رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول
رضا بژکول

رضا بژکول

وب سایت شخصی رضا بژکول

نسل کشی در غزه چه کسی پاسخگوست؟


نسل کشی در غزه چه کسی پاسخگوست؟



بی سرزمین 
علامتی که می شنوید، سونامی مرگی ظالمانه است


نویسنده: محمود معتقدی


از غزه/ تنها پیراهن سرخی برجاست/ این ظالمان زنجیری/ با تو چه نمی کنند؟/ تاریخ/ روزی انتقام تو را می گیرد/
    
    دخترم/ پسرم!/ دیروز/ موج دریای خون تو بود/ فردا/ به بندر جنون ات سفر خواهیم کرد/ با مردان و زنان سوزان ات/ تابستان بدی می گذرد/ برادران دنیایی ات/ چه ساکتند؟/ «گریه را به مستی بهانه کن!»/ پدر!
    
    نسل کشی در غزه/ به اوج می رسد و/ ویرانه ها/ به صف/ آسمان/ یک نفر/ کودکان را دریابد/ دسته دسته/ به آوار می روند و/ با پیراهن سبز و آبی شان/ با لبخند کوچک کوچک کوچک شان!/ دل من/ شرمساری ات را پنهان کن!
    

    گاهی حس مرگ/ شبیه باران/ بر سرت می بارد/ پشت این هیاهو/ کسی می میرد و/ کسی می آید/ چقدر به آزادی ات دل می بندی؟/ با تو گم می شوم!
    
    پای تان را از گلوی غزه بردارید/ آسمان/ جهان شما را می شنود/ دنیا/ جفای شما را می بیند/ دست از ماشه های تان بردارید/ خدا را خوش نمی آید
    
    وقتی کودکی ظالمانه می میرد/ روح زمان فرو می ریزد و/جهان/ از رفتن اش باز می ماند/ نگذارید/ لبخند بچه ها / اینگونه به خاک افتد/ دست و دلم/ هنوز می لرزد
    
    جهان/ آخرین بوسه اش را از تو دریغ می بیند/ کودکان دمشق/ کودکان موصل/ کودکان غزه/ کودکان تو/ کودکان من/
    
    کودکان تشنه از بیداد/ دوشنبه هایت/ اینگونه به باد می رود/ گریه کن
    

    تیرماه 93


    جنایت صبرا و شتیلا
   

نامه خداحافظی غم انگیز علی کریمی از فوتبال به همراه نامه علی کریمی به ناصر خان حجازی(دو اشطوره فوتبال در تاریخ ایران)


نامه خداحافظی غم انگیز علی کریمی از فوتبال به همراه نامه علی کریمی به ناصر خان حجازی(دو اشطوره فوتبال در تاریخ ایران)



نامه خداحافظی علی کریمی: راهی جز ترک صحنه برایم نمانده/ تن به بازی خداحافظی‌ که بوی ریا دارد،نمی‌دهم


ورزش > فوتبال ملی - علی کریمی پس از خداحافظی از دنیای فوتبال نامه‌ای خطاب به هوادارانش نوشت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ علی کریمی کاپیتان سابق تیم ملی و پرسپولیس امروز (یکشنبه) برای همیشه از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. او پس از آویختن کفش‌هایش نامه‌ای خطاب به هوادارانش نوشت که آن را در زیر می خوانید:

به نام خالق هستی

میخی بر دیوار کوبیدم و کفش ها را آویختم


خداحافظی همیشه تلخ و ناگوار است. جدایی از عشقی که تار و پود وجودت را در تصرف دارد، کار آسانی نیست. یک بار صرفا تحت تاثیر خداحافظی غریبانه مهدوی کیا تصمیمی احساسی گرفتم و از فضای اندوه بار آن همه بی‌اعتنایی مرا از فوتبال بیزار کرد و خود را در پایان دیدم. هر چند همین تصمیم احساسی و عجولانه باعث شد تا برخی‌ها همه چیز را تمام شده بدانند و مرا با دست خود به مسلخ ببرند. با توجه به شرایطی که در آن قرار دارم راهی جز ترک صحنه برایم نمانده. این تصمیم را در حالی که تمام وجودم را شک، تردید و اندوهی ناشناخته گرفته با مردم خوب و مهربان وطنم به اشتراک می گذارم... تصمیمی قطعی و برگشت‌ناپذیر.


