رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

مایلی کهن، ویلای 5 میلیاردی ضرغامی،کلاه قرمزی، کلید دروغ عمو پورنگ در: مأموریت غیرممکن!

مایلی کهن، ویلای 5 میلیاردی ضرغامی،کلاه قرمزی، کلید دروغ عمو پورنگ در: مأموریت غیرممکن!

وبلاگ > سلحشور، یزدان - به خدا ما راضی هستیم؛ هم از تلویزیون هم از شبکه یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پانزده، شانزده، هفده، هجده، نوزده، بیست، بیست و یک...حالا آقای مایلی کهن شما قایم شو، آقای ضرغامی چشم می‌گذارد!

شما در هیچ جای دنیا چنین تلویزیون مفرحی را پیدا نمی‌کنید که برای همه چیز کشور تعیین تکلیف کند از سیاست گرفته تا پخش زنده صحبت‌های ریاست جمهوری، از فوتبال گرفته تا ممنوع‌التصویر کردن مربی سابق تیم ملی، از کلاه قرمزی گرفته تا پخش خبر ویژه‌برنامه عید 93، بدون اطلاع سازنده‌اش و از پورنگ گرفته تا کلید دروغ ساختن و البته تبلیغ ماکارونی در برنامه کودک!

آدم لذت می‌برد وقتی که تلویزیون را عصرجمعه‌ای روشن می‌کند و در برنامه مناظره، مرتضی حیدری، سه بار این دو سؤال را مطرح می‌کند که اساساً نیاز داریم که در این کشور سینما داشته باشیم؟! مگر همه کشورهای دنیا سینما دارند؟! و کارشناس سینمایی برنامه، آقای دکتری‌ست که توی همه‌ی عمرش، به روایت سایت شخصی‌اش، فقط یک مقاله نوشته در مورد سینما و آن هم...بگذریم![یک نفر بپرسد نگذرم چه کنم؟!]

اینکه آدم بشنود که مایلی کهن برای دومین بار ممنوع‌التصویر می‌شود یا خواهد شد و بعد رجوع کنیم به مورد قبلی و بفهمیم که بار قبلی به خاطر اختلاف قیمت ملک خودش با ملک آقای ضرغامی بوده، خُب مفرح است دیگر! نیست؟«بار قبل وقتی بود که وی در پاسخ یکی از گزارشگران سیما که به باغ هشتصد میلیون تومانی وی در کرج اشاره کرده بود گفت متاسفم که آقایان این گفته را از رسانه ملی پخش کردند. باغ 800 میلیونی من جنب ویلای پنج میلیاردی ضرغامی است.»[روزنامه فرهیختگان]

من کلاً با این اجراهای بی‌رمق فعلی عمو پورنگ، حال می‌کنم مخصوصاً حالا که به قول مدیر شبکه دو، این برنامه دارد کالایی را تبلیغ می‌کند که ما هفته‌ای یک بار می‌‌‌خوریم!

برادر من! چرا این برنامه نان بربری را تبلیغ نمی‌کند که ما هر روز می‌خوریم؟ چرا همراه اول را تبلیغ نمی‌کند که هر روز با آن حرف می‌زنیم؟ اصلاً مگر بحث ضرورت یک کالاست؟ بچه می‌آید برنامه کودک نگاه کند، توی مغزش کاشته می‌شود که باید فلان چیز را بخوری! بعد می‌گویند که منظور از کلید دروغ عموپورنگ، کلید روحانی نبوده و توی اخبار شبکه یک هم معترض می‌شوند که ای بابا! بچه‌ها را وارد دعواهای سیاسی نکنید! آقایان یادتان رفته که چهار سال در این مملکت، بچه‌های نازنازی جلوی دوربین، حق نداشتند گوجه سبز بخورند چون ممکن بود تداعی شود اهل فتنه‌اند؟!

30 کشوری که مردمش کتاب‌خوان‌تر هستند/ خبری از ایران نیست!(متاسفانه در این زمینه هم از دنیا عقبیم)

30 کشوری که مردمش کتاب‌خوان‌تر هستند/ خبری از ایران نیست!

