رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

توسعه و موانع تحقق ان در ایران


توسعه و موانع تحقق ان در ایران



ایران پانزدهمین قدرت بالقوه جهان است
گزارشی از سخنرانی دکتر سریع القلم در نشست بررسی توسعه و موانع تحقق آن در ایران

نویسنده: فاطمه صابری



     دکتر محمود سریع القلم می گوید ایران پانزدهمین قدرت بالقوه جهان است. این استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی در بیش از یک ساعتی که تریبون سخنرانی را در دست داشت با مثال های مختلف درصدد پاسخ به این سوال بود. این استاد دانشگاه عصر روز دوشنبه در نخستین نشست علمی پیرامون بررسی توسعه، زمینه ها و موانع تحقق آن در ایران که با همکاری انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه گیلان و بنیاد در شرف تاسیس اندیشه و توسعه گیلان برگزار شد با ذکر این نکته که ایران از بهترین دانش آموختگان در حوزه مهندسی و پزشکی برخودار است، گفت بر این باور است که به دلیل وجود مزیت های جغرافیایی مختلف و راه داشتن به آب های بین المللی و منابع عظیم نفت و گاز ایران پانزدهمین قدرت بالقوه دنیا است و باید برای بهره برداری از این موقعیت به نفع مطلوب استفاده و اولویت های خود را از تعدد خارج کرده و بر چند محور محدود برنامه ریزی کرد. به گفته این استاد دانشگاه، دولت های معاصر ایران در شناخت اولویت ها توفیقی نداشته و اجماعی درباره اولویت ها صورت نگرفته تا شاهد ناکارآمدی برنامه ریزی های مختلف باشیم.
    حالابا وجود این مسائل پیش نیازهای توسعه در ایران کدام است؟سریع القلم می گوید بر این باور است که ایران با افزایش امکانات مالی و سرمایه گذاری، تقویت قوه قضاییه و مقننه مستقل، شناخت واقعی از جهان و سیاست خارجی تعاملی با جهان می تواند قدم در مسیر توسعه پایدار بگذارد. او در این باره به افرادی که نگرانند فرهنگ بومی ایران به دنبال توسعه از دست برود هم توضیح داد و گفت لزوما ارتباطی بین توسعه و از بین رفتن فرهنگ بومی وجود ندارد. مثال او چین و مالزی است: چین در سه دهه گذشته با وجود آنکه با دنیا تعامل داشته است اما فرهنگ خود را فراموش نکرده است یا مالزی که یک کشور بین المللی اما در عین حال مبتنی بر فرهنگ بومی خود است.
    
    نروژ با درآمدهای نفتی خود چه می کند؟
    نروژ کشوری اروپایی هم مانند ایران دارای منابع نفتی سرشار است. همین تشابه باعث شد تا این محقق مقایسه یی داشته باشد بین چگونگی هزینه کردن درآمدهای نفت در نروژ و ایران: در حالی که نروژ هم مانند ایران دارای درآمدهای نفتی است اما طبق قانون تنها امکان استفاده از ؟درصد درآمدهای نفتی برای امور جاری در آن وجود دارد یعنی ؟درصد نفت نروژ در صندوقی واریز می شود که در بیرون از این کشور برای نسل های بعدی سرمایه گذاری می شود. او اضافه کرد اکنون سه سال است که در پارلمان این کشور بحث می شود که سه درصد دیگر به این اضافه شود اما با مخالفت های جدی روبه رو شده است. او آمار جالب توجه دیگری هم ارائه می کند که حاکی از مالکیت / ؟درصدی نروژی ها در شرکت های مهم اتحادیه اروپاست. سرمایه گذاری که به گفته او نشان دهنده انضباط مالی و انسجام فکری در هیات حاکمه نروژ در همان اندوخته نفتی است. در این جلسه درباره آینده علم در جهان هم اشاراتی صورت گرفت: ساختمان های دانشگاهی در بسیاری از کشورهای جهان در حال تغییر است و بسیاری از دانشگاه ها با انتخاب سالنی بزرگ تعداد زیادی دانشجو را با اینترنت به اساتید و دانشگاه های دیگر مناطق جهان وصل می کنند یعنی بسیاری از آموزش های جهان به صورت آنلاین انجام می شود. این همان جهانی است که به گفته سریع القلم به شدت در حال تغییر و ثروتمند شدن طبقه متوسط است.
    
