رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

ترسیدن مانع پیشرفت شما در زندگی (پس نباید ترسید)

ترسیدن مانع پیشرفت شما در زندگی (پس نباید ترسید)

این 10 ترس، نباید مانع پیشرفت شما شوند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی ترس بر جسم و روح ما غلبه می کند، سختی های زندگی متوقف می شوند. ترس ما را ضعیف می کند و توانایی ما را برای عملکرد مثبت و رو به جلو متوقف و یا حتی خنثی می کند. همچنین ترس می تواند یک دشمن درونی باشد. ترس می تواند به زندگی روزمره ی شما نفوذ کند، در حالی که هیچ کنترلی بر روی آن ندارید.

شاید ما متوجه نشویم که ترس، وارد ضمیر ناخودآگاه ما شده است، تا زمانی که به طور کامل درگیر آن شویم و در مقابل ترس تسلیم شده باشیم.

بیشتر ترس ها غیر ضروری هستند. این به معنای ترس های غیر غریزی نیز است. برای مثال، ترس هایی که به شما کمک می کند تا از حوادث قریب الوقوع و خطرناک در امان بمانید؛ این نوع ترس ها یا اغلب ساخته ی ذهن شما است و یا به واسطه ی تجربیات گذشته، در شما القا می شود.

ترس های غیر ضروری باید شناخته شوند و از آن ها پرهیز شود. این ترس ها هیچ هدفی را دنبال نمی کنند و تنها مانع پیشرفت و عملکرد مثبت ما در زندگی خواهند بود. در این جا ۱۰ ترس غیرضروری که نباید باعث پیشرفت شما شود را ذکر می کنیم:

1. ترس از شکست

ما همه از شکست در کارها در طول زندگی می ترسیم. ترس از شکست در مصاحبه ی شغلی، ارتباطات، آغاز یک کسب و کار، رسیدن به هدف و یا هر چیز دیگر. مشکلات وقتی به وجود می آیند که ترس از شکست، در کارها ایجاد می شود و بر همه چیز مقدم می گردد.

سوال اصلی این است، “شما چه طور قبل از این که تلاش کنید، می دانید که شکست خواهید خورد؟” و یا “آیا شکست خوردن قبل از عمل کردن، بهتر از شکست بعد از عمل کردن است و یا بدتر؟”

بعضی از افراد موفق، تعریف متفاوتی از شکست دارند. آن ها از شکست هایشان بیش از هر چیز دیگری در زندگی درس می گیرند. به بیان دیگر، شکست هیچ تاثیری بر روی کار و یا زندگی آن ها نمی گذارد. این یعنی یک گام مهم دیگر در رسیدن به هدفشان.

برای مثال، یک فرصت شغلی که به طور غیر منتظره به وجود آمده است. این همان شغلی است که شما مدت زیادی آن را می خواستید و در انتظار آن بودید. موقعیت اجتماعی آن فوق العاده است، حقوق آن عالی است و موقعیت کاری خوبی خواهید داشت. شما برای مصاحبه دعوت می شوید. اما ترس از این که شاید این مصاحبه باعث شود تا شما این موقعیت را از دست دهید، بر شما فشار می آورد.

شما از شکست می ترسید. چه می کنید؟ چه طور می توانید لرزشی را که ترس در شما انداخته و تنها باعث تضعیف و عدم تمرکز و تسلط شما در مصاحبه ی شغلی تان می شود را کنترل کنید؟

یکی از مهم ترین کارهایی که نیاز است تا انجام دهید، رها کردن فکرتان و دادن اهمیت بیشتر به حاصل و نتیجه ی کار است.

مغز شما می تواند به شما این گونه بگوید؛ “اگر من تنها موقعیتی که دارم را از دست بدهم، قطعا از خودم ناامید خواهم شد.”

دست از پیش بینی نتیجه ها بردارید؛ مثلا پیش بینی نتیجه ی مصاحبه را رها کنید. توجه خود را بر روی کارتان متمرکز کنید و اجازه دهید تا آنچه انتظار دارید اتفاق بیفتد.

2. ترس از ناشناخته ها

این شاید عمومی ترین ترس در بین بیشتر افراد باشد. درک این مسأله چندان هم سخت نیست. وقتی چیزی ناشناخته و یا ناآشنا باشد، مثل آینده، یک تهدید کوچک به حساب می آید. این تهدید، تبدیل به یک ترس شده و در شما ایجاد اضطراب می کند. این ترس و یا اضطراب، یک پاسخ غیر منطقی به شرایط موجود است.

هیچ تعریف مشخص و مادی وجود ندارد. این که به چیزهای ناشناخته دقت و توجه داشته باشیم، بسیار خوب است؛ اما ترس از ناشناخته ها یک راه برای از دست دادن فرصت ها و موقعیت هایی است که ممکن است در مسیر زندگی به وجود آید. قهرمانان در زندگی مانند کاشفان، کارآفرینان، رهبران انقلابی و …، کسانی هستند که با این ایده ی بزرگ در سرشان، بر ترس از ناشناخته ها غالب شده اند. آن ها این ترس را با خود نگه نداشته اند. آن ها این ترس غیر ضروری را با خود نگه نداشته اند تا مانع پیشرفت آن ها شود.

درست مثل این قهرمانان، شما هم می توانید با ناشناخته ها رو به رو شوید، اما نه با اضطراب و بی اعتمادی. شما تصمیم گیرنده ی اصلی در زندگی تان هستید و تنها کسی هستید که قادر به تغییر آن است. موقعیت نا آشنای بعدی در زندگی شما چیست؟ منتظر آن در آینده باشید و در رویارویی با آن به خود اعتماد کنید. خواهید دید که قلب تان به شما این اعتماد را می دهد که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. راجع به این موضوع کمی بیشتر فکر کنید. بدون شک موفق می شوید.