فرهنگ > کتاب - آماری که با بررسی نظرات مردم 30 کشور مختلف گردآوری شده نشان می‌دهد هندی‌ها کتابخوان‌ترین مردم جهان هستند.

به گزارش ایبنا به نقل از بوک نیوز، بر مبنای آماری که مرکز شاخص امتیاز فرهنگ جهانی ارایه کرده هندی‌ها با صرف بیش از 10 ساعت از وقتشان در هفته به کتابخوانی، کتابخوان ترین مردم جهان هستند.

در این فهرست ارقام بر مبنای میزان زمانی که در یک هفته صرف کتابخوانی می‌شود فراهم آمده است و نظرات 30 هزار نفر از افراد 13 سال به بالا ملاک رسیدن به این آمار بوده است.

بر مبنای این آمار، این ارقام ارایه شده است:
1.هند- 10 ساعت و 42 دقیقه
2. تایلند- 9 ساعت و 24 دقیقه
3. چین- 8 ساعت
4. فیلیپین- 7 ساعت و 36 دقیقه
5. مصر- 7 ساعت و نیم
6. جمهوری چک- 7 ساعت 24 دقیقه
7. روسیه  7 ساعت و 6 دقیقه
8. سوئد 6 ساعت و 54 دقیقه
8 فرانسه- 6 اسعت و 54 دقیقه
10- مجارستان 6 ساعت و 48 دقیقه
10- عربستان سعودی - 6 اسعت و 48 دقیقه
12. هنگ کنگ. 6 ساعت و 42 دقیقه
13. لهستان- 6 ساعت ونیم
14.ونزوئلا- 6 ساعت 24 دقیقه
15. آفریقای جنوبی- 6 اسعت و 18 دقیقه
15. استرالیا- 6 ساعت و 18 دقیقه
17. اندونزی- 6 ساعت
18. آرژانتین - 5 ساعت و 54 دقیقه
18. ترکیه- 5 ساعت و 54 دقیقه
20. اسپانیا- 5 ساعت و 48 دقیقه
20. کانادا- 5 ساعت و 48 دقیقه
22. آلمان- 5 ساعت و 42 دقیقه
22. آمریکا- 5 ساعت و 42 دقیقه
24. ایتالیا- 5 ساعت و 36 دقیقه
25. مکزیک- 5 ساعت و نیم
26. بریتانیا- 5 ساعت و 18 دقیقه
27. برزیل- 5 ساعت و 12 دقیقه
28. تایوان- 5 ساعت
29. ژاپن- 4 ساعت و 6 دقیقه
30. کره- 3 ساعت و 6 دقیقه 

مسلما جایگاه ایران در پایین ترین سطح قرار دارد واین نشان از فقر فرهنگی است در جامعه ما که متولیان به ان فکر هم نمی کنند وقتی اگاهی باشد وقتی جامعه ای با سواد و کتاب خوان باشد وقتی فرهنگ کتاب خوانی در جامعه جا بیفتد وقتی نسل جوان ما به سوی کتاب کشیده شود وقتی در خانواده ها اموزش کتاب خوانی برای فرزندان تهبیه شود  مسلما انواع واقسام معضلات اجتماعی حل خواهد شد و حاشیه امنی برای انها باقی نخواهد ماندوقتی به دلیل مشکلات اقتصادی زمان کتاب خوانی در جامعه ای کم باشدُ نتیجه ان حضور افرادی در قدرت و نهادهای اجتماعی  خواهد بود که هم سطح اگاهی اش از جهان و محیط اطرافش کم است هم منطقه اشُ امید انکه حداقل ایرانیها در روز یک ساعت مطالعه کنند تا جا پای افرادی که نه اگاهی دارند و نه تخصص کم کم کاهش پیدا کرده تانسل اگاه و فرهیخته ما به در همه عرص ها عرض اندام کنند.