    چین چگونه تغییر کرد
    سریع القلم بار ها چین را شاهد مثال خود در توسعه ذکر کرد و گفت: هر چند در سال2012، 85 درصد هزینه نظامی چین در سکوت کامل خبری افزایش پیدا کرد اما هیچ مقام مسوولی در این کشور از افزایش قدرت نظامی چین صحبت نکرد و در واقع مقامات چینی لازم ندیدند برای دنیا شاخ و شانه بکشند و در حال حاضر هم با ادبیاتی بسیار صلح آمیز در حال تغییر وضعیت شهروندان خود هستند. شهروندانی که به واسطه سطح زندگی پایین طی دو دهه قبل کمتر به عنوان گردشگر در کشورهای مختلف دنیا مشاهده می شدند اما امروز نه تنها شاهد حضور گردشگران چینی در دنیا که کارگران، سرمایه گذاران و متخصصان آنها در دنیا هستیم. بر اساس این گفته ها امروز این کشور به قدری در دنیا مهم شده است که فقط 11 هزار چینی در خارج از مرزهای این کشور در حال آموزش زبان کشورشان به شهروندان دیگر هستند. همچنین زبان چینی در دنیا دومین زبان در جهان است. کشوری که تا یک دهه آینده قدرتی چند برابر فعلی پیدا می کند و در حال حاضر هم هیچ مساله یی در سطح جهان بدون نظر آنها قابل حل نیست. او به برنامه ریزی های صورت گرفته بعضی از کشور ها برای ارتقای امنیت غذایی شهروندان شان هم اشاره کرد و گفت بعضی از کشور ها مانند کره جنوبی و عربستان با اجاره زمین هایی در آفریقا با استفاده از نیروی کار ارزان علاوه بر تولید مواد غذایی با قیمت پایین تر محصول را ارزان تر در اختیار شهروندان شان قرار می دهند و مابقی آن را به کشورهای دیگر صادر می کنند. این پژوهشگر حوزه توسعه به ذکر مثال دیگری از کره جنوبی پرداخت و گفت در حال حاضر کره جنوبی بهترین دانشگاه ها را در حوزه نساجی دارد و هدف آنها هم این است که در 20 سال آینده به جایگاهی برسند که 80 درصد پارچه مصرفی دنیا از آنها خریداری شود.
    
    استرالیا، چین و اساتید خارجی
    سریع القلم که تاکنون پژوهش های مختلفی درباره توسعه چین انجام داده است چندی پیش به یک کنفرانس خارجی دعوت شد. مقامات استرالیایی 10 استاد پژوهشگر که درباره چین مطالعاتی انجام داده بودند را به یک کنفرانس سه روزه دور از محل کار رسمی شان دعوت کرده بودند تا تحلیل خود را از آینده چین ارائه کنند. به گفته سریع القلم یکی از 10 استاد حاضر در کنفرانس، در تمام سه روزی که آنها از پیش بینی و تحلیل های سخن می گفتند از نخست وزیر تا اعضای دولت استرالیا در سالن حضور داشتند و مانند یک خبرنگار یا دانشجو از اساتید سوال می پرسیدند. سوالاتی که به گفته این استاد ایرانی قرار بود نتیجه مهمی داشته باشد: افزایش مهارت های دولتمردان برای تصمیم گیری پیرامون همسایه شان در آینده نزدیک و دور. سریع القلم معتقد است استانداردها در ایران هم نباید صرفا تحت جغرافیای داخل کشور باشد و شخاص در هر جایگاه اگر در مدار بین المللی حرکت نکنند نمی توانند مفید باشند. این استاد دانشگاه از موفقیت ترکیه در صنعت توریسم هم سخن به میان آورد: تنها در دو سال گذشته ترکیه موفق به جذب 36میلیون توریست شد که چهار میلیون نفر آن ایرانی بوده اند. چرا؟ چون ترکیه توانسته است با ارتباطات گسترده با جهان موجب پیشرفت صنعت و دانشگاه های خود شود و طبق معیارهای بین المللی رشد کند.
    
    تحلیل ذهنی از دنیا
    آیا نگاه ایران به دنیا متفاوت است؟ پاسخ سریع القلم به این سوال مثبت است: یکی دیگر از مشکلات موجود در ایران این است که بسیاری از تحلیل های داخلی درباره نظام بین المللی منطبق بر واقعیات نیست بلکه برداشت های ذهنی ما است. یعنی تلقی ما نسبت به جهان براساس آمار نیست بلکه آن گونه که دوست داریم دنیا را می بینیم و به طور عمیق از فناوری جهانی و همکاری های منطقه یی و جهانی و حوزه آموزش بی اطلاع هستیم.
    

