رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

درسهای که از یک خبرنگار داستان نویس (مارکز) اموختم


درسهای که از یک خبرنگار داستان نویس (مارکز) اموختم

گابریل گارسیا مارکز، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان قرن بیستم و دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی نوبل در سال 1982، روز 17 آوریل 2014 در سن 87 سالگی چشم از جهان فرو بست.
مجله درگی: گابریل گارسیا مارکز، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان قرن بیستم و دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی نوبل در  سال 1982، روز 17 آوریل 2014 در سن 87 سالگی چشم از جهان فرو بست. این نویسنده‌ی شهیر کلمبیایی فردی کاملاً خودساخته بود بطوری‌که خبرنگاری را به تحصیل در یکی از دانشکده‌ی معتبر حقوق در جهان ترجیح داد و به جای آنکه از لابه‌لای صفحات کتاب‌ها زندگی مردم را رصد کند، میان خود آنها آمد تا از نزدیک شاهد ماجراهای واقعی آنها باشد.

آثار مارکز ترکیبی از فساد‌های کشف شده در آمریکای لاتین به عنوان خبرنگار و داستان‌های خیالی است که مادربزرگش برای او تعریف می‌کرده است. یکی از بارزترین خصوصیات به یاد ماندنی مارکز توانایی او برای همراه کردن خواننده و ترغیب او به باور همه‌ی موضوعات است؛ مهارتی که در بازاریابی و فروش نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

با گذشت 30 سال از نخستین چاپ کتاب صد سال تنهایی، بیش از 30 میلیون نسخه از این کتاب در سراسر جهان به بیش از 30 زبان منتشر شده است. سبک رمان صد سال تنهایی "رئالیسم جادویی" است ویژگی بارز این تکنیک ادبی این است که در آن رویدادهای غیرواقعی با زندگی واقعی افراد عجین می‌شود.

آنچه از گابریل گارسیا مارکز آموختم

اگرچه نمی‌توان سبک رئالیسم جادویی را به صورت مستقیم به دنیای کسب‌و‌کار مرتبط کرد، اما آثار مارکز سرشار از دروسی است که صاحبان کسب‌و‌کارها می‌توانند آنها را در محیط کار روزانه‌ی خود مورد استفاده قرار دهند.

خواندن آثار ادبی بزرگان جهان در کنار کتاب‌های نوشته شده توسط بزرگان مدیریت مانند پیتر دراکر، استفان کاوی، هنری مینتزبرگ و گری همل بسیار مفید است. پیتر دراکر غذای ذهن و هوش مدیر را تأمین کرده و تئوری‌ها و چارچوب‌های مفید مدیریتی را ارائه می‌کند؛ مینتزبرگ اصول دراکر را به چالش می‌کشد و گری همل پارادایم‌های ذهنی مدیران را به هم می‌ریزد و به پارادایم جدید می‌رساند. در حالی‌ که مارکز قوای تخیل و روح و قلب خواننده را تغذیه می‌کند، موضوعاتی که در کنار هم جوهره‌ی مدیریت یک شرکت را تشکیل می‌دهند. قوای تخیل می‌تواند دیدگاه یک مدیر را نسبت به سایر افراد و جهان تغییر دهد.


هزاران داستان در دل یک داستان


هر یک از رمان‌های مارکز حاوی میلیون‌ها داستان است. کتاب‌های او سرشار از داستان‌های کوتاه و بلند هستند که همگی درون یک مسیر واحد به هم تنیده شده‌اند. این داستان‌های کوتاه به نحوی نوشته شده‌اند که اهمیت آنها با اهمیت جریان اصلی داستان هم‌سطح است.

مدیران شرکت‌ها با خواندن رمان‌های مارکز به این موضوع واقف می‌شوند که شرکت آنها نیز میلیون‌ها داستان ارزشمند در خود جای داده است، داستان موفقیت، شکست، مقاومت، اراده و احساس. مدیر باید این قابلیت را داشته باشد که تمامی داستان‌های کوچک را بر روی یک بوم واحد نقاشی کند و این نقاشی را برای یک مخاطب گسترده‌تر در سراسر سازمان نقل کند.

حقیقت و خیال

کتاب‌های مارکز به ما می‌آموزد که حقیقت و خیال اغلب با یکدیگر ترکیب می‌شوند،‌ زمانی که کتاب صد سال تنهایی را می‌خوانیم، از چگونگی همزیستی واقعیت و خیال در کنار هم تعجب می‌کنیم، زیرا این موضوع در واقع، ماهیت انسان‌ها و ذهن آنها است.