سخنان حکیمانه فردوسی بزرگ مرد ایرانی

سخنان حکیمانه فردوسی

 

دانایی توانایی به بار می آورد  ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد . فردوسی


گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .  
فردوسی


خرد برترین هدیه الهی است .
فردوسی


خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست .
فردوسی


کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است .
فردوسی


بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است .
فردوسی


خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند .
فردوسی


اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد .
فردوسی


خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است .
فردوسی


کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد .
فردوسی


دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی .
فردوسی


به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان  ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش  می کشد ، نه آرام می شود  و نه همچون ما تباهی می پذیرد . 
فردوسی


روح و روان  و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! .
فردوسی


چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .
فردوسی


بی خردی  است، که بگویم  کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد .
فردوسی


رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست .
فردوسی


اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری .
فردوسی


کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد .
فردوسی


این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست .
فردوسی


فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است .
فردوسی


کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند .
فردوسی


آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد .
فردوسی


از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند .
فردوسی


جایگاه پرستش گران کوهستان است .
فردوسی


آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد .
فردوسی


فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید .
فردوسی


کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت .
فردوسی


خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد .
فردوسی


ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید .
فردوسی


آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود .
فردوسی


دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت .
فردوسی


جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی


بزرگداشت فردوسی در سطح جهانی (مردی که افتخار هرایرانی هست)

بزرگداشت فردوسی در سطح جهانی
ابوطالب میرعابدینی . استاد زبان و ادبیات فارسی
در خبرها آمده بود که معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در سفر به استان خراسان در آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی حضور یافته و با احترام به این شاعر بزرگ ابراز داشته: «مراسم بزرگداشت این شاعر بزرگ امسال در سطح بین‌المللی و در شأن نام حکیم ابوالقاسم فردوسی برگزار خواهد شد.» همین‌طور وی خبر از تشکیل «شورای احیای توس» داده است. به نظرم این اقدام بسیار مثبت است و به‌طورکلی واردکردن شاهنامه در امور فرهنگی، مردم را برای خدمت بیشتر به ایران آماده می‌کند. اگر در توس به‌طور ماهانه و سالانه، سمینارهایی درباره موضوع‌های متعددی که در شاهنامه آمده برگزار شود چه‌بسا استمرار این کار می‌تواند قدرت ملی و فرهنگی ما را افزایش دهد. به نظرم هر کار هنری، علمی و پژوهشی درباره بازشناسی شخصیت‌های ملی، مردم ما را با گذشته آنها بهتر آشنا می‌کند. 
به‌ویژه که در زمانه ما، به‌دلیل آمیختن فرهنگ‌ها و گسترش فضاهای ارتباطی، رنگ و روی واقعی برخی فرهنگ‌ها چنان‌که هست دیده نمی‌شود پس هر اقدامی برای بازشناسی فرهنگ ملی، کاری درخور تحسین است. تهیه فیلم‌هایی که جلوه‌ای مناسب از داستان‌ها و اساطیر شاهنامه را ارایه دهند یک اقدام بسیار مهم در این زمینه است تا جوانان ایرانی، بیشتر با فرهنگ کهنسال خود آشنا شوند و در اثر تبلیغات رایج در رسانه‌ها و ماهواره‌ها دچار خودکم‌بینی نشوند. کشاکش شخصیت‌ها و روابط فردی و اجتماعی در داستان‌های شاهنامه به این صورت بهتر دیده خواهد شد و انس با شاهنامه ذهن جوانان را با مفاهیم مهمی آشنا می‌کند. موضوعاتی نظیر جایگاه زن در شاهنامه، آزادی، جوانمردی، ستم‌ستیزی، تراژدی قدرت و... همچنان می‌تواند زمینه پژوهش‌ها و سمینارهای داخلی و بین‌المللی باشد. در فرهنگ ایران، جایگاه فردوسی و شاهنامه بی‌نظیر است و شاهنامه از لحاظ حماسی، دینی، تاریخی و ادبی یک شاهکار است. فردوسی سال‌ها کوشیده و می‌توان گفت با وجود روزگار سختی که سپری کرده، تمدن ایران را دوباره شکل داده و شخصیت واقعی ایرانیان را معرفی کرده است؛ ملتی که در بحران به‌سر می‌برده را متوجه ارزش‌هایش کرده و بنابراین خدمتی وصف‌ناپذیر انجام داده است. شاهنامه عبارت است از سرگذشت یک ملت. سرگذشت ملتی که همیشه خواسته آزاد زندگی کند و زندگی آزادانه هیچ‌گاه آسان نبوده است. به نظرم جوانان باید به این نکته‌ها توجه کنند به‌ویژه که در شاهنامه بسیاری از تجربیات تاریخی و داستان‌های پندآموز آورده شده که تحلیل آن در کلاس‌های درس، پژوهش‌ها و سمینارها ضروری است چون چیزی جز درس‌های زندگی نیست. دکتر ذبیح‌الله صفا درباره حماسه‌سرایی در شاهنامه، دکتر امین‌ریاحی درباره شخصیت فردوسی، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، مجتبی مینوی و شخصیت‌های ارزشمند دیگری هم در این زمینه کار کرده‌اند اما به نظر من هنوز کارهای ناتمام بسیاری باقی مانده است که با همت بزرگان فرهنگ و ادب ایران و جوانان پژوهشگر، انجام این کارهای باقی‌مانده ممکن و شدنی است.
 