    اسراییل و عربستان مخالف توسعه ایران
    به گفته این پژوهشگر، اسراییل و عربستان دو عامل در مقابل توسعه ایران هستند چون اروپا و امریکا به عنوان دولت و حاکمیت، مخالف توسعه اقتصادی و ملی ایران نیستند اما در داخل این حاکمیت نیرویی وجود دارد : همان نیرویی که در ایران به عنوان نیروهای صهیونیستی (آیپاک) معروف است که با لابی، بسیاری از قوانین را به نفع منافع اسراییل تغییر می دهد. او توضیح داد: وقتی برای نخستین بار طی چند روز گذشته در کنگره امریکا مصوبه یی برای استفاده از نام خلیج عربی به جای خلیج فارس مصوب می شود باید بدانیم که این سیگنال سیاسی مهمی است و عربستان در حال سرمایه گذاری گسترده علیه ایران در امریکاست. این استاد دانشگاه تاکید کرد انرژی ای که امروز عربستان علیه ایران استفاده می کند کمتر از اسراییل نیست. این در حالی است که نگاه ما به عربستان همواره متضاد بوده. یعنی گاه این کشور را برادر خود در جهان اسلام خوانده ایم و گاه دشمن. در حالی که عربستان تغییری نکرده و رویکردهایش مثل گذشته است.
    
    اولویت از دولتی به دولت دیگر تغییر نکند
    موضوع بعدی مورد اشاره این استاد دانشگاه این است که الویت ههای ملی نباید از دولتی به دولت دیگر تغییر کند. او توسعه را به مسابقه دوی امدادی تشبیه می کند که نفرات باید برای موفقیت در یک مسیر مشخص بدوند و به هم کمک کنند و مدام نمی توانیم هربار مسیر مسابقه را تغییر دهیم. همین باور می گوید نباید نگاه کلان خود را به سیاست خارجی، فرهنگ و اقتصاد از یک دولت به دولت دیگر تغییر دهیم بلکه فقط باید در روش های اجرایی تغییراتی انجام شود. سریع القلم تاکید کرد بین مبانی سیاست خارجی و اقتصادی ریل مشترکی وجود دارد که برای توسعه باید از آن استفاده کرد چون سیاست خارجی ما نمی تواند تقابلی باشد و همزمان بگوییم خواستار توسعه اقتصادی با جهان هستیم. او نرخ رشد اقتصادی که می تواند ضامن حل بسیاری از مشکلات داخلی ایران باشد را رشد ؟درصدی معرفی کرد و گفت ریل مشترکی باید بین سیاست خارجی و الزامات توسعه اقتصادی ایجاد شود. چون یک کشور نمی تواند در سیاست خارجی یک مبانی داشته باشد اما در حوزه اقتصاد مبنای دیگری برای خود تعریف کند. یعنی یک کشور نمی تواند در عرصه سیاست خارجی به دنیا اعلام کند که رویکرد ما تقابلی است اما در حوزه اقتصاد حاضر به همکاری با شما هستیم. او در اینجا بار دیگر چین را مثال زد و گفت: این کشور زمانی پیشرفت کرد که نگاهش را به دنیا تغییر داد. چون زمانی در این کشور این باور وجود داشت که چین مرکز جهان و رهبر کشورهای جهان سوم است اما در کمتر از ؟سال بعد این کشور توسعه پیدا کرد چون به این نتیجه رسید که رهبر جهان سوم بودن ارزشی برای مردم این کشور ندارد. به گفته این پژوهشگر حوزه توسعه، به جز دولتمردان، شهروندان هم در فرآیند توسعه کشور مسوولیت دارند و باید بخشی از وقت خود را برای بهتر شدن جامعه اختصاص دهند و نباید به دنبال این باشند که همه مشکلات را دولت حل کند چون این تفکر باعث می شود که کار ها با تاخیر انجام شود. سریع القلم تاکید کرد اگر ما درصدد رشد و توسعه باشیم نباید تنها گروهی، طایفه یی و قبیله یی فکر کنیم. بلکه باید به کل ایران بیندیشیم.