 مارکز در اولین صفحات صد سال تنهایی بیان می‌کند که همه‌ی موضوعات دارای یک حیات شخصی هستند و ما تنها باید روح آنها را بیدار کنیم. مدیران نیز می‌توانند از همین نگرش برای توسعه برندها و فناوری یا ایجاد محصولات جدید استفاده کنند.

مدیران شرکت‌ها نیز باید بر این هنر مسلط شوند،‌ زیرا اگرچه بسیاری از طرح‌های تجاری، واقعی و برای زمان حال طراحی شده‌اند، اما بسیاری از طرح‌های بلند مدت تنها چشم‌اندازی از آینده و مبتنی بر خیال هستند. ایجاد یک تصویر خیالی از آینده در کنار پرداختن به چالش‌های واقعی امروزی، موجب انگیزه‌بخشی به کارمندان می‌شود و به مدیران کمک می‌کند که برنامه‌ریزی بهتری برای رسیدن به چشم‌انداز آینده‌‌ی سازمان خود داشته باشند.

کامیابی و فروپاشی

مارکز در کتاب صد سال تنهایی داستان موفقیت‌ها و شکست‌های خانواده خوزه آرکادئو بوئدنیا را تعریف می‌کند. او از فعالیت‌های پر جنب و جوش در روستایی در آمریکای جنوبی حرف می‌زند که در نهایت رو به زوال و نابوی می‌رود. این نابودی ناشی از اقدامات غیرعقلانی و بدشانسی‌های خودساخته‌ی ساکنین روستا است.

مدیران باید به تشابه این داستان‌ها و داستان شرکت‌های بزرگی توجه کنند که کهنه شده و از بین می‌روند. شرکت‌های بسیار کمی وجود دارند که با گذشت یک صد سال از حیات خود هم چنان موفق باشند؛ متوسط امید به زندگی شرکت‌های چند ملیتی بزرگ بین 40 تا 50 سال است. بنابراین کتاب‌های مارکز از شرکتها درباره دوام و پایداری و اینکه چه موضوعی می‌تواند ضامن موفقیت یک سازمان در بلند مدت باشد، می‌پرسد.

در میان موضوعات پیش پا افتاده،‌ به دنبال رویدادهای خارق‌العاده باشید


یکی از ابزارهای معروف مورد استفاده توسط گابریل گارسیا مارکز خلق جریان‌های شگفت‌آور در عادی‌ترین لحظات زندگی است. برای مثال، رمدیوس زیبا، یکی از شخصیت‌های کلیدی کتاب صد سال تنهایی، در حین پهن کردن ملافه‌های شسته شده روی بند لباس، به آسمان صعود می‌کند.

عروج به آسمان در زمان پهن کردن ملافه باید برای صاحبان کسب‌و‌کارها یادآور این موضوع باشد که الهام‌بخش‌ترین رویدادهای شغلی می‌تواند در زمانی اتفاق بیفتد که افراد به هیچ وجه انتظار آنها را ندارند. ما باید قدر لحظات به ظاهر معمولی را بدانیم زیرا ایده‌های خلاق در همین لحظه‌ها خلق می‌شوند.
اگر فعالیت‌های اقتصادی خود را بدون تمایل برای انحراف از مسیرهای تکراری و جا افتاده انجام دهید، هیچ گاه به آسمان صعود نمی‌کنید.

جایگاه خاص تنهایی: افراد درون‌گرای تیم خود را شناسایی کنید


"تنهایی" یکی از موضوعات اصلی و تکرارشونده در آثار گابریل گارسیا مارکز است.  "کیش شخصیت" (Cult of Personality) پدیده‌ای است که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 در ایالات متحده رایج شد و اشخاص با استفاده از تعریف و تمجید رسانه‌های گروهی و تبلیغات سیاسی، وجهه‌ی عمومی و قهرمانانه‌ای از خود ارائه دادند.

پس از پیدایش این قبیل پدیده‌ها، تنهایی و درون‌گرایی در محیط کار به مفاهیم منفوری تبدیل شدند. اما واقعیت این نیست.

تنهایی و درون‌گرایی دو مفهوم کامل متفاوت هستند و نمی‌توان آنها را به جای یکدیگر مورد استفاده قرار داد. افراد درون‌گرا می‌توانند خجالتی باشند، اما بسیاری از درون‌گراها از اعتماد به نفس و فن بیان بالایی برخوردار هستند.

متأسفانه در بیشتر محیط‌های کاری، درون‌گرایی ویژگی نامطلوبی است، و همواره افرادی برای پشتیبانی، کار گروهی و انگیزش وجود دارند.