3. ترس از تغییر

یکی دیگر از ترس های قدیمی و غیر ضروری که از ترس از ناشناخته ها ناشی می شود، ترس از تغییر است که ارمغان ترس از ناشناخته ها می باشد. این ترس ما را در محیط امن زندگی مان نگه می دارد. بسیاری از اتفاقات خوب در زندگی با خارج شدن از محیط امن تان و رفتن به مرحله ی بعدی اتفاق می افتد.

انجام این کار نیاز به شجاعت و کنار آمدن با شرایط جدید و رهایی از شرایط عاطفی و روانی گذشته دارد.

ترس از تغییر، شما را از جلو رفتن بازمی دارد و مانع پیشرفت شما می شود. تاکنون چند بار در زندگی از تغییر ترسیده اید و متوجه شده اید که این ترس برای شما غیر ضروری بوده است؟ تاکنون از خود پرسیده اید که “چرا تاکنون با این ترس کنار نیامده اید؟” و یا “در چه فکری بوده اید؟”

این اتفاق بارها و بارها برای من افتاده است. من با تغییر حرفه، از دست دادن یک کار تمام وقت، تغییر سبک زندگی ام و خیلی چیزهای دیگر بارها برای من پیش آمده است. در ابتدا شما فکر می کنید که انرژی کافی و یا قدرتی برای رویارویی با تغییر را ندارید. سپس درست مثل یک کودک که شروع به یاد گرفتن شنا می کند، از نقطه ای آغاز به آموختن و کنار آمدن با شرایط می کنید. کودک ابتدا با گرفتن یک دست به لبه ی استخر شروع می کند، او دچار تردید است. یک نقطه ی شروع، یک تغییر ناگهانی در باورها است. او لبه ی استخر را رها می کند، در آب شیرجه می زند و قبل از این که متوجه شود، او موفق به شنا کردن بدون کمک هیچ کسی شده است.

4. ترس از گذشته ی ناخوشایند

گذشته می تواند یک توهم باشد، مثل یک اسارت در شب که ساعت های بی خوابی را به همراه خواهد داشت. ما در تختخواب بی خواب می شویم و گذشته مثل یک تئاتر، در ذهن ما در حال اجرا خواهد بود. حتی گاهی گذشته ای ساختگی را به وجود می آوریم، مثل اتفاقاتی که می توانست در گذشته بیفتد اما اتفاق نیفتاد. درس گرفتن از گذشته لازم و ضروری است، اما ترس از آن نه به هیچ وجه منطقی و اصولی نخواهد بود.

اساسا ترس از گذشته چیست؟ این ترس مرتبط با احساسات منفی ای که در گذشته ی شما وجود داشته است مثل گناه، پشیمانی، خشم و دیگر احساسات منفی می باشد. این احساسات می تواند مخرب باشد، اما تاثیر آن ها بر روی ما قابل حل خواهد بود اگر نسبت به آن ها آگاه شویم و بدانیم گذشته هیچ جایی در اکنون ما ندارد. گذشته دیگر گذشته است!

بگذارید این گونه بیان کنیم، شما مرتکب خطایی در گذشته شده اید که امروز شما را درگیر خود کرده است. این اشتباه ممکن است مربوط به دوست داشتن یک شخص خاص و یا انجام یک کار به طور نادرست و اشتباه بوده باشد. چه طور می توانید بر این تصور مخرب غالب شوید؟ با بخشیدن خودتان و پذیرفتن این که می توانید احساسات و عقاید خود در هر لحظه که بخواهید تغییر دهید.

شما در ده سال گذشته تغییر کرده و نسبت به انسانی که امروز هستید، متفاوت بوده اید. ارتباط بین این دو شخصیت تنها در ذهن شما است. آنچه را که در گذشته بوده اید و آنچه که باعث شکستن شما شده است را ببخشید و رها کنید.

5. ترس از مخالفت دیگران

به عنوان یک شخصیت اجتماعی ما از جوانی عادت کرده ایم که به افکار و نظرات دیگران راجع به خودمان و آنچه انجام می دهیم احترام بگذاریم. این اعتقاد تبدیل به بخشی از زندگی ما شده است. به هدف خود پایبند باشید،‌ گر چه افکار و احساسات دیگران ممکن است مانع از پیشرفت شما باشد. این در واقع یک حقیقت است که شما از مخالفت دیگران با اعتقاد، انتخاب و رفتارتان می ترسید.

وقتی جوان بودیم، از این که والدین مان، ‌معلم ها و مردم با ما در کارها مخالفت کنند، می ترسیدیم. در دراز مدت این موضوع تبدیل به یک سردرگمی و دغدغه ی روانی می شود. هنگامی که تلاش می کنید تا به طور مداوم تایید دیگران را داشته باشید و از مخالفت و عدم تایید توسط آن ها می ترسید، در حقیقت جلوی رشد شخصی و خود شناسی خود را گرفته اید.

به همراه داشتن این ترس غیرضروری است و هرگز هیچ نفعی برای شما به همراه نخواهد داشت. در عوض، هرگاه تصمیمی گرفتید،‌ مثل تغییر دیدگاه تان و یا پیروی از یک سبک زندگی جدید و از مخالفت و عدم تایید همسالان خود ترسیدید،‌ تلاش کنید تا این ترس را کنار بگذارید. به خود یاد آوری کنید که شما آزاد و مستقل از دیدگاه دیگران هستید. به ندای قلب خود گوش دهید و زندگی تان را دنبال کنید.

6. ترس از طرد شدن

در کشاکش ترس از مخالفت دیگران، شما می توانید درگیر ترس از طرد شدن شوید، به خصوص طرد شدن از جانب کسانی که شما قلبا به آن ها احساس نزدیکی می کنید. ترس از طرد شدن در حقیقت به شما کمک نمی کند تا از رانده شدن و طرد شدن دور بمانید. این ترس تنها باعث سنگ شدن احساس شما و عدم بیان احساس، عشق و فکرتان به طور طبیعی می شود.

