییرات را آغاز کنید. طبیعی است که اگر مقصد مشخصی نداشته باشید، حرکت به سمت هدف نیز ممکن نخواهد بود.


گام سوم

بدانید که هر چیزی بخشی از یک چرخه‌ی بزرگ‌تر است. بسیاری از ما این تفکر غلط را داریم که اعمال ما فقط و فقط ناشی از احساسات ما هستند. به این معنا که کاری از ما بر نمی‌آید و وقتی ما حسی در خود داریم، این حس منجر به عملی خاص خواهد شد. در واقعیت نیز این تفکر دور از حقیقت نیست.

عقاید و افکار شما، احساساتتان را تعیین می‌کنند و مجموع این عوامل باعث مشخص شدن عمل شما می‌شوند و در ادامه اعمال شما، نتایج خود را بر روی زندگی نشان می‌دهند. این نتایج عقاید و تفکرات شما را تشکیل می‌دهند و آن‌ها نیز احساستتان را و این چرخه این‌گونه ادامه پیدا می‌کند. اگر به این اتفاق‌ها به عنوان یک چرخه نگاه کنید، متوجه می‌شوید که تغییر در یکی از عوامل آن می‌تواند کل سیستم را دگرگون کند.

بخش دیگری از این تفکر غلط این است که مغز ما همه کاره است و ما قدرتی نداریم. در واقع شما تنها کسی هستید که قدرت دارید. این افکار و رفتارها و نتایج حاصل از آن‌ها متعلق به شما هستند و فقط شما می‌توانید آن‌ها را تغییر دهید. یکی از این عوامل را به درستی تغییر دهید و شاهد تغییر دیگر موارد باشید.


گام چهارم

فاصله‌ای بین افکار و اعمال خود ایجاد کنید، شما می‌توانید از سرعت چرخه بکاهید. اگر به تفکر مخربی برخورد کردید، کمی درنگ کنید و سریعاً عکس‌العمل نشان ندهید. به این فکر کنید که عکس‌العمل صحیح چه می‌تواند باشد؟ چه تفکر مثبتی را می‌توانید جایگزین آن کنید.

برای مثال، تصور کنید فردی موفق را در تلویزیون می‌بینید و با خود می‌گویید امکان ندارد بتوانم مثل او شوم. کمی درنگ کنید و نکات مثبت خود را بشمارید و از آن‌ها محرکی برای پیشرفت و بهبود خود بسازید.

بدانید که برای هر تفکر و عملی، نتیجه و پاداشی در انتظار شما خواهد بود. شاید فکر می‌کنید خود را دست‌ کم گرقته‌اید و آینده‌ای مناسب برای خودتان متصور نشده‌اید. به افکار خود بیشتر نیز فکرکنید، آیا هدف مورد نظر شما ارزش جنگیدن و تلاش را دارد؟

گام پنجم

در مورد حرف‌هایی که به خود و یا دیگران می‌زنید، بیشتر فکر کنید. حرف‌های شما می‌تواند خودتان و دیگران را رنجیده کند و تأثیری منفی بر رفتار و افکار شما داشته باشد. اگر این افکار شما را اذیت می‌کنند، روی موارد مثبت دیگری بیاندیشید که به شما روحیه می‌دهند.

اگر رفتار مثبت و محبت‌آمیزی با دیگران داشته باشید، در قبال آن نیز رفتاری محبت‌آمیز از دیگران خواهید دید. مغز ما توانایی بالایی دارد؛ اگر فکر کنید انجام کاری ناممکن است، آن کار غیر ممکن می‌شود. اگر فکر کنید همان ‌کار را شما می‌توانید انجام دهید، به هدف خود خواهید رسید.

گاهی اوقات در دنیای افکار منفی خود زندانی می‌شوید، افکاری که می‌گویند شما نمی‌توانید، شما افسرده هستید. فکر خود را عوض کنید و افکار مثبت را درون آن راه دهید و مراقب این افکار باشید. در ضمن از یاد نبرید که این افکار همواره قابل تغییر هستند.