صاحبان کسب‌و‌کارها باید در ابتدا اعضای درون‌گرا و برون‌گرای تیم خود را شناسایی کنند. اگر یک فرد درون‌گرا را برای چندین روز کاری یا بخشی از یک روز، به حال خود رها کنید، شاهد نتایج خارق‌العاده‌ای خواهید بود. به یاد داشته باشیم که کار تیمی زمانی موفقیت‌آمیز خواهد بود که مدیر بتواند به ترکیب درستی از افراد درون‌گرا و برون‌گرا در تیم خود دست یابد.

هرچند اکثر کارآفرینان بزرگ جهان انسان‌هایی برون‌گرا و دارای تیپ حرکتی می‌باشند، اما اگر افراد درون‌گرایانی مانند البرت انیشتن، داروین و بیل‌گیتس وجود نداشتند تئوری نسبیت، تئوری تکامل و مایکروسافت خلق نمی‌شدند و هندوستان، بدون تلاش‌های ماهاتما گاندی، همچنان تحت سلطه‌ی بریتانیا باقی می‌ماند.

هر روز خود و کسب‌و‌کارتان را بازآفرینی کنید

گابریل گارسیا مارکز حرفه خود را به عنوان خبرنگار و سردبیر در بسیاری از روزنامه‌ها آغاز کرد، او در تمامی عمر خود داستان می‌نوشت اما اولین رمان کامل خود، صد سال تنهایی، را که هنوز شاهکار مارکز محسوب می‌شود،‌ بعد از چهل سالگی منتشر کرد. مارکز زمانی که به عنوان خبرنگار دچار سرخوردگی شد، به منظور کشف حقایق،‌ به داستان‌نویسی به عنوان یک حرفه روی آورد.

بسیاری از موضوعات مطرح شده در رمان‌ها و داستان‌های مارکز، ریشه در داده‌های جمع‌آوری شده طی دوران خبرنگاری او دارند. تبدیل این داستان‌های واقعی به نوشته‌های خیالی به مارکز امکان می‌دهد تا برای تعریف حقیقت، از خیال استفاده کند.

جزئیات همیشه مهم نیستند

اگرچه در بیشتر موارد توجه به جزئیات بسیار مهم است، اما موقعیت‌های خاصی نیز وجود دارند که بی‌توجهی به موضوعات جزئی، به نفع ما خواهد بود.

مارکز نیز با توجه به همین واقعیت در برخی از موارد جزئیات بسیار مهم داستان، برای مثال نام شخصیت‌های داستان، را حذف می‌کند. به این ترتیب خواننده‌ی داستان ترغیب می‌شود تا در پیشرفت داستان، نقشی مشارکتی ایفا کند.

مدیران می‌توانند از این آموزه برای ارتقای اعضای تیم خود استفاده کنند. برای مثال زمانی که می‌خواهید جلسه‌ی توجیهی یک پروژه را برگزار کنید، اطمینان حاصل کنید که فرد مورد اعتماد شما از نتایج مورد نظر، دستورالعمل‌ها، منابع موجود و پیامد‌های اجرای این پروژه آگاهی دارد. اما جزئیات انجام کار را به فرد مورد نظر دیکته نکنید. به این ترتیب حس مالکیت پروژه و امکان نوآوری و خلاقیت به کارمند شما منتقل می‌شود و می‌توانید از چشم‌انداز کاملاً متفاوتی به نتیجه‌ی دلخواه‌تان برسید.