توسعه یافتگی با نقد و انتقاد لازم و ملزوم همدیگرند


توسعه یافتگی با نقد و انتقاد لازم و ملزوم همدیگرند

چگونه نقدپذیر شویم؟
 
زینب مجلسی راد
 

نقد و انتقاد با توسعه‌یافتگی ارتباط محکم دارد؛ زیرا تنها راه رسیدن به توسعه، رفع و دفع نواقص و معایب است که در نقد و انتقاد بدان‌ها پی‌می‌بریم. فرهنگ نقد و انتقاد، فرهنگ مشارکت را دامن می‌زند؛ چون به همه مردم و به ویژه نخبگان فکری، حق اظهار نظر می‌دهد.

غرور

کبر و خودخواهی جلوه‏های گوناگون دارد. یکی هم غرور در مقابل نقد است. وقتی نقد مایه کمال اندیشه و کار ماست، نقدپذیری کمک به این کمال و رشد است. از آن طرف، نقدناپذیری، نشانه نوعی غرور و تکبر و عامل در جا زدن در ورطه بدی‌ها و کاستی‌هاست. گاهی ناب‏ترین موعظه‏ ها و تذکّرها هم، وقتی به دل‌های متکبر می‏رسد، با عدم پذیرش مواجه می‏گردد و انسان را محروم می‏سازد. به تعبیر زیبای امیرالمومنین (علیه السلام): میان شما و پند، حجاب و پرده‏ای از غرور افکنده شده است. (غرر الحکم، ص 314).به جای آراستن عیوب و کتمانِ زشتی‌ها و پرده‏ پوشی بر نارسایی‌ها، باید آن‌ها را گفت و شنید و در برطرف ساختنش کوشید. تذکّر و نقد از همین جاست که قیمت و قداست می‏یابد و برای بعضی‌ها یادآوری یک وظیفه می‏شود و برای بعضی توجه به تذکّرها و نقدها یک فضیلت اخلاقی به شمار می‏آید. در این بخش ابتدا به بررسی اهمیت نقد پرداخته و سپس راهکارهایی برای ایجاد روحیه نقدپذیری بیان می‌گردد:

اهمیت نقد

در یک خانواده، ممکن است رفتارهمسران نسبت به هم، ایرادهایی داشته باشد، یا برخورد پدر و مادر با فرزندان درست نباشد. اگر کسی متذکر شد، باید مشفقانه بپذیرند و در اصلاح خویش بکوشند. اگر هر یک تلاش کنند تا عیب و اشکال را متوجه طرف مقابل سازند و خود را بی‏گناه قلمداد کنند، نارسایی‌ها و عیوب هرگز اصلاح نخواهد شد. اگر حسن‏ نظر و نیت دوستانه کسی برای ما ثابت بود، در پذیرفتن نقد و تذکر و پند او تردید نکنیم. به فرموده حضرت امیر(علیه السلام)‌: محبوب‏ترین مردم در نظر تو، نصیحت کننده مشفق و خیرخواه باشد. (غرر الحکم، ص 549)

دامنه انتقاد

پذیرش نقد و دیدگاه‌های اصلاحی دیگران، تنها به اندیشه و فکر یا به عملکرد خارجی و معاشرت‌های ما منحصر نمی‏شود. در آثار ادبی و تولیدات شعر و قصه و اثر هنری نیز، توجه به نقد دیگران، عامل رشد و بالندگی هنرمند و نویسنده و شاعر است، بر عکس، بی‏ توجهی به نقادی‌های منتقدان کار انسان را پیوسته ضعیف و معیوب نگه می‏دارد. هنرمندان نقدپذیر، سریع‌تر رشد می‏کنند. شاعران و نویسندگانی که به نقد آثارشان توسط دیگران بها می‏دهند و از آن استقبال می‏کنند، علاقه خود را به کمال یافتن خلاقیت‌های ادبی خویش نشان می‏دهند. امام سجاد (علیه السلام) ضمن بیان حقوقِ متقابلی که افراد در جامعه نسبت به هم دارند به «حقِ نصیحتگر» بر گردنِ «نصیحت شنو» و وظیفه ناصح و متنصّح اشاره فرموده است: حق نصیحت کننده (و ناقد و پند دهنده) آن است که نسبت به او نرمش و انعطاف نشان دهی و به سخنش گوش فرا دهی، اگر حرفش به جا و درست بود، خدای متعال را سپاس بگویی و اگر تذکّرش موافق با حق نبود، نپذیری ... .