گام ششم

رفتارها و واکنش‌های خود را به درستی انتخاب کنید. در هنگام کودکی به شما گفته شده که در چهارچوب مشخصی فکر کرده و عمل کنید و این چهارچوب در واقع شخصیت شما را ساخته است. برای مثال برخی ترس‌های دوران کودکی می‌توانند در زمان بزرگسالی نیز ادامه داشته باشند. در بسیاری موارد درگیر الگوی کنش و واکنش می‌شویم و درک نمی‌کنیم که این شرایط قابل شکسته شدن هستند و می‌توانیم هر واکنش دلخواهی را داشته باشیم. اگر عکس‌العمل نامناسبی نشان دهید، زمان مناسبی است تا آن را ارزیابی کنید و ببینید آیا افراد دیگر نیز همین واکنش را نشان می‌دادند؟ چه چیزی شما را اذیت می‌کند؟ چگونه می‌توان واکنش بهتری نشان داد؟

از خود بپرسید که دلیل این رفتار شما چه بوده است؟ آیا سودی برای شما دارد؟ چگونه عکس‌العمل متفاوتی می‌توانید داشته باشید؟ الگوی فکری و عقیدتی خود را گسترش دهید و به کسی که هستید و می‌خواهید باشید وفادار بمانید.

گام هفتم

افکار جدیدی برای ساخت عادت‌های مثبت ایجاد کنید. شما افکار منفی را مشخص و متوقف کرده‌اید و آن‌ها را با افکاری مثبت جایگزین کرده‌اید. حال باید مصمم باشید و این افکار را مدام برای خود تکرار کنید. این افکار مثبت نیز به عادت تبدیل خواهند شد، مانند افکار منفی گذشته که عادت شده بودند اما پاک شدند. عملکرد مغز این‌گونه است که تا زمانی که شما کاری را ممکن بدانید، انجام آن برای شما ممکن خواهد بود.

نوشتن گزارش روزانه یا صحبت کردن با افراد نزدیک در مورد این تمرین می‌تواند به نتیجه رسیدن آن کمک کند. با این کار، تمرین‌ها یکپارچه شده و بخشی از زندگی شما خواهند شد. حتی ممکن است اطرافیان شما نیز تحت تأثیر قرار بگیرند و این کار را بسیار تحسین کنند.

بخش ۲ از ۳: تغییر دادن عادت‌ها


گام اول

در مقابل وسوسه‌ی عادت‌های بد مقاومت کنید. تنها افکار نیستند که نیاز به تغییر دارند، باید عادات بد خود را نیز دچار تغییر کنید. اگر عادت بدی مانند خوردن غذای زیاد و یا حتی اعتیاد به مواد مخدر دارید، در مقابل عامل محرک ایستادگی کنید. این کار بسیار سخت است اما با گذر زمان آسان‌تر خواهد شد. با این روش شما تمایل خود را کنترل می‌کنید و زمانی که موفق به کنترل کردن آن شدید، احساس بسیار خوبی خواهید داشت.

برای مثال فرض کنیم شما می‌خواهید عادت بد پرخوری را کنار بگذارید. فرض کنید زمانی فرا رسیده که در حالت عادی اسنک می‌خوردید. خود را در معرض بو یا عکس غذا قرار دهید و مقاومت کنید. برای ۳۰ ثانیه و یا حتی ۵ دقیقه و یا هر مدتی که توانایی مقاومت دارید، این کار را ادامه دهید.

جنبه‌ی مهم دیگر این است که این عمل را در شرایط عادی انجام دهید. برخی از معتادین به مواد مخدر وارد مکان‌هایی برای ترک شده و موفق نیز می‌شوند، اما با برگشت به محیط خانه که شرایط زندگی عادی آن‌ها است دچار تزلزل می‌شوند. پس بهتر است تا می‌توانید عمل مذکور را در شرایط عادی و معمول خود انجام دهید.