تاریخچه کوتاه از گروههای فشارواهدافشان



تاریخچه کوتاه از گروههای فشارواهدافشان
گروه فشار اولیه


نویسنده: عبدالله ناصری



    در مورد اینکه گروه های فشار چه کسانی هستند و چه هدف هایی دارند زیاد نوشته اند. گروهی با اهداف سیاسی ویژه که می خواهند روندهای قانونی یا مورد اجماع مردم را تحت تاثیر قرار دهند، یا سازمانی داوطلبانه خارج از ساختار سیاست و قدرت رسمی که می خواهند بر همه چیز، همه چیزی که اراده کنند، تاثیر بگذارند. هر تعریفی را بپذیریم اینها هرچند که خود مختل کننده نظم عمومی در جامعه مدنی هستند و بر هم زننده فراگیر دموکراسی، اما به هر شکلی باید آن را یک نهاد و یک واقعیت اجتماعی در هر جامعه دانست. برای شناخت گروه فشار لازم است به لحظه انعقاد سیاسی نطفه آنها توجه کرد. اینها در یک گذر تاریخی و در یک روند تاریخی شکل می گیرند. زمانی نطفه این گروه بسته می شودکه میدان رشد و تلاش پیدا می کنند و بسته به میزان استقبال و اقبال بخش هایی از حکومت یا گروه های ذی نفوذ مدنی یا حکومتی مجال بروز و حیات پیدا می کند. آنچه نباید در آن تردید کرد اینکه گروه فشار باید با یک کانون قدرت سیاسی - مذهبی یا بخش هایی از یک کانون قدرت در ارتباط باشد. در تاریخ معاصر سرزمین خودمان، مواردی از این گروه ها را دیده و درباره آن شنیده ایم. من بر این باورم که بر اساس همین تجربه، همواره دستگاه قدرت از گروه های فشار برای رودررویی با نهاد مدنی بهره می گیرد. گروه های فشار تا حدودی خودجوش به نظر می آیند، اما در روند تلاش و کوشش سیاسی خود در اختیار دیگران هستند. یعنی یک قدرت سیاسی یا یک فرد متقاضی قدرت سیاس ی از آنها برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره می گیرد. یک تجربه تاریخی در تاریخ اسلام که قدمت هزار ساله دارد بیانگر همین نکته مهم است. فرقه اسماعیلیه شیعی در نیمه قرن دوم هجری از درون جامعه جوشید. حدود یک قرن و نیم زندگی مخفی داشت و با تشکیل نخستین دولت رسمی به نام فاطمیان سیاست اعتقادی و حکومتی خود را پیش برد و به مرور که قدرتمند شد، انشعاب درونی خود را رقم زد. از دل این جریان مشروع سیاسی – دینی انشعابی رخ داد به نام نزاریان شام که مصداق یک گروه بزرگ فشار بودند و برای تحقق اهداف خود دست به هر کاری می زنند حتی آدم کشی. البته این نزاریان شاه با کل نزاریان که در ایران به قدرت حسن صباح پدید آمدند و با سلاجقه در نبرد شدند، بلکه انشعابی از آنها در شام و در شرق مدیترانه. آنها با اینکه به ظاهر مسلمان بودند اما برای هدف سیاسی خود گاهی با دشمن اصلی مسلمانان یعنی صلیبی ها نیز هماهنگ می شدند. گروه فشار نزاری شام همچنین در اختیار قدرتمندان حاکم در شام قرار می گرفت. برای نمونه رضوان امیر سلجوقی شام برای از میان برداشتن جناح الدوله حسین، حاکم حمص و رقیب خود از آنها بهره گرفت و این گروه فشار هم در یک روز جمعه او را کشت. نزاریان شام این روند را ادامه دادند. قتل مودود اتابک موصل که دشمن صلیبی ها بود به دست آنها، یک همسویی میان نزاریان و صلیبی ها ایجاد کرد. آنچه مهم است اینکه نزاریان برای حفظ موقعیت خود و البته اهداف حزبی شان، گاهی عکس این