راجع به این موضوع فکر کنید. ترس از طرد شدن تنها باعث خراب شدن آزادی احساس شما و بیان آن چه حقیقتا می خواهید داشته باشید، ‌می شود. آیا این ترس به شما کمک می کند تا طرد نشوید؟ قطعا نه.

دفعه ی دیگر که خواستید به سمت کسی برای دوستی بروید، اما از طرد شدن و رانده شدن ترسیدید؛ به خودتان بگویید: “مردم یک آغوش باز و یا عشق را طرد نمی کنند، مگر این که آن ها کور شده باشند و این هیچ ربطی به من و یا احساس من ندارد.”

7. ترس از دست دادن کنترل، نسبت به دیگران

مردم اغلب بعد از این که از طرف دیگران مورد انتقاد قرار می گیرند و بی عرضه خطاب می شوند، احساس بدبختی و سرشکستگی می کنند. آن ها احساس ضعف، سر شکستگی و باختن دارند. این احساس می تواند از یک رابطه ی بد، سوء استفاده ی کلامی و یا جسمی و حتی تمسخر از جانب دیگران به وجود آید.

حقیقت این است که ما هرگز قدرت و کنترل مان را روی دیگران از دست نخواهیم داد. ما در واقع این کنترل را به آن ها هدیه می دهیم.

این موضوع تا زمانی که به ما کمک کند تا به خودمان یادآوری کنیم که با خودمان صادق هستیم و بر روی خودمان و نه دیگران کنترل داریم، موثر بوده و با این شرایط دیگر نیاز نیست تا از دیگران بترسیم.

وقتی احساس کردید توان تان نسبت به دیگران را از دست داده اید، ‌برای مثال در یک بحث با مدیرتان در محل کار، به خودتان متذکر شوید که شما تنها کسی هستید که پای این معامله را امضا خواهد کرد. تا زمانی که نخواهید، قدرت و توان شما پابرجا خواهد بود و آن را از دست نخواهید داد.

بحث را کنار بگذارید و با شخص مورد نظر، زمانی که به لحاظ احساسی آگاهانه تر و آرام تر هستید مواجه شوید.

8. ترس از دل شکستگی بیشتر

دل شکستگی ممکن است از زخم ها و شکاف های عاطفی حادث شود و این زخم ها می توانند سالیان سال با ما همراه باشند و بر روی روابط و تجربیات جدید ما اثر بگذارند. چیزی که نیاز دارید این است که بدانید دل شکستگی قبلی ما، تنها باعث به دام افتادن انرژی عاطفی شما می شود. دل شکستگی هایی که در گذشته اتفاق افتادند، هرگز به این معنی نیست که در آینده هم تکرار خواهد شد.

به محض این که ارتباط بین گذشته و آینده را از بین ببرید، این ترس برطرف و نابود خواهد شد. به جای آن که از دل شکستگی بترسید و درون تان را رو به مردم و اتفاقات ببندید، تلاش کنید تا در قلب تان را رو به انسان ها و رویداد ها باز کنید و اجازه دهید تا آن ها اتفاق بیافتند، خواهید دید که همه چیز بر عکس خواهد شد.

وقتی به جای ترس، با قلب باز به موقعیتی پاسخ دهید، همه چیز به طور چشم گیری تغییر خواهد کرد و روابط شما به طوری که هرگز انتظار آن را نداشته اید پیش خواهد رفت.

9. ترس از موفقیت

این ترس ممکن است عجیب و غریب باشد، بله درست است، ترس از موفقیت فراگیرتر از آن چیزی است که انتظار دارید. این ترس به خوبی شناخته نشده است، زیرا یک ترس خاموش است. ترس از موفقیت، در حقیقت ترس از عدم توانایی و کنترل اموری است که به واسطه ی تغییرات مثبت به وجود آمده ی ناشی از موفقیت، ممکن است به وجود آید.

ترس از موفقیت یک نقطه ضعف آشکار است که مانع رسیدن شما به موفقیت می شود. بیشتر افراد در آستانه ی رسیدن به موفقیت، به خاطر این که از آن می ترسند، در لحظات آخر موفقیت را از دست می دهند. تلاش کنید تا ترس از موفقیت را از خود دور کنید، به عنوان مثال وقتی که یک مسؤولیت جدید را به عهده می گیرید، تلاش کنید تا با این ترس مواجه شوید. به خود بگویید تا آماده ی مقابله با چالش هایی که پیش خواهد آمد هستید و روز به روز قادر به لذت بردن از موفقیتی که دارید، خواهید بود.

10. ترس از دوست داشتن

قطعا این یک ترس شناخته شده است. این ترس همچنان یکی از ترس های غیر ضروری و بازدارنده است و زمانی به وجود می آید که وارد یک رابطه ی احساسی با شخص دیگر می شویم و ممکن است به خوشبختی نزدیک باشیم. ترس از دوست داشتن، از مجموعه ترس های دیگری‌ مثل ترس از طرد شدن، ترس از دل شکستگی و ترس از موفقیت به وجود می آید.

اشکال عمده ی این ترس های غیر ضروری این است که شما را از دادن و گرفتن عشق و حس دوست داشتن باز می دارد. این یکی از قوی ترین ارزش ها در امور شخصی است.

اگر احساس می کنید از عشق تان نسبت به شخصی دیگر می ترسید، دو سناریوی ساده را تصور کنید. یکی جایی است که شما عشق را می پذیرید، این یک معامله ی متقابل است و شما هر دو نفر شاد هستید. سناریوی دیگر این است که شما به دلیل و یا بهانه ای، از عشق خودداری می کنید و این عشق فرصت خوشبختی را برای همیشه از شما خواهد گرفت. هر دوی این ها تنها در حد یک فرض و تئوری است و شما قدرت این را دارید که یکی از آن ها را انتخاب کنید.