گام دوم

در شرایط مختلفی خود را در معرض محرک‌ها قرار دهید. اگر عادت بدی داشته و قصد ترک آن را دارید در محیط‌های مختلف خود را در معرض محرک‌ها قرار دهید و به مقاومت در برابر آن بپردازید. اگر مقاومت در برابر محرکی در خانه برای شما عادی شد، در محیط دیگری به تمرین ادامه دهید و تمامی محیط‌های ممکن را پوشش دهید تا در تمامی شرایط توانایی مقابله را کسب کنید.

حتی شاید بهتر باشد در فواصل زمانی مختلف نیز به تمرین بپردازید. در برخی مواقع وسوسه بیشترین مقدار خود را دارد و شرایط تزلزل بسیار فراهم است، با متنوع کردن زمان تمرین‌های خود می‌توانید برای این‌گونه زمان‌ها نیز خود را آماده کنید.

گام سوم

اگر با موفقیت گام قبلی را پشت سر گذاشته‌اید، تا هدف راهی نمانده و باید شرایط را سخت‌تر کنید. برای مثال اگر از پرخوری رنج می‌برید، برای اعضای خانواده‌ی خود غذا بپزید و در گوشه‌ای بایستید تا آن‌ها از خوردن دست‌پخت شما لذت ببرند. اگر به این مرحله رسیده‌اید باید به شما تبریک گفت؛ چرا که به مرحله‌ی کنترل کردن افکار و عادت‌های خود رسیده‌اید.

انجام این مرحله به محرک‌ها واقعیت می‌بخشد و هر چند مقاومت در برابر آن‌ها انگیزه‌ی بالایی می‌خواهد، اما این کار کاملاً قابل انجام است.


گام چهارم

با پاسخی مثبت عادت قبلی را جایگزین کنید. شما نمی‌توانید عادتی را از خود بگیرید و آن را بدون جایگزین رها کنید. شما لیاقت این پاداش را بعد از تمرینات سنگین دارید. اگر در مقابل پرخوری مقاومت می‌کنید، یک نوشیدنی خنک را برای خود آماده کرده و بنوشید. هر کاری که به شما حس خوبی دهد و در عین حال عادت بدی نباشد را می‌توانید جایگزین کنید.

این مورد برای افکار نیز صادق است. اگر رئیس شما در محل کار از دست شما عصبانی می‌شود و پاسخ شما به این عصبانیت، ترس، گریه و یا حتی عصبانیت خودتان است، آن‌ها را متوقف کنید و به هواخوری بروید یا با دوست مورد علاقه‌ی خود صحبت کنید یا به خواندن کتاب مورد علاقه‌ی خود بپردازید. در نهایت هیچ یک از عکس‌العمل‌های بد در تقابل با عصبانیت، برای مغز شما ناشناخته خواهند بود؛ چرا که شما باعث نابودی آن‌ها شده‌اید.

گام پنجم

بیشتر تفکر کنید. مزایای تفکر بیشتر بسیار شگفت‌آور است و به شما در راه خودآگاهی کمک شایانی می‌کند. به علاوه تفکر می‌تواند به شما آرامش بخشیده، راه مثبت‌اندیشی را بسیار هموارتر کند. عادت‌های بد قدیمی با تفکر بیشتر اهمیت خود را برای شما از دست خواهند داد.

اگر اهل تفکر زیاد نیستید، مشکلی وجود ندارد. هر کاری که به شما آرامش می‌بخشد را انجام دهید. غذا بپزید، کتاب بخوانید و یا بازی کامپیوتری انجام دهید. اگر این کارها مثبت بوده و به شما آرامش بدهند، انجام آن‌ها ایرادی نخواهد داشت.