روند را دنبال می کردند. مناسبات خود را با صلیبی ها تقویت می کردند و با صلیبی ها معامله می کردند تا از رقیبان و دشمنان مسلمان آنها امتیازی کسب کنند. گاهی هم در مقابل خشونت امیران مسلمان با صلیبی ها هم پیمان می شدند. فشار گروه نزاری شام بر طرفین مسلمان و صلیبی ها، تا پایان جنگ های صلیبی ادامه داشت. آنچه در این میان بود برای نزاریان شام اهمیت داشت، چیزی نبود جز حفظ و تقویت موقعیت خود. آنها تنها به «پیر» خود یا «شیخ جبل» می اندیشیدند، همو محور همه فهم و درک یک نزاری به شمار می رفت. در آن سوی صحنه جنگ صلیبی هم گروه فشاری وجود داشت که در پی هدف های ویژه خود بودند و دست به هرکاری می زدند. اگرچه ما آنها را بیشتر یک فرقه مذهبی – نظامی می نامیم ولی مسلم است رفتار آنها در زمان جنگ صلیبی از آنها گروهی با همان تعریف اولیه یعنی گروه برهم زننده نظم عمومی با اتکا به قدرت سیاسی ساخته است. یکی از بارزترین و فعال ترین این گروه های فشار، «شوالیه های معبد» بودند. نخستین گروه نظامی که با شعار «عشق و خدمت به مسیح» به سرزمین مقدس سفر کرد و برای هدف های به ظاهر دینی خود شمشیر می زد. اسقف اعظم بیت المقدس به این گروه فشار سه سوگند رهبانیت آموخت: سوگند فقر، سوگند پاکدامنی و سوگند اطاعت. یعنی سه وظیفه اصلی، اطاعت مطلق از پاپ، معیشتی فقرآلود و رعایت پاکدامنی و صلاح در رفتار سه وظیفه یی که با افزایش قدرت شوالیه های معبد، روز به روز کمرنگ تر می شد. گروه فشار از اساس پس از مدتی که قدرت گرفت دیگر نه به مخدوم خود گوش می سپرد و نه پایبند شعارهای اصلی اولیه است. شوالیه های معبد، مسجدالاقصی را به عنوان دخمه و معبد خود انتخاب کردند و یک خطیب کلیسایی را به نام برنارد کلروایی را در اختیار هدف خود گرفتند. آنها شوالیه گری در خدمت خدا را ترویج می کردند. اما دوره دلمشغولی، «مسیح محوری» آنها دیری نپایید. از همان مسیح پرشکوه که شوالیه معبد با جنگ به او خدمت می کند، همان مسیح رنج دیده که شوالیه با مرگ خود از او تقلید می کند و همان مسیح بی دفاع که با دفاع از پیروانش از او دفاع می کردند به زودی جز شماری نماند. قدرت و ثروت درهم آمیخته این گروه موجب شد که همان کلیسا و همان پاپی که در طلیعه قرن دوازدهم میلادی موجودیت آنها را اعلام کرد در آغاز قرن چهاردهم آنها را منحل و رهبران شان را بسوزاند. گروه فشار بر این باور است که آنها نفرات برگزیده خدا هستند که در درون یک جامعه تحت پرچم خداوند جمع شده اند. حتی به مرور این باور را می پذیرند که آنها مدافعان دین هستند و وظیفه یی جز « پالایش وطن» و در نهایت «پالایش جهان» ندارند. ایده «مدیریت جهانی» از همین نگاه بر می خیزد. تجربه تاریخی نشان داده که کنترل این گروه ها کار ساده یی نیست. یا دولت ملی با تمام قدرت باید آن را از بین ببرد هم چنان که دولت ممالیک مصر و شام موفق به حذف نزاریان پرفشار شدند یا آنچنان پرقدرت می شوند که همان نهاد پدیدآورنده خود را تکفیر و حذف کند. همان گونه که کلیسا که خود تایید کننده و قدرت بخش شوالیه های معبد بود، پس از دو قرن این عامل مزاحم را تکفیر، اموالش را مصادره و رهبرانش را محاکمه کرد.
   