بزرگترین ثروتمندان جهان در تاریخ بشریت

بزرگترین ثروتمندان جهان در تاریخ بشریت

ثروتمندترین شخصیت های تاریخ بشریت

مجله آمریکایی “تایم” فهرستی از 10 شخصیت از ثروتمندترین مردان در تاریخ بشریت را منتشر کرده که در آن نام‌هایی همچون چنگیز خان و استالین درج شده است.

به گزارش العربیه، ثروت “مانسا موسی” حاکم مالی که در دوره قرون وسطی، بزرگترین تولید کننده طلای جهان بود را به سختی می توان برآورد کرد. او در پله نخست این فهرست قرار دارد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

اوکتاویان اوگستوس موسس امپراتوری روم در مرتبه دوم قرار دارد. دانشمندان علوم اقتصادی ثروت این امپراتور را حدود 4.6 ترلیون دلار آمریکا با ارزش کنونی برآورد کرده اند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

در مرتبه سوم، چِن تسونگ امپراتور چین قرار دارد؛ رهبر بزرگترین قدرت اقتصادی جهان که در قرن یازدهم، 30درصد از کل تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

اما در مرتبه چهارم، اکبر شاه اول، امپراتور مغولی هندوستان قرار دارد. امپراتوری او در قرن شانزدهم یک چهارم تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می داد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 

جوزف استالین رهبر سابق اتحاد جماهیر شوروی، که بزرگترین اقتصاد جهان را رهبری می کرد، در مرتبه پنجم این فهرست قرار دارد. “تایم” نوشته که ثروت اتحاد جماهیر شوروی، ملک خاص او نبود اما او می توانست به طور شخصی در ثروت هنگفت این کشور دخل و تصرف کند.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

 

جان پی مورگان صاحب شرکت US Steel با ثروتی بالغ بر 372 میلیارد دلار به نرخ کنونی، در مرتبه ششم این جدول قرار گرفته است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

اما در پله هفتم، جان راکفلر بنیانگذار شرکت آمریکایی “استاندارد اویل” ایستاده است. ثروت او به نرخ کنونی دلار، 341 میلیارد دلار برآورد می شود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

آلان اوبران شوالیه اقلیم برایتون در بریتانیا، مرتبه هشتم این جدول را به خود اختصاص داده است. ثروت او هنگام مرگش در سال 1093 حدود 7درصد تولید ناخالص ملی بریتانیا یا معادل 194 میلیارد دلار به نرخ کنونی، برآورد می شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

بیل گیتس، بنیانگذار و مالک شرکت مایکروسافت که ثروتمندترین مرد جهان در عصر حاضر است، با ثروتی بالغ بر 78.9 میلیارد دلار، روی پله نهم این فهرست ایستاده است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

اما چنگیز خان مغول بنیانگذار امپراتوری مغولستان که موفق ترین فرمانده نظامی در تاریخ به شمار می آید، دهمین پله از این فهرست را به خود اختصاص داده است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روز خبرنگار به همه خبرنگاران عرصه آگاهی و امید مبارک باد

روز خبرنگار به همه خبرنگاران عرصه آگاهی و امید مبارک باد


اشاره ای بمناسبت گرامیداشت روز خبرنگار

در هفدهم مرداد ماه سال 1377، محمود صارمی خبرنگار خبرگزاریِ جمهوری اسلامی، به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک تروریستی طالبان به شهادت رسید. به همین مناسبت، شورای فرهنگ عمومی کشور، هفدهم مرداد ماه هر سال را به عنوان “روز خبرنگار” نامگذاری کرد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ابزار اطلاع رسانی
در روزگاری که از آن به عصر اطلاعات و فن آوری نام می برند، قطعا نقش خبرنگار به عنوان ابزار اطلاع رسانی، نقشی حیاتی و انکار نشدنی دارد. در دنیای کنونی با وجود فن آوری های ارتباطیِ پیشرفته و متعدد در امر دست یابی سریع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگیری هایی که به طور آشکار در بیشتر نقاط این کره خاکی فراگیر شده، کسب اطلاعات صحیح و قابل اطمینان، تنها از راه خبرنگارانی درست کار شدنی است. خبرنگاران که از مهره های اساسی این مهم به شمار می آیند، باید با قبول خطرهای فراوان،به واقعیت مسأله پی ببرند و آن را به مردمان برسانند.

ویژگی های خبر
حرفه خبرنگاری، باخبر سر و کار دارد و آن را به شیوه های گوناگون به مخاطبان خود می رساند. این خبر، باید ویژگی هایی داشته باشد تا مورد توجه بینندگان، شنوندگان و خوانندگان قرار گیرد. خبر خوب، خبری است که درست، روشن و جامع باشد. اگر خبر درست نباشد، مردم اندک اندک به خبررسان شک می کنند و منبع خبری خود را تغییر می دهند. در قرآن کریم هم می خوانیم: “اگر فاسقی برایتان خبری آورد، بدون تحقیق حرفش را نپذیرید”. نیز خبر باید با صراحت و روشنی، و به دور از ابهام و کنایه به دست مخاطب برسد. هم چنین خبری کامل است که به پرسش هایی که برای مخاطبانِ خبر به وجود می آید، پاسخ بدهد.

خبرنگار؛ واسطه مردم و مسئولان
در دنیای کنونی که همگان سرگرم کار خویش اند و چندان به عملکرد حاکمان و نقد و بررسی آن ها توجه ندارند، این خبرنگاران رسانه ها هستند که با تیزهوشی ودقت، نقش واسطه بین مردم و مسئولان را ایفا می کنند. آن ها، از یک طرف درد دل مردم را می شنوند و به مقامات بالا انتقال می دهند، و از سوی دیگر، پاسخ های مسئولان را به آگاهی مردم می رسانند. نقد عملکرد خوب یا بد حاکمان در رسانه ها، از دیگر وظایف خبرنگاران است که به بالندگی نظام و نیز پاسخگو بودن مسئولان یاری می رساند.