شبح «جنگ سرد»

صادق زیباکلام
 
برای بسیاری از مسن‌ترها، اوکراین یادآور بحران موشکی کوبا در سال 1961، حمله نظامی و اشغال چکسلواکی در 1968 و ساقط‌کردن «الکساندر دوبچک» یا دولتی که لقب «کمونیسم با تصویرانسانی» نام گرفته بود و سایر رویارویی‌های نگران‌کننده و تهدید‌آمیز دوران جنگ سرد است. آیا نهضت دموکراسی‌خواهی در اوکراین و بحران به‌وجودآمده در این کشور به‌معنای ظهور مجدد جنگ سرد و رویارویی میان نظام قطبی روسیه و غرب است؟ اگرچه ظاهر بحران اوکراین اینگونه به‌نظر می‌رسد اما واقعیت آن است که ما در دهه دوم قرن بیست‌ویکم هستیم و قریب ربع قرن می‌شود که دوران جنگ سرد و نظام دوقطبی را پشت‌سر گذاشته‌ایم.

 درواقع بسیاری از عناصر جنگ سرد در طی این ربع قرن دچار تغییر و تحولات عمده‌ای شده‌اند. به بیان دیگر نه بلوک شرق و در راس آن روسیه، شوروی دوران جنگ سرد است و نه بلوک غرب و در راس آن ایالات‌متحده، آمریکای امپریالیست دوران جنگ سرد. بلوک شرق تقریبا از میان رفته، متحدان اروپایی بلوک شرق یا به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند یا در صف نوبت هستند که عضو این اتحادیه شوند. نظام‌های سفت‌وسخت و پلیسی کمونیستی، جای خود را به نظام‌های به‌مراتب بازتر از دوران جنگ سرد داده‌اند. اتفاقا یکی از عواملی که سبب شد بحران اوکراین سر باز کند، اصرار مردم آن کشور و دست‌کم بخش غربی آن‌که روس‌تبار نیستند برای داشتن دموکراسی و پیوستن به اروپای واحد بود. به همان میزان که بلوک شرقی باقی نمانده، خود روسیه هم به نسبت روسیه آن دوران، روسیه دوران «استالین»، «خروشچف» و «برژنف» تغییرات زیادی پیدا کرده است. 