بخش ۳ از ۳: از برنامه‌ریزی مغز خود نتیجه بگیرید

گام اول

بدانید که افکار منفی ارزشی ندارند. تمایل برای رژیم گرفتن امری بسیار متفاوت نسبت به این است که خود به این نتیجه برسیم که رژیم غذایی حال حاضر ما مناسب نیست. طبیعی است که کسی اگر به زور رژیم بگیرد، کمتر احتمال دارد موفق شود؛ اما فردی که از غلط بودن رژیم غذایی خود مطمئن است، راهی برای تصحیح و موفقیت خواهد یافت. برای موفقیت در برنامه‌ریزی مجدد مغز خود، باید بدانید که تفکرهای منفی ارزشی ندارند و اگر به این مورد اعتقاد داشته باشید، اعمال بهتری در انتظار شما خواهند بود.

می‌دانید که افکار منفی باعث اعمال و الگوهای منفی می‌شوند. این اعمال می‌توانند زمینه‌ی عدم رضایت از زندگی را فراهم کنند و بی‌ارزش بودن آن‌ها کاملاً مشخص است؛ چرا که هیچ کس را به هیچ مقامی نرسانده‌اند و موفق و شاداب نکرده‌اند.


گام دوم

مغز شما بسیار منعطف است و مانند یک موم قابل شکل‌دهی است. مغز مانند یک کامپیوتر است و اطلاعات را گرفته و از آن‌ها استفاده می‌کند. به قدرت کامپیوتر خود اعتماد دارید؛ پس باید هزاران برابر به توانایی مغز خود اعتماد کنید.

اگر اطلاعاتی را وارد مغز خود کنید، آن‌ها را طبقه‌بندی کرده و راه‌حلی برای آن می‌یابد. مانند کامپیوتر اگر نحوه‌ی ورود اطلاعات و طبقه‌بندی آن‌ها را تغییر دهید، خروجی نیز تغییر خواهد کرد. از چهارچوب مغزی خود خارج شوید، با این کار سیستم‌عامل جدیدی برای مغز خود خواهید یافت که حتی بهتر از سیستم قبلی کار می‌کند.

گام سوم

مطمئن باشید که می‌توانید هر کاری که می‌خواهید را انجام دهید. جمله‌ی من می‌خواهم کاری را انجام دهم و من می‌توانم کاری را انجام دهم، کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند.

مثبت فکر کنید چرا که با تفکر مثبت، و اعتقاد به این که می‌توانید کاری را انجام دهید، فرصت‌های پیش‌ رو خود را برای شما نمایان خواهند کرد، راه شما روشن‌تر خواهد شد و مسیرتان مشخص‌تر از قبل.


گام چهارم

همه‌ی افکاری که به سمت شما می‌آیند را به چالش بکشید. هر چه در تمرین برنامه‌ریزی مجدد مغز پیشرفت می‌کنید، بیشتر و بیشتر به چالش کشیدن افکار خود بپردازید. اگر افکاری به سراغ شما می‌آیند که عقاید دیگران بوده و متعلق به شما نیستند، آن‌ها را به چالش بکشید و اگر فکر بهتری دارید آن را عملی کنید.

فرهنگ‌های ما مسیر مشخصی دارند و ما با این فرهنگ، تفکر و انجام کارها را یاد می‌گیریم. بهتر است مغز خود را بیشتر به کار بگیرید و مسیری که برای تفکر مثبت شما خوب و با ارزش‌های شما مطابق است را انتخاب کنید.

گام پنجم

اپلیکیشنی برای مغز خود بیابید. Stress-Free Life و I Can Do It دو نمونه از این اپلیکیشن‌ها هستند که می‌توانند همراه خوبی در مسیر موفقیت شما باشند.

همه‌ی ما نیاز به میان‌برهایی برای رسیدن به بهترین مدل خود داریم، خواه این میان‌بر یک اپلیکیشن باشد یا یادداشت‌برداری و نوشتن گزارش یا هرکار دیگری. به خود اعتماد کنید و برنامه‌ریزی دوباره‌ی مغز خود را آغاز کنید تا لذت زندگی شاد را بیشتر از پیش ببرید.