خبرنگاران دفاع مقدس
به راستی چه کسی می داند در زمان دفاع و جنگ تحمیلی، آن هنگام که رزمندگان در جبهه ها زیر بمباران اطلاعاتیِ رسانه های غربی و عربی بودند، چه کسانی خطر را به جان می خریدند و از بین گلوله ها، خمپاره ها و میدان های مین، گزارش و خبر تهیه می کردند؟ به بنیاد شهید انقلاب اسلامی که مراجعه کنی، نام 244شهید، 50 جانباز و 12 آزاده خبرنگار را ثبت شده می بینی. این عزیزان و همه خبرنگاران راست کردار دفاع مقدس، با از جان گذشتگی وارد معرکه نبرد حق علیه باطل می شدند و قلم و دوربین به دست، به ثبت وقایع می پرداختند تا آیندگان بدانند که جهانخواران و زورگویان چه بر سر ملت مظلوم و انقلابی ایران آورده بودند. یادشان هماره گرامی باد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

 ویژگی های خبرنگار
به طور کلی خبرنگار در محل وقوع رویدادها، چشم و گوش رسانه و چشم و گوش مردم است. او باید با استفاده از ویژگی های خدادادی و نیز خصوصیاتی که در دوره های آموزشی دیده، به کشف حقیقت ها بپردازد و آن را در کمترین زمان به مخاطبان خود برساند. گاه خبرنگاران تیزهوشی پیدا می شوند که با توجه به حوادث پیش آمده و نیز تجربه های گذشته، به پیش بینی حوادث آینده می پردازند و به مردم، در مورد منافع ملی، اعتقادات و نیز فرهنگ حاکم هشدارهایی می دهند. خبرنگار خوب، خبرنگاری است که از خطر کردن نهراسد و همواره به دنبال کشف حقیقت باشد.

ذوق و استعداد
یکی از مهم ترین ویژگی های خبرنگار، داشتن عشق و علاقه و قریحه خبرنگاری است. بر این اساس، کسی باید وارد عرصه جذّاب و در عین حال پر مخاطره خبرنگاری شود که ضمن داشتن این استعداد ذاتی، از هنر واژه گزینی، شمّ خبری، حوصله زیاد و نگاه موشکافانه و دقیق نیز برخوردار باشد و با پرهیز از احساسات، بکوشد رویدادها را همان طور که اتفاق افتاده منتشر کند، نه آن طور که خود می خواسته اتفاق بیفتد.

سرعت
سرعت در تصمیم گیری و انتقال سریع خبر، از ویژگی های اساسی خبرنگاری است. حساسیت کار اطلاع رسانی، نیاز مخاطبان به دانستن سریع و به موقع خبرها برای اتخاذ تصمیم درست و نیز افزایش رسانه ها و رقابت میان آن ها، بر ضرورت “سرعت” در کار خبررسانی افزوده است. کمترین تعلل در انعکاس سریع رویدادها، به کاهش اعتبار رسانه و در ادامه، مرگ رسانه و بی خاصیت شدن آن می انجامد. البته باید توجه داشت که هیچ گاه نباید سرعت انتشار را جانشین صحت و درستی خبر کرد؛ زیرا دروغ پراکنی، در نهایت به ضرر کمپانی خبری خواهد بود و اعتماد مخاطبان را به رسانه کاهش خواهد داد.

حق طلبی
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: “حق را بگو و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نهراس”. ویژگی حق محوری، حق طلبی و حق گویی، از مهم ترین ویژگی های یک خبرنگار موفق و خداترس است. در مقابل، سخن چینی، بدگویی و به جان هم انداختن مردمان، از ویژگی های نکوهیده ای است که هر انسان عاقلی از آن ها بیزاری می جوید. پس چه نیکوست که صاحبان بنگاه های خبری و نیز خود خبرنگاران، همواره به دنبال واقعیت باشند و از جنجال آفرینی و بد کردن مردم با هم بپرهیزند.

زندگی شهید محمود صارمی
شهید محمود صارمی، در سال 1348 در یکی از روستاهای اطراف بروجرد به نام “چهار بره” به دنیا آمد. شهید صارمی در کنکور سراسری، در رشته جغرافیای انسانی در دانشگاه تهران قبول شد و به همین علت تهران را برای زندگی برگزید. او پس از گذراندن چند ترم، از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و مدت هفده ماه در آن جا ماند و سپس به دانشگاه بازگشت و به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1370 مشغول به همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی گردید و سال 1371، در حالی که به تحصیلات خود در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی ادامه می داد، ازدواج نمود. او پس از چهار سال، به سمت دبیر سرویس فارسی ایرنا برگزیده شد. شهید صارمی در 26 دی ماه سال 1375 به عنوان مسئول دفتر خبرگزاری ایرنا در افغانستان، راهی مزار شریف شد و حدود دو سال بعد، در هفدهم مردادماه 1377، در نهایت مظلومیت به دست گروه طالبان به شهادت رسید. یادش گرامی باد.

دوست خوب
شهید محمود صارمی، مردم مظلوم افغانستان را همچون خانواده خود دوست داشت. او با آنها بر سر یک سفره می نشست و از درد و مشکلات ایشان رنج می برد. محمود به قدری با آن مردم مأنوس شده بود که درد آن ها را درد خود می دانست و در سرمای زمستان، لباس های گرم خود را به ایشان می بخشید. همسر شهید صارمی در مورد او می گوید: “بهترین واژه ای که در مورد ایشان می توانم بگویم این است که شهید صارمی، یک دوست خوب برای من بود. او واقعا یک مدیر بود و در تمام مراحل زندگی، با برنامه ریزی عمل می کرد”. پدر شهید صارمی هم در مورد او می گوید: “شهید صارمی در دوران کوتاه عمر پربار خود، سختی های فراوانی کشید. خانواده صارمی از او تنها به عنوان یک دوست یاد نمی کند، بلکه او را انسانی قوی معرفی می کند که در همه زمینه ها استعداد داشت و یکی از افتخارات مردم بروجرد بود”.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
این روز ارزشمند اجتماعی، بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نویسندگان گرامی باد

دانشمندان شجاع و سرسخت جهان

دانشمندان شجاع و سرسخت جهان


شجاع ترین و جان سخت‌ترین دانشمندان جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نشریه گاردین در گزارشی شگفت انگیز لیستی از دانشمندان جهان را که به دلایل مختلف آزمایشهای ترسناک یا دردآوری را بر روی خود اجرا کرده بودند، منتشر کرده و از آنها به عنوان شجاع ترین و جان سخت‌ترین دانشمندان جهان یاد کرده است.