احمدی نژاد در واردات کالا نیز رکورد شکست(49درصدسهم دولت مهرورز اوست)


احمدی نژاد در واردات کالا نیز رکورد شکست(49درصدسهم دولت مهرورز اوست)

سهم 49 درصدی احمدی‌نژاد در آمار 40سال گذشته
1176میلیارددلار واردات ایران
شرق: ارز اختصاص داده‌شده به واردات کالا و خدمات از سال‌های 52 تا 91 بالغ بر 1176/5 میلیارددلار است که این رقم نشان می‌دهد، در طول 40سال گذشته به میزان 1176/5 میلیارددلار ارز در قالب واردات از کشور خارج شده است.
کمیسیون اقتصاد کلان اتاق بازرگانی صنایع و معادن ایران به تازگی آماری را از وضعیت ارز اختصاص داده‌شده به واردات کالا و خدمات منتشر کرده است. بر اساس این آمار، در این 40سال (1352 تا 1391) هزارو36میلیارددلار ارز فقط صرف واردات کالا از خارج شده است. در مقابل این رقم بزرگ 140میلیارددلار قرار دارد که در این دوره زمانی 40ساله به واردات خدمات از سایر کشورها به ایران اختصاص داده شده است. از این‌رو در طول این 40سال 1176/5 میلیارددلار کالا و خدمات به کشور وارد شده که قابل‌تامل است. در صورتی که رقم واردات در 40سال مورد بررسی را تنها با دو دولت محمود احمدی‌نژاد مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم 49درصد کل واردات در این مدت در هشت‌سال دولت‌های محمود احمدی‌نژاد انجام شده است. به این ترتیب ارزهای خارج‌شده از کشور از طریق واردات کالا بالغ بر 511/3 میلیارددلار می‌شود. به بیانی دیگر نیمی از منابع ارزی کشور در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد تلف شده‌ است.
بررسی روند واردات در برنامه‌های اول تا چهارم توسعه نشان می‌دهد رکورددار باز هم احمدی‌نژاد است.
در هر یک از برنامه‌های اول تا سوم توسعه به ترتیب 99/5 ، 70/8 و 126/3میلیارددلار واردات انجام شد درحالی‌که در برنامه چهارم که از سال 84 تا 88 در حال اجرا بود، 291/0میلیارددلار کالا راهی کشور شد. در طول برنامه‌های اول تا سوم توسعه مجموعا 6/296میلیارددلار کالا سر از بازارهای کشور درآورد که این رقم با مجموع واردات انجام‌شده در پنج‌سال برنامه چهارم توسعه که معادل 291/0میلیارددلار است، برابری می‌کند. نکته قابل‌تامل در این زمینه میزان واردات کالا از ابتدای انقلاب تا آغازین سال اجرای برنامه اول توسعه است. در این 10سال میزان واردات کالا 137/8میلیارددلار بود که کمتر از نصف واردات انجام شده در طول پنج‌سال برنامه چهارم توسعه برآورد می‌شود. در طول پنج‌سال اجرای برنامه پنجم عمران (1352 تا 1356) 64/1میلیارددلار کالا وارد کشور شد که در مقایسه با برنامه چهارم توسعه (1384 تا 1389) 4/5برابر کمتر است. احمدی‌نژاد در واردات خدمات به کشور هم رکورددار است. در هر یک از برنامه‌های اول تا سوم توسعه به ترتیب19/9، 10/3، 22/8میلیارددلار صرف واردات خدمات شد، در حالی که این رقم در برنامه چهارم توسعه یعنی زمان احمدی‌نژاد 40میلیارددلار بود. واردات خدمات از پایان سال1357 تا اولین سال اجرای برنامه اول توسعه 9/7میلیارددلار و در طول برنامه پنجم عمرانی (1352 تا 1356) 5/5میلیارددلار بوده که این نیز در مقایسه با میزان واردات در برنامه چهارم توسعه بسیار کمتر است.