ایجاد روحیه انتقادپذیری

مهم‌ترین کار برای ایجاد روحیه انتقادپذیری آن است که تفکری صحیح از آن داشته و از مزایایش باخبر باشیم. در ذیل به مهم‌ترین مزیت‌های انتقاد اشاره می‌گردد:

1. رشد علم: واضح است که توانایی فکری و علمی ما آدمیان محدود است. اگر در حوزه‌های نظری بر قوانین و نظریه‌های موجود هیچ گونه انتقادی وارد نیاید، بشریت در حوزه‌های علمی دچار رکود، خمودی و درجازدگی‌می‌شود.

2. ادای حق عقل: شکر عقل و حق این نعمت الهی آن است که بارور شود و از توان تشخیص صواب از ناصواب آن بیشترین بهره برده شود. نگاه نقادانه به عالم و آدم و به علم و عمل داشتن، حق عقل است و ادا نکردن این حق، ظلم به این نعمت عظیمی است که به ما آدمیان اعطا شده است. قرآن کر یم در سوره انفال آیه 22، کسی را که از عقل بهره نگیرد، در زمره بدترین جنبنده‌ها و موجودات نزد خداوند معرفی‌ می‌کند.

3. تصحیح نظر و عمل: اگر آدمیان بخواهند که با دقت و بدون دخالت داشتن آرمان‌ها، آرزوها و نفسانیات، نظریه‌پردازی یا عمل کنند، احتمال لغزش و خطا دارند؛ چون امکاناتشان محدود است و فقط به بعضی از وجوه یک موضوع می‌توانند توجه کنند و اینجاست که فرد یا افرادی باید این نواقص را برشمارند و بگویند تا به دیدگاه دقیق‌تر و به عملکردی مطلوب‌تر برسند. یوسف پیامبر پس از گذراندن آزمون‌های سخت و سربلندی در آن آزمون‌ها می‌گوید: و ما ابری نفسی ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی ان ربی غفور رحیم؛ و من خودستایی نکرده و نفس خویش را از عیب و تقصیر مبرا نمی‌دانم؛ زیرا نفس اماره انسان را به کارهای زشت و ناروا سخت وامی‌دارد؛ جز آن که خداوند به لطف خاص خود، آدمی را نگهدارد که خدای من بسیار آمرزنده و مهربان است.

دینداران که دغدغه مسئولیت‌های آن جهانی داشته و می‌خواهند با افعال و باورهای سالم‌تر به استقبال روزی بروند که مال و فرزندان در آنجا سودی نداشته و قلب سالم می‌طلبند، باید بیشتر از دیگران از نقد و انتقاد استقبال کنند و اگر چنین نیست، جامعه دینی باید به آسیب‌شناسی خود بپردازد.

غفلت

4. رفع نسیان و غفلت: یکی از دلایلی که انسان‌ها باید از نقد و انتقاد دفاع کنند و آن را یک ارزش فرهنگی و اجتماعی به‌حساب آورند، آن است که ما آدمیان در معرض نسیان و غفلت هستیم، در موارد بسیاری از مسئولیت‌هایی که داریم، غفلت می‌کنیم. غفلت، فراموشی است؛ از این رو به انسان غافل بایدتذکر داد. در این زمینه، شیوه تربیتی سقراط که معتقد بود آدمیان جاهل نیستند، بلکه غافل‌اند و از این رو نیاز به تذکر دارند، قابل توجه و توصیه است. در این نگاه، نقد و انتقاد در اصل تذکری است به کسی که از مسئولیت‌ها، شرایط، موقعیت و غایات خود فاصله گرفته تا به خود آید و به مسیر اصلی بازگردد؛ در نتیجه چنین آدمی باید سپاسگزار باشد که دیگری در حق او لطف کرده و با نقد عملش، او را به خود آورده است.

5. آفت‌زدایی از بیرون: ذهن انسان امروزی در معرض طوفانی از اخبار، گزارش‌ها و اطلاعات است. اطلاعاتی که نه تنها امکان تفکر را از انسانی که در معرض این طوفان است، می‌گیرد، بلکه حتی اجازه پرسش را به انسان نمی‌دهد. در نتیجه باید زمینه نقد و انتقاد، پرسش، گفت وگو و مباحثه را در جوامع پدید آوریم و جریان پرسش، انتقال اندیشه‌ها و نقد و انتقاد را به عنوان یک اصل، که به ما هویت می‌بخشد و در برابر دیگران هویت ما را تقویت می‌کند، گسترش دهیم.