در نوامبر سال 1908، “هنری هد” از پزشکان بیمارستان لندن مقاله علمی را با عنوان “تجربه ای انسانی در زمینه عصبها” در نشریه Brain منتشر کرد و در آن احساسی را که در زمان قطع شدن عصبهای پیرامونی در انسان به وجود می آید را تشریح کرد؛ نکته درد آور در این مقاله این است که وی برای جمع آوری اطلاعات، دست خود را جراحی کرده بود.

در دنیای علم، داستانهای مشابه زیادی وجود دارند و تنها افرادی که به خاطر کمبود داوطلب یا گزینه جایگزین خود را موضوع آزمایش هایشان قرار داده اند قهرمان این داستانها نیستند، زیرا موارد بسیاری وجود دارند که با وجود در اختیار داشتن گزینه های متعدد، افراد برای نمایش قدرت، خود را در معرض آزمایشهای علمی وحشتناکی قرار داده اند.

نشریه گاردین در حال جمع آوری لیستی کامل از مقاوم ترین و شجاع ترین و گاه جان سخت ترین دانشمندان زن و مرد را منتشر کرده است. در این لیست نمونه هایی از دانشمندان متهور، قدرتمند و الهام بخش دیده می شوند اما در برخی از مواقع، آزمایشهای انجام شده پا را از مرز منطق و عقل فراتر گذاشته اند.

هنری هد: پزشک بیمارستان لندن که بازوی خود را به منظور کشف تغییر احساس در زمان قطع شدن اعصاب پیرامونی و رها کردن آنها برای بهبود پیدا کردن، بازوی خود را تحت عمل جراحی قرار داد.

گودرون فلوژر: خانم کوهنورد اطریشی که به منظور مطالعه بر روی گرگها همواره در تعقیب و ردیابی آنها بود. طی یکی از سفرها وی در حالی دیده شده بود که در نزدیکی گله ای از گرگها، برای نزدیک تر آوردن آنها بر روی زمین دراز کشیده بود و خود را طعمه قرار داده بود.

الیزی ویدوسون: بیوشیمیدان کالج امپریال لندن به همراه همکارش “رابرت مک کین” به منظور بررسی آثار محدود کردن کالری بر روی سلامت بدن، رژیم غذایی شدیدی را برای مدتی طولانی بر روی خود اجرا کرد. وی از نتیجه مطالعات خود توصیه های حیاتی را برای کمک به افرادی که در کمپهای نازی برای مدتی طولانی در گرسنگی شدید قرار داشته و دچار سو تغذیه شده بودند، به دولت بریتانیا عرضه کرد.

مایک استرود: دانشمند بریتانیایی در بیمارستان عمومی ساوت هامپتون که در زمینه مقاومت انسان و محیطهای دشوار تخصص دارد. وی در چندین سفر اکتشافی قطبی حضور داشته که طی یکی از این سفرها عمل نمونه برداری از بافت ماهیچه پای خود را بدون استفاده از مواد بی حس کننده انجام داد.

لئونید روگوزوف: پزشک روسی که در سال 1960 در ایستگاه تحقیقاتی شوروی مشغول به کار بود. وی در این دوره دریافت که مبتلا به پریتونیت شده و تصمیم گرفت آپاندیس خود را جراحی کند. خود جراحی وی دو ساعت طول کشید و وی چهار شب پس از جراحی توانست فعالیتهای روزانه خود را از سر بگیرد.

سیسلی ویلیامز: یکی از اولین پزشکان زن بریتانیایی که در زمینه بیماری های کودکان تخصص داشت و رژیم غذایی غنی از پروتئینی را در حین فعالیت در آفریقا خلق کرد که جان بسیاری از انسانها را نجات داد. طی جنگ جهانی دوم و پس از سقوط مالایا وی دستگیر شده و در دو زندان مختلف در ژاپن اسیر شد، وی در این دوره نیز به فعالیتهای خود ادامه داد و با به خطر انداختن جان خود به درمان بیماران پرداخت.

جان استپ: جراح سابق نیروی هوایی آمریکا که به واسطه یک سری آزمایشهایی که به منظور شناسایی بالاترین سرعت و شتابی که انسان می تواند از آن جان سالم به در ببرد، به سریعترین مرد جهان مشهور شد. وی ماجراجویی های خود را با کمک وسیله نقلیه ای انجام می داد که به آن موتور جت وصل شده بود و نتیجه آزمایشهای وی استخوانهای شکسته، شبکیه چشم متلاشی شده و چندین آسیب بدنی جدی دیگر بود.

تیموتی لیری: روانشناس آمریکایی که ریچارد نیکسون را خطرناکترین مرد آمریکا می دانست و به این شهرت داشت که به بهانه انجام مطالعات علمی به شدت از داروهای روانگردان استفاده می کند.

آیزاک نیوتن: از مشهورترین دانشمند جهان که با آزمایش بر روی بدن خود هیچ مخالفتی نداشت، در یکی از موارد وی سوزنی را در کاسه چشم خود فرو برده و آن را به پشت کره چشمش فشرد تا انحنای آن را تغییر دهد. وی نتیجه این آزمایش را مشاهده چندین دایره سفید، سیاه و رنگی گزارش کرده است.