اولین و بنیادی‌ترین تغییری که در روسیه به وجود آمده، دگرگونی اقتصاد آن از یک اقتصاد دولتی سوسیالیستی عصر کمونیسم به یک اقتصاد بازار آزاد سرمایه‌داری است. البته هنوز فاصله زیادی میان اقتصاد روسیه با «اقتصاد آزاد آدام اسمیت» وجود دارد اما روند این تغییر تاریخی با فروپاشی نظام کمونیستی از اوایل دهه 70 آغاز شده است. واقعیت‌های اقتصادی در حقیقت ستون پنجم اوکراینی‌های طرفدار آزادی است. ملاحظات اقتصادی که مسکو لاجرم و لاعلاج و با وجود همه بلندپروازی‌هایش نمی‌تواند آنها را در رابطه با غرب نادیده بگیرد سبب می‌شوند تا روس‌ها به آن آسانی که تانک‌هایشان را در تابستان 1968 روانه خیابان‌های «پراگ» کرده و «کمونیسم با تصویر انسانی» مردم چکسلواکی را له کردند، نتوانند جنبش مردم اوکراین را هم با اعزام تانک‌هایشان به «کی‌یف» در هم شکنند. روسیه امروز یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان نفت و گاز است. این جایگاه را مدیون حضور شرکت‌های بزرگ نفتی غربی در «سیبری» و تکنولوژی آنان است.
در عصر جنگ سرد، روس‌ها وابستگی اقتصادی به غرب نداشتند اما امروز اقتصاد، ریسمان‌های نامریی وابستگی زیادی بر گرد روسیه تنیده و باعث می‌شود تا سران کرملین نتوانند همچون دوران جنگ سرد، هر طور که اراده می‌کنند رفتار کنند. درواقع نخستین واکنش غربی‌ها در قبال تهدیدات نظامی روسیه در اوکراین و اشغال شبه‌جزیره «کریمه»، اقتصاد بود. آنان دست روی عضویت روسیه در گروه اقتصادی «جی 7 » که اجلاس بعدی آن تابستان سال آینده در «سوچی» برگزار می‌شود گذارده‌اند. و سعه سیاسی تحول دیگری است که روسیه امروز را از روسیه عصر جنگ سرد متمایز می‌کند. البته که این عامل از نظر قدرت تاثیرگذاری به‌هیچ‌رو قابل قیاس با اقتصاد نیست اما و در عین حال امروز هزاران‌نفر از ساکنان مسکو علیه سیاست‌های پوتین در اوکراین دست به تظاهرات زده‌اند؛ پدیده‌ای که در اتحاد جماهیر شوروی سال 1968 و سرکوب «بهار پراگ» اساسا وجود خارجی نداشت. صدالبته که شمار بیشتری هم به طرفداری و حمایت از پوتین در خیابان‌ها ظاهر شدند اما نفس اینکه شماری از روس‌ها علیه سیاست‌های حکومتشان در اوکراین به اعتراض برخاسته‌اند پدیده کاملا جدیدی است که در تمامی دوران عصر جنگ سرد به چشم نمی‌آمد. تغییر البته فقط در بلوک شرق به وقوع نپیوسته است. در غرب هم تغییرات مهمی در مقایسه با غرب دوران جنگ سرد اتفاق افتاده است؛ از تغییرات ساختاری همچون گسترش اتحادیه اروپا و تبدیل آن به یک قطب مهم و تاثیرگذار جدید بین‌الملل که بگذریم، به جرات می‌توان گفت که مهم‌ترین تغییری که در مجموعه غرب اتفاق افتاده، تغییری در «تصویر جهانی آمریکا» است.
تصویر آمریکا در عصر جنگ سرد، تصویر یک قدرت خشن، زورگو، متجاوز و امپریالیستی بود. اما این تصویر امروزه مقدار زیادی دچار جرح و تعدیل شده است. در دوران جنگ سرد، آمریکا محبوبیتی در میان مبارزان، انقلابیون، روشنفکران، فرهیختگان و دگراندیشان به‌ویژه در کشورهای جهان سوم نداشت اما امروز این نگاه تا حدودی تعدیل شده است. البته درخصوص باور به این تصویر جدید آمریکا، استثناهایی وجود دارد اما در کل، نگاه به غرب و به‌ویژه به آمریکا در بسیاری از جوامع، فاصله زیادی با عصر جنگ سرد پیدا کرده است. این نگاه جدید را امروزه به بهترین شکل می‌توان در اوکراین و اصرار کسر قابل‌توجهی از مردم آن بر دموکراسی، آزادی و اصرارشان در پیوستن به اتحادیه اروپا ملاحظه کرد.منبع: روزنامه شرق