منبع: زومیت

 

گفتار های ماندگار برای انسانهای دوستدار

گفتار های ماندگار برای انسانهای دوستدار


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین ها در جهان (موضوعی که شاید تاکنون نشنیده اید)

اولین ها در جهان (موضوعی که شاید تاکنون نشنیده اید)

پانزده مورد از اولین های جالب

همانطور که شنیده اید برای هر چیزی یک اولین وجود دارد. در این ایمیل پانزده اولین جالب معرفی شده که در دنیا اتفاق افتاده است و به احتمال زیاد تا به حال در مورد آنها چیزی نشنیده اید.

اولین قربانی تصادف رانندگی
در سال ۱۸۶۹ نام Mary Ward به عنوان اولین قربانی تصادف رانندگی در انگلیس ثبت شد. با وجود اینکه ماشین با نیروی بخار کار می کرد، آزمایشی بود و تنها چند کیلومتر در ساعت سرعت می گرفت.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین شهر
Uruk که در حوالی عراق امروزی قرار داشته، با پنجاه هزار نفر جمعیت اولین شهر طول تاریخ به شمار می رود که در ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ساخته شده است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین بمباران هوایی
در سال ۱۸۴۹ اتریش بالون های بدون سرنشین زیادی را به قصد بمباران ونیز (ایتالیای امروزی) به پرواز در آورد ولی باد موافق آن ها نبود و تعداد تلفات کم بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین تظاهرات
اولین تظاهرات ثبت شده در مصر و ۱۱۵۲ سال پیش از میلاد مسیح به وقوع پیوسته است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

اولین ساعت
اولین ساعت متحرک قابل پوشیدن در سال ۱۵۰۹ توسط Peter Hemlein در آلمان ساخته شد.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

اولین نقشه
امپراطور رم آگوستین دستور تهیه اولین نقشه را داد که ساخت آن حدود ۲۰ سال به طول انجامید، رمی ها همچنین برای جاده های که ساخته اند معروف هستند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین بازی رایانه ای
در سال ۱۹۴۷ دو نفر به نامهای Thomas T. Goldsmith Jr و Estle Ray Mann وسیله ای برای سرگرمی تولید کردند که شبیه ساز موشک بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اولین ابر رایانه
اولین ابر رایانه در سال ۱۹۷۶ در آمریکا نصب شد که ۸٫۸ میلیون دلار هزینه در بر داشت.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین اسلحه اتوماتیک
در سال ۱۸۸۳ اولین اسلحه اتوماتیک توسط Sir Hiram Maxim اختراع شد که بعد ها در جنگهای جهانی مورد استفاده قرار گرفت.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین فردی که به تنهایی و پیاده به قطب شمال رفت
باوجود اینکه Sir Wally Herbert از انگلیس اولین نفری یود که در سال ۱۹۶۹ به قطب شمال رفت، Børge Ousland اهل نروژ اولین فردی بود که در سال ۱۹۹۴ که به تنهایی و پیاده به قطب شمال رفت.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین فیلم اکشن، تخیلی و وسترن
در سال ۱۹۰۳ فیلم The Great Train Robbery که ۱۶ دقیقه بود و ۱۴ سکانس داشت تهیه شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین پارک ملی
پارک ملی Yellowstone که در سال ۱۸۷۲در آمریکا تأسیس شد، اولین پارک ملی در سراسر دنیا است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

اولین انسانی که بوسیله روبات به قتل رسید
در ۲۵ ژانویه سال ۱۹۷۹ رابرت ویلیامز بر اثر اصابت بازوی مکانیکی به سرش در ریخته گری کارخانه فورد جان خود را از دست داد.

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

اولین فردی که دور دنیا را با استفاده از نیروی فردی گشت
Erden Eruc اهل ترکیه تمام دنیا را پیاده یا با قایق طی کرد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین برج
ساختمان بیمه ساخته شده در ۱۸۸۴ شیکاگو، اولین برج جهان بود که ۱۰ طبقه ارتفاع داشت.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org