ادوارد هریسون: شیمی دانی که به ازای ابداع ماسک ضد گاز طی جنگ جهانی اول جان خود را از دست داد، ابداعی که جان هزاران نفر را در جنگ نجات داد. وی برای ابداع این ماسک خود را در اتاقکهای سر بسته در معرض گازهای سمی قرار می داد و در نهایت در سن 49 سالگی جان خود را از دست داد.

لارنس پاتریک: متخصص بیومکانیک آمریکایی که در اجرای آزمایشهای ساختگی تصادفهای انسانی تخصص داشت. وی که از محققان دانشگاه وین استیت به شمار می رفت به بهانه یافتن روشهای ایمنی در پی اطلاعاتی درباره حوادثی بود که انسان می توانست در برابر آنها دوام بیاورد. در یکی از آزمایشها قطعه فلزی 10 کیلوگرمی به سینه وی کوبیده شد تا اثرات مخرب کیسه های هوای درون خودروها مورد بررسی قرار گیرد.

وی همچنین برای بررسی تاثیر شتاب و سرعت بالا بر بدن انسان بارها بر نقلیه های جت دار سوار شد. در آزمایشی دیگر برای درک دقیق مکانیزم خرد شدگی، وزنه ای سنگین بر روی گونه وی کوبیده شد.

آناتولی بوگروسکی: در 13 جولای 1978 این دانشمند روسی در قدرتمند ترین دستگاه شتابدهنده ذره ای شوروی سابق، دچار حادثه ای کوچک شد. به دلیل نقص در تجهیزات ایمنی یک پرتو پروتونی با سر وی برخورد کرد و وی نوری درخشانتر از هزاران خورشید را در برابر چشمانش مشاهده کرد.

در حالی که پزشکان از وی قطع امید کرده بودند، وی به شکلی عجیب زنده ماند و جدا از حمله های گاه و بی گاهی که به او دست می داد، گنجایش ذهنی وی دچار آسیب دیدگی نشد.

بری مارشال: پزشک استرالیایی که یک ظرف کشت باکتری مملو از باکتری “هلیوباکتر پیلوری” را نوشید تا ثابت کند این باکتری باعث زخم معده شدید می شود، البته در نهایت موفق شد به خاطر تلاشهای فراوانش جایزه نوبل را دریافت کند.

نوشته های زیبا با عکسهای دل خراش خدایا چه می خوانم و چکار می توانم بکنم (لطفا کمی عمیق بنگرید و بخوانید)

نوشته های زیبا با عکسهای دل خراش خدایا چه می خوانم و چکار می توانم بکنم  (لطفا کمی عمیق بنگرید و بخوانید)



هرگز نمی توان یک فریاد را سکوت نامید ،

اما گاه یک سکوت نامی بهتر و رَساتر از فریاد ندارد .



در بدن ما انسانها ، عضوی وجود دارد ،

که اگر کارش ، خون بردن باشد قلب نامیده می شود

واگر کارش خون خوردن باشد ، دل نامیده می شود.

خوشا به حال کسانی که هرچه دستشان بسته است ،

دلی بزرگ وسفره ای باز دارند .

http://s3.picofile.com/file/8101270976/741990164.jpg

هیچ کس نیست که گرفتار نباشد اما

کسانی هستند که هیچ کس از گرفتاری آنها آگاه نمی شود


زنی که راهروها را جارو می‌کشد...

و پوکی استخوانش را قایم می‌کند
و رنگ دکمه‌های لباسش باهم فرق دارد،

 قهرمان است...!
از روزهای جهانی  نگو...

سفره ای از فرط نان، ایمان نداشت!

سفره ای از فرط ایمان، نان نداشت .




زنان قالی باف  گل ذوقشان را روی قالی می ریزند

 امّا این لگدِ دلالهاست که پرپرشان می کند
.

روزهای زمستانی  سردتر و طولانی ترند ،

برای کودکی که تنها وسیله گرم کردن پاهای یخ زده اش

اگزوز ماشین است

ضعیف کشی، هنر ضعیفانی است

که در دام قدرت افتاده اند.



ل



 ده مرد فقیر می توانند به راحتی زیر یک لحاف بخوابند،

در حالیکه دو پادشاه دریک کشور جای نمی گیرند


یک معدن چی اگر چه همیشه روی سیاه است! ولی مثل

بعضی ازمسئولین شیفته قدرت! رو سیاه نیست!

یک معدن چی اگر چه به خاطر فشار کار و روزگار...

پشتش خمیده شده ولی دل صاف و روشن دارد

یک  معدن چی اگر چه به خاطر کوتاهی پای چپ!نمی تواند

راست راه برود!ولی همیشه راه درست را می رود

یک معدن چی اگر چه همیشه ماسک به صورت می زند!

ولی هیچوقت نقاب به صورت نزده است...



اگرقراربود پدرِ کارگرِ
 کم درآمد
این مرزوبوم گمشده هایِ
زندگیش را پیام بازرگانی کند،
بیشترین درآمد
تبلیغاتی را در رسانه ها به خود اختصاص می داد.
 


دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم

درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ

درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده

در باره کارگرمعدنی  که کارش با سنگ است ودلش ازسنگ نیست

در باره مادری که قلبش برای انقلاب می تپد ولی وسعش نمیرسد

که یک نوار قلب بگیرد.

در باره دختری که دستانش از شدت یخ وسرما بی حس شده است

درباره زنی که شوهرش بخاطر نداشتن توان خرید دارو در اغوشش

جان باخت. درباره کودکان پابرهنه ای که ریگی در کفششان نیست.

در باره  خستگی کودک بی خانمانی  که از سرما مثل مار به خود می پیچد 

ودم نمیزند

در باره گرسنگان روزه داری که زولبیا وبامیه را فقط از پشت ویترین

 مغازه ها دیدند . درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.

درباره ی حسرت پیرزن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه

درباره ی کارگری که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.