فواید انتقاد

فواید نقد را می‌توان از نکات یاد شده نیز فراتر برد و گفت:نقد و اصلاح پیوند وثیق دارند؛ زیرا در اصلاح با حسن دیدن برخی از مبانی و عملکردها، به دنبال طرح نقایص و رفع معایب از مواردی هستند که مشکل دارند؛ فرهنگ نقد و انتقاد، فرهنگ مشارکت را دامن می‌زند؛ چون به همه مردم و به ویژه نخبگان فکری، حق اظهار نظر می‌دهد.نقد و انتقاد بر اخلاق آثار عمیق دارد؛ زیرا به جای این که افراد را به سوی دورویی و تظاهر بکشاند، به سمت شجاعت، صراحت و شفافیت می‌برد و چنین جامعه‌ای از جهت اخلاقی در استانداردهای بسیار بالا قرار می‌گیرد. نقد راه رشد افراد فرصت‌طلب را می‌بندد؛ زیرا معایب آن‌ها را برملا می‌کند؛ و از این رو به شایسته‌سالاری دامن می‌زند. اگر در جامعه‌ای مسئولان در معرض نقد و انتقاد مردم در همه ابعاد باشند و نقدپذیران نیز از انتقادات آن‌ها استقبال کنند و به رفع نواقص خود بپردازند، این تعامل دوسویه مردم و دولتمردان، ضریب امنیت ملی، اجتماعی و شهروندی را نیز بالا می‌برد.

نتیجه

نقد و نقدپذیری یکی از عوامل مهم در رشد انسان‌ها و جوامع بوده است. برای آنکه فرد، روحیه نقدپذیری را در خود تقویت نماید باید دیدی صحیح نسبت به مسئله داشته باشد و بداند نقد سبب رشد علم، ادای حق عقل، تصحیح نظر و عمل، رفع نسیان و غفلت و آفت‌زدایی از بیرون می‌گردد. انسان باید از فواید نقد آگاهی کامل داشته و از ارتباط نقد با اصلاح، اخلاق، توسعه‌یافتگی، سیاست و اجتماع مطمئن باشد.



  
 

فساد تاریخی 82 هزار میلیاردی بانک ها در طول تاریخ کشورمان و عدم افشای نام انها!؟


 فساد تاریخی 82 هزار میلیاردی بانک ها در طول تاریخ کشورمان و عدم افشای نام انها!؟

اعتماد
یادداشت: «فساد تاریخی بانکی»؛ محمدصادق جنان‌صفت

در شرایطی که پول مردم توسط دستورات دولتی حراج می‌شود و قیمت واقعی آن دریافت نمی‌شود، معلوم است که قدرتمندان و کسانی که به مدیران شبکه بانکی نزدیک‌ترند و به هر دلیل دست‌شان به پول مردم می‌رسد به این پول‌ها می‌رسند و از پرداخت آن اجتناب می‌کنند. برای آشنایی بیشتر کافی است به عینیت توجه کنیم. نرخ سود بانکی برای سپرده‌گذاران در سال 1391 که توسط رییس دولت وقت و با دستور اکید کاهش پیدا کرده بود حدود 12درصد برای یک سال بود. در همان سال نرخ تورم 40 درصد بود. تفاوت میان نرخ سود سپرده 12درصد تا 40درصد به معنای سود 230درصدی برای کسانی است که به سپرده‌های ارزان مردم دسترسی داشتند. این گیرندگان پول، نیک می‌دانستند که اگر جریمه دیرکرد 10درصدی هم شامل آنها شود، در سال 1392 که نرخ تورم 32درصد بوده است، باز هم سود می‌برند. در این فضا و محاسبات و در شرایطی که بانک‌ها نمی‌توانستند از دستورات دولت سرپیچی کنند انوع فساد پدیدار می‌شود. یک فساد این است که بدهکاران بانکی پول مردم را پس نمی‌دهند و با آن پول فعالیت‌های اقتصادی می‌کنند. یک فساد این است که برخی وسوسه‌ها را به جان مدیران بانکی می‌ریزند و دست و دل آنها را برای عدول از قانون می‌لرزانند و فساد سوم این است که جرات افشاگری کامل از حکومت را می‌گیرند. عدم افشای کامل نام و شرح فساد 82هزارمیلیاردتومانی از طرف هر نهادی که باشد جرات بدهکاران را بیشتر می‌کند و دستمایه بازی‌های سیاسی می‌شود. فساد بانکی را باید از ریشه خشکاند و آن لغو همه دستورات اداری و آزادسازی فعالیت‌های بانکی و نرخ سود است.