افزایش واردات در هشت‌سال دولت محمود احمدی‌نژاد تکرار ماجرای سال‌هایی است که قیمت نفت بالارفت و به‌تبع آن مقدار واردات کالا نیز افزایش یافت. در واقع بین افزایش واردات و قیمت نفت رابطه مستقیمی وجود دارد به‌طوری‌که هر چه قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش ‌یابد به همان میزان واردات هم در مدار صعودی قرار می‌گیرد. دولت‌های نهم و دهم به واسطه افزایش درآمدهای نفتی در هشت‌سال گذشته واردات بی‌رویه را در پیش گرفتند درحالی‌که اگر همین منابع که از فروش نفت به جیب دولت وقت رفته بود، برای توسعه میادین و پروژه‌های نفتی و گازی به کار گرفته می‌شد الان به جای 10 فاز از 28فاز پارس‌جنوبی تمامی آنها به بهره‌برداری رسیده بودند و سهم قطر هم به جای 60درصد از میدان مشترک به کمتر از اینها بالغ می‌شد. در واقع در این سال‌ها فقط تولید زمینگیر شد و بنیه اقتصادی کشور نحیف‌تر از قبل. البته روند رشد واردات در دولت یازدهم اصلاح‌شده و امید است برای سومین‌بار ماجرای افزایش واردات به‌تبع افزایش قیمت نفت در تاریخ اقتصاد ایران تکرار نشود.

فلسفه و فراز و فرود جهانی



فلسفه و فراز و فرود جهانی


نگاهی به کتاب «فراز و فرود فلسفه در ایران و جهان»
بازگشت به فلسفه
کیهان چگونه به‌وجود آمده، منشأ پیدایش جهان چیست، آرخه یا عنصر نخستین جهان کدام‌یک از عناصر چهارگانه است، دولت- شهر را چگونه باید اداره کرد، مرگ، تولد، اخلاق و فضیلت، خیر و شر، زشت و زیبا، دوست و دشمن و... همگی پرسش‌ها و مفاهیمی است که انسان از لحظه آغاز تفکر با آنها دست به گریبان است. ردپای کنش- تفکر را باید در ارتباط میان فلسفه با سیاست، متافیزیک، هنر، علم، اخلاق و الهیات جست‌وجو کرد.
فلسفه دایما قلمرو خود را جزیی و جزیی‌تر می‌کند. اما تدریس فلسفه در ایران غالبا بر محور حافظه و از برکردن تاریخ فلسفه می‌چرخد. حال آنکه درست اندیشیدن و روشمند فکرکردن نیاز واقعی جهان امروز است و محفوظات به تنهایی گرهی از کوه عظیم مشکلات نمی‌گشاید. در کنار مبانی هستی‌شناسانه، نسبت فلسفه با قدرت و سیاست نیز از جمله مباحثی است که برای فلسفه مهم بوده و هست. هرمز ممیزی در کتاب «فراز و فرود فلسفه در ایران و جهان» کوشیده تا این پرسش‌ها و مبانی را در قالبی ساده و روان جمع‌آوری کند. هدف کتاب با ضرورت آموزش فلسفه به کودکان و نوجوانان دنبال می‌شود: «آموزش فلسفه به کودک، تفکر او را در زندگی رشد می‌دهد». نگارنده در این کتاب در تلاش است تا مفاهیم اصیل فلسفه و اندیشه متفکران شرقی و غربی را گام‌به‌گام برای کودکان و نوجوانان تشریح کند تا آنها ضمن یادگیری مهارت استدلال و خردورزی، خلاقیت و نگرش عمیق به مسایل را تمرین کنند.
این کتاب در سه بخش جمع‌آوری شده که نگارنده در فصل نخست به چیستی فلسفه، حکمت، منطق، علم کلام، تاریخ فلسفه، عصر رنسانس، نگاهی تازه به جهان و موضوعاتی دیگر که به اندیشه‌های بنیادی در فلسفه می‌پردازد. در بخش بعدی به فلسفه و پیام‌آوران ایرانی می‌پردازد. او در بخش زندگی و آرای متفکران شرقی، بزرگانی همچون زردشت، مانیف مزدک، فارابی، ابن‌سینا، خوارزمی، خیام، ابوریحان بیرونی، سهروردی، ملاصدرا و زکریای رازی را شرح می‌دهد. در بخش آخر فرهنگ هند و اروپایی را توضیح می‌دهد.
نگارنده در این بخش به شرح و بررسی آرای متفکرانی نظیر بودا، تالس، پارمندیس، هراکلیتوس، امپدوکلس، ارشمیدس، زنون، سقراط، افلاتون، ارسطو، کپرنیک، نیوتن، داوینچی، جان لاک، اسپینوزا، کانت، هگل، مارکس، نیچه، هابرماس، ویتگنشتاین، هایک، فریدمن، سارتر، آرنت، جان دیویی و دیگر متفکران غربی می‌پردازد.