:

آری بهار زیباست

باران دل انگیز است، برف زیباست

وقتی از پشت پنجره اتاقی گرم

نظاره گرش باشی

باران از دید کودک فقیر یعنی :

صدای چکه کردن سقف 

و زمستان یعنی :

ناخنهای کبود شده از فرط سرما

 گاهی هم به آنها بیاندیشیم...



در حالیکه بعضی ها از درد به خود می پیچند،

بعضی دیگر در کوچه پس کوچه های بی دردی مارپیچ میزنند.

خواجه عبدالله انصاری فرمود:

بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است

و روزه فزون داشتن، صرفه ی نان است

و حج نمودن، تماشای جهان است.

اما نان دادن، کار مردان است...

 





اگرقراربود بینوای این مرزوبوم گمشده های  زندگیش
راآگهی کند، برای اولین باردارای
چند صفحه اختصاصی
 درروزنامه ها می شد .



نگاهش را ببین
بیشتر از آنکه از فقر مادی رنج ببرد از فقر محبت رنج می برد

  گلِ من ، موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن .
 اونهایی  که منتظر شکست تو هستند تا "به تو" بخندند!
 اونهایی  که منتظر پیروزی تو هستند تا "با تو" بخندند.

خسته نباشی دلاور

کاش کسی یاد معلم ها می داد :

اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند ؛

وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل ها را و افتخار به همه‌ی

پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند !

حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد ، بماند …

بزرگ خانواده وقتی به خون دل خوردن عادت کرده باشد

خون دل خوری دربرنامه غذایی این خانواده خود به خود گنجانیده شده است

خدایا دراین شب وروزای عید هیچ پدری رو شرمنده خانواده اش نکن




برخی وقتی پای منافع شان در میان باشد
شتاب تولد کودک هفت ماهه رادارند
اما وقتی بوی منافع نمی آید، اصولاً دوست ندارند متولد شوند!!!
گاهی اوقات سکوت بی جا ، هیاهوی گوش آزاری دارد.



برای زحمتکش ، هفته هفت امروز دارد و
برای فرد تنبل هفته هفت فردا دارد.


 



قصـــه خــوابیدن وجـدان ها،
رویِ خـــوابیدن اصحـاب کهف را سفیـد کرده...!!!!


پدر زحمتکش برای تقسیم ارث خود

کتابِ قانون وصیت را خواند

وسپس در یک جمله وصیت کرد

نــــــداری را به مساوات تقسیم کنید.





چه دنیایی است عده ای در پر قوِ کم خوابی ،نق می زنند .

اما گروهی برای لقمه نانی از بی خوابی پرپر شده اند ودم نمی زنند .

 



آن کس که غلام همت خویش است ،
حلقه غلامی هیچ امپراطوری را در گوش خود نمی بیند



در حالیکه اغنیا در « کثرت » پول می سوزند ،

آن طرف تر فقیری در «حسرت» آن یخ زده است

پینه دست کارگر سند شرافت اوست که

آن را هر محضری قبول می کند .



م

تهیدست بودن وننالیدن همان اندازه دشوار است

که دارابودن و به خود نبالیدن 


آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند و

به احساس خوبی که بر جا می نهند و

به دردی که از یکدیگر می کاهند می ارزند



قهرمان واقعی آن دختر کوچکیست که

 در یخ وسرما  ظرف بشوید بدون هیچ شکوه ای از روزگار



خدایا یک دقیقه که نه ،عمری سکوت میکنم

به احترام پیرمردی که در آغوش همسرش

در حسرت نداشتن توان خرید دارویی فوت کرد

این روزها اشکهای لرزان زیادی را میشود روی گونه ها دید...

خود فروشی ها برای هوسرانی و تظاهر به ناچار بودن

برای لقمه نانی ...

زیر بار قرض رفتن برای خرید ماشین و کم نیاوردن نزد کسانی ...

رد رژ روی پیراهن و موی زن روی کت و شک کردن و حدس و گمانی

دلهای شکسته ی مادران و اشکهای در سجده هایشان به نیت

هدایت فرزندانی ...

از درد گرانی و سرافکندگی نزد خانوار اشک ریختن پنهانی و

پیر شدن در خاموشی پدرانی ...

نگاه حسرت بار پسرک آدامس فروش به ماشینهای بنز آنچنانی ...

خوراکیهای رنگارنگ  لباسهای مدو جیبهای بی پولو خالی ...

خیابانها شلوغ و پر سروصدا ولی خالی از مهرو صفایی...

چراغهای رنگیه آدمهای سنگی و سرفه و دلتنگی...

افسوس                               



کسی که فرش می بافد نباید روی حصیر زندگی کند .

کسی که در آفتاب کار کرده است نباید از لذّت

استراحت در سایه محروم باشد

اختلاف آدم پول دار و آدم بی پول بر سر مسئله غذاست .

آدم بی پول در فکر غذایی است که باید بخورد .

آدم پولدار نگران غذایی است که خورده است


بی گمان ماه ،کف پای تورا می بوسد

گل من

خستگی هایت ، زخمهایت ، رنجهایت ، همه را  دور بریز

همه را به جان دل خریدارم

بزرگترین عبادت

لبخند به پسرک واکس زنی است

که نان آور خانه است

که به جای کیف قاپی

کفش آدم های پولداری را برق می زند . . .



تصویری ناراحت کننده از یک دانشجوی دختر با غیرت

که برای کسب درآمد و برآورد هزینه های دانشگاه

اقدام به واکس زدن میکند

واکس زدن بهترازتن فروشیست


این روزها  ،نگاه های نگـــران زیادی را میتوان دید

نگاه زنان  خستــــه

اما نگـــران نباش

که این زنان  از همه مَردها ،مَردتر بودند

.




شاید این کودک فقیر

روزی رهبری بزرگ بزرگ باشد

و کودکان ثروتمند زیادی چون دیوانه ها

در خیابان های شهر عربده بکشند و گریه کنند