بانک های ناکارآمد و عدم استقلال از مقام ناظر مشکلی که سالها رفع نشده


بانک های ناکارآمد و عدم استقلال از مقام ناظر مشکلی که سالها رفع نشده


 
دکتر عباس هشی*
 

گر بانک‌ها اختیارشان از دست مقام ناظر تقریبا خارج شده ناشی از نا کارآمدی نظارت بر بانک‌هاست یعنی در هر کشوری بانک مرکزی مستقل و سیاست‌هایش قابل اجراست. در هر کشوری که بانک مرکزی نظارت مرکزی را تدوین و اجرا کند تمامی بانک‌ها را تحت کنترل خواهد داشت که مبادا خارج از مقررات اقدام کنند .اینکه عده‌ای تسهیلات به اسم تولید می‌گیرند و به مصرف دیگر می رسانند ضعف مدیریتی بانک است که با نظارت می توان جلوی آن را گرفت.بانک مرکزی ما سنتی است و با هوش‌ترین فارغ التحصیلان با بورس آنجا قبول می‌شدندو باید می‌رفتند در بهترین دانشگاه های دنیا کسب تجربه می‌کردند و سپس وارد بازار کار بانک مرکزی می‌شدند و هیات ناظر بانک‌ها در تمام دنیا همانند ممیز مالیاتی دنیا در کشور های پاسخگو از رفاه و آموزش و بهترین تیم‌اقتصادی برخوردارند وزمانی که بازنشسته هم می‌شوند از چنان حقوق و مزایایی برخوردارند که نیازی ندارند که به یک شرکت یا بانکی لطف کنند یا مورد تخلفش را نادیده بگیرند به این امید که بعد از بازنشستگی در آنجا مشغول شوند.چنین چیزی در دنیا وجود ندارد.بانک مرکزی و ناظران که پول دست شان است و باید بروند حقوق مردم را نظارت و وصول کنند بعضاً از امنیت اقتصادی و شغلی برخوردار نیستند.حال اینکه کادر نظارتی بانک مرکزی در دهه 80 با این مشکل کمتر مواجه بودند و از یک کادر قوی 200 نفره نظارتی برخوردار بود ولی بعد از دهه 80 متاسفانه ریاست بانک مرکزی مان از آن تخصص لازم و دقت کافی در انتخاب رئیس و تیم ریاست خارج شد.ما وقتی مهندس را وزیر اقتصاد می گذاریم قطعا یک مهندس را رئیس بانک مرکزی می گذاریم و این همخوانی ندارد. مهندسی خیلی خوب است ولی مهندسان می‌خواهند برای کار خوب هزینه کنند ولی نظارت کاری نیست که آدم در آن هزینه کند.متاسفانه در سال 84 حالتی بود که اکثریت آن ناظران بانک مرکزی که بازنشست شدند کادر 200 نفری به 40 نفر کاهش پیدا کرد و در زمانی که آقای بهمنی رئیس بانک مرکزی شدند 40 تا 50 نفر بیشتر ناظر نداشت .وهمزمان 20 بانک خصوصی و تعدادی موسسه به سیستم نظارتی اضافه شد .چرا بانک مرکزی از نظر نظارت ضعیف شد چون کادر پایین بالا آمد و تجربه که مهم‌ترین عامل است به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و اکثر کادر بانک مرکزی جذب بانک های خصوصی بیرون شدند واین بزرگترین ضربه ای بود که به نظارت و انضباط مالی کشور وارد شد.کادر نظارت باید کسانی باشند که از دانش کافی برخوردار باشند.ما در بانک مرکزی مشکل رفاه وامنیت را برای دارایی داریم و شاهد این هستیم که مدیران ما هنوز بازنشست نشده در یک بانک استخدام می‌شوند و بعد تا تغییری در بانک ایجاد می شود دوباره همان مدیر را سر کار می گذارند.اینها همگی نشانه‌های بی‌نظمی قبل است. معوقه های بانکی هم همواره دغدغه های بانک مرکزی و دولت برای پاسخگویی به مردم بوده است .

* اقتصاددان