  

کودکان سرطانی محک وجای خالی مرحوم پروفسور پروانه وثوق


 کودکان سرطانی محک وجای خالی مرحوم پروفسور پروانه وثوق

گرامیداشت خدمات علمی مرحوم «پروانه وثوق»
 پروفسور «پروانه وثوق» که از ابتدای تاسیس محک همواره در کنار بنیانگذاران این موسسه بود، پس از پنج‌دهه خدمت پزشکی به کودکان سرطانی، 29اردیبهشت‌ 1392 درگذشت. او با علم و دانش خود هزاران کودک مبتلا به سرطان را قدم به قدم در مسیر درمان و بهبودی همراهی ‌‌کرد و دستان نوازشگرش، هیچ‌گاه عشق و درمان را از آنها دریغ نکرد.
مرحوم سرکار خانم دکتر «پروانه وثوق» پس از خاتمه تحصیلاتش در رشته پزشکی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد و دوره انترنال و رزیدنتی (دستیاری) کودکان را در مراکز مهم پزشکی ایالات‌متحده آمریکا گذراند و پس از آن، برای گذراندن دوره فوق‌تخصصی هماتولوژی و آنکولوژی کودکان به واشنگتن رفت و در دانشگاه «جرج تاون» دوره فوق‌تخصصی هماتولوژی و آنکولوژی کودکان را به اتمام ‌رساند. ایشان برای مدتی در مرکز «MD Anderson» در بوستون به عنوان عضو هیات علمی مشغول به کار شد. در سال۱۳۴۷ برای دیدار از پدر و مادر خود که دچار بیماری بودند، به ایران بازگشت و با توجه به شرایط نابسامانی که کودکان مبتلا به بیماری‌های خونی و سرطانی در ایران داشتند، از ادامه کار در آمریکا منصرف شد و خدمت به هم‌میهنان خود را هدف اصلی خود قرار داد. وی از ابتدا در بیمارستان کودکان علی‌اصغر (شهرآرا سابق) شروع به فعالیت کرد و اولین بخش هماتولوژی و آنکولوژی کودکان را تاسیس کرد.
خانم دکتر «وثوق» با توجه به مرتبه علمی خود، به‌عنوان مشاور در بخش کودکان مرکز پزشکی شهدای تجریش فعالیت می‌کرد. در سال۱۳۵۳ با شروع به کار اینجانب در آن مرکز، مقدمه همکاری تنگاتنگ ۴۰ساله ما آغاز شد. با همکاری ایشان و چند نفر از همکاران در آن مرکز، اولین بخش درمان سرپایی بیماران مبتلا به سرطان را راه‌اندازی کردیم. در آن زمان کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور، بخش بزرگی از مراجعان به مراکز درمانی را تشکیل می‌دادند. از این‌رو با کمک مرحوم دکتر «مینا ایزدیار» و همکاران دیگر و همچنین اداره مبارزه با بیماری‌های غیرواگیردار، برای مقابله با این بیماری (که بار سنگین اجتماعی و درمانی دربرداشت) برنامه‌ریزی‌هایی مدون انجام شد که شامل غربالگری ناقلان ژن تالاسمی پیش از ازدواج، تشخیص جنینی مبتلایان به تالاسمی ماژور و قطع بارداری و احداث مراکز درمانی برای مبتلایان به تالاسمی ماژور در کنار پایگاه‌های اهدای خون در اقصی نقاط ایران بود. در ضمن، در همین راستا برنامه درمانی این بیماران طبق استانداردهای بین‌المللی در کلیه مراکز تدوین شد و در مراکز یادشده به اجرا درآمد.
سرکار خانم دکتر «وثوق» در سال‌های ۱۳۶۰ به درجه استادی نایل شد. همچنین مرکز هماتولوژی، آنکولوژی کودکان که تحت سرپرستی ایشان قرار داشت، یکی از سه‌مرکز آموزش فوق‌تخصصی این رشته شناخته شد. وی نه‌تنها در زمینه هماتولوژی و آنکولوژی کودکان فعال بود، بلکه در انجمن کودکان ایران نیز نقش فعالی داشت. وی با توجه به نابسامانی وضعیت درمانی کودکان مبتلا به سرطان در شکل‌گیری موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان به نام محک در اوایل سال ۱۳۷۰، نقش بزرگی ایفا کرد. با توجه به گسترش فعالیت موسسه محک در تاسیس نقاهتگاه برای والدین بیماران شهرستانی در تهران و سپس تشخیص نیاز به احداث بیمارستانی برای تشخیص و درمان جامع کودکان مبتلا به سرطان، قدم‌های موثری برداشت.  خانم دکتر «وثوق» پس از بازنشستگی، به‌طور داوطلبانه (بدون دریافت حقوق) سرپرستی بیمارستان فوق‌تخصصی محک را تا زمان وداع ابدی خود عهده‌دار بود و در تمام طول فعالیت پربار خود، بیمارستان علی‌اصغر و سپس محک را خانه خود می‌دانست و همواره در خدمت بیماران بود. وی همیشه همراه، راهنما و یاری‌رسان همکاران خود نیز بود. ۱۷نفر فوق‌تخصص هماتولوژی و آنکولوژی نزد وی آموزش دیدند و هم‌اکنون در مراکز خون و آنکولوژی در سراسر کشور در حال فعالیت هستند. سرکار خانم دکتر «وثوق» در کنار آموزش دستیاران و درمان کودکان، علاقه زیادی به پژوهش داشت و در طول فعالیت‌های خود، استاد راهنمای بیش از صد متقاضی گذراندن تز دکترا بود. وی همچنین پیوسته در کنگره‌های بین‌المللی حضور فعال داشت و در شناساندن فعالیت‌های محک نقش مهمی ایفا می‌کرد. دکتر «وثوق» همچنین در اولین کنگره بین‌المللی سرطان کودکان ایران و کنگره «Siop Asia» در کیش، نقش محک را در ارایه خدمات پزشکی جامع به کودکان مبتلا به سرطان تبیین کردند. خانم دکتر «پروانه وثوق» انسانی والا، علاقه‌مند به خانواده، ایران و هم‌میهنان خود بود و در این راستا از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد. رابطه ایشان با همکاران، دانشجویان، بیماران و والدین کودکان همواره دوستانه و همراه با توجه مادرانه بود.  دکتر وثوق با مهربانی، بردباری، دانش ارزشمند و وارستگی از مسایل مادی، تلاش خود را تا آخرین روز حیات در جهت بهبود و خدمت‌رسانی به کودکان مبتلا به سرطان ادامه داد. از این استاد فرزانه بیش از صدعنوان مقاله و کتاب در زمینه بیماری‌های خون و سرطان کودکان به جای مانده است.
حضور فعال او در انجمن‌ها و برنامه‌های تخصصی بین‌المللی چون انجمن بین‌المللی سرطان اطفال (SIOP)، اتحادیه بین‌المللی کنترل سرطان (UICC)، شبکه بین‌المللی تحقیق و درمان سرطان (INCTR)، اتحادیه سرطان کودکان خاورمیانه (MECCA)، برنامه سرطان اطفال در کشورهای در حال توسعه (PODC)، ریاست برد فوق‌تخصصی خون و سرطان کودکان و عضویت در فرهنگستان علوم پزشکی ایران نشان از دانش و تخصص حرفه‌ای اوست.  محک افتخار دارد که در طول 22سال فعالیت خود، همواره از حضور این پزشک عالیقدر، در جهت ارایه بالاترین سطح کیفی درمان به کودکان مبتلا به سرطان بهره‌مند بوده است و قدردان عشق خالصانه اوست. سرکار خانم دکتر «وثوق» به عنوان پایه‌گذار هماتولوژی و آنکولوژی نوین کودکان در ایران نامشان همواره جاودان خواهد بود. روانش شاد باد.