از این پس هوادار متعصب برای تیم محبوبم پرسپولیس و تیم ملی کشورم خواهم بود. دوست دارم و این را وظیفه خود می‌دانم از تمامی سروران و مهرآفرینانی که مرا از یک فوتبال خیابانی به میادین جهانی همراهی و مساعدت نمودند تشکر کنم و البته تقاضا دارم تا اشتباهات و خطاهای این حقیر که در مقاطعی موجب آزردگی خاطر، نگرانی و رنجش احساسات پاکشان شده بخشیده و مورد عفو قرار دهند.

من، علی کریمی هر چه دارم بعد از خدا، از فوتبال و محبت مردم است که البته هرگز خود را شایسته این همه محبت و لطفا نمی‌دانم چرا که در حقیقت قهرمان واقعی این مرز و بوم آنهایی هستند که به خاطر آرامش من و امثال من از آسایش و جان خود گذشتند تا این آرامش و آسایش نصیب ما شود. از همین رو دورود و سپاس به شهدا و جانبازان راه وطن و آزادی. این عزیزان را شایسته و لایق بالاترین ستایش‌ها می‌دانم.


اما از اینکه نتوانستم با پیراهن تیم محبوبم پرسپولیس فوتبال را ترک کنم اصلا ناراحت نیستم زیر این اتفاق عجیبی نیست! هرگز تن به بازی خداحافظی که متاسفانه در فوتبال ما نوعی حرکت تشریفاتی، تبلیغاتی و بعضا ریاکارانه است نخواهم داد. بسیاری از بزرگان فوتبال ما بی سروصدا خاموش شدند و به گورستان فراموشی رهسپار گردیدند...!


در خاتمه قلبا اعلام می‌دارم که با خداحافظی از فوتبال تمامی حوادث و حاشیه‌هایش را هم در همان زمین خاک کرده و آنچه در این مسیر برایم پیش آمده را تنها چالش‌ها‌، رقابت‌ها و احساسات منطقی می‌دانم.

و بالاخره کلام آخر باز با هواداران که همواره برایم اهمیت بالایی داشته و خواهند داشت: "شما همیشه در قلب من خواهید بود. از احترامی که طی این سال‌ها نسبت به من داشته‌اید لذت بردم و سپاسگزارم."


سرانجام باید از این خاک رفت ... خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت


خاک پاک تمام ایرانیان علی کریمی


یاداشت


علی کریمی انصافا برای فوتبال ایران زحمات زیادی کشید خدایا هرکجا که هست یاورش باش.



تو اسطوره‌ای چون همیشه خلاف جهت آب شنا کردی
علی کریمی به مناسبت افتتاح سایت ناصر حجازی نامه‌ای برای وی نوشت.
-  به گزارش سایت ناصر حجازی، علی کریمی که در تیم شالکه آلمان عضویت دارد در مورد افتتاح سایت ناصر حجازی مطلب زیر را نوشته است:

"در حالی که فضای فوتبال را ریا کاری و تظاهر مسموم کرده است و در روزگارانی که نوکرم و چاکرم های مصنوعی و مصلحتی همه جا رایج شده است، ناصر حجازی را باید اسطوره ای با شخصیت، چهره ای یکرنگ و استثنایی در این فوتبال به حساب آوریم.

او سال های سال در کنج خانه اش و بی توجه به هیاهوی پوشالی اطراف خویش، سخت ترین تبعیض ها، ظلم ها و بی اعتنایی ها را دیده اما به هیچ قیمتی حاضر نشده است تا به فروش گذاشته شود.

این اسطوره به واقع کمیاب ما، کرنش را بلد نیست. ناصر حجازی چهره ای مقاوم در مقابل زورگویان است. او بدون هیچ ملاحظه کاری معایب را می گوید و دلسوزی راستین می باشد که هرگز تن به خوش خدمتی نداده است و حرف هایش همواره در راستای مصلحت فوتبال و ضد مصلحت شخصی خویش بوده است.

هر چند این روزها که حال و روز خوشی ندارد، صاحب منصبان پست و مقام های گوناگونی به او تعارف می کنند اما ای کاش آن روزگارانی که حجازی بخاطر بی اعتنایی ها مجبور به زندگی سخت و طاقت فرسا در بنگلادش شده بود، او را به بازی می گرفتند.

هر چند که حجازی اهل بازی نبوده و نیست که اگر این طور بود، هیچ گاه حجازی نبود. او همیشه خواسته خودش باشد. درود به مرام و عزت او که می توانیم همواره به چنین اسطوره ای افتخار کنیم و مرام و معرفت ایشان را برای دیگران الگو سازی نماییم. مردی که هیچ گاه دنبال باد نرفته است و همواره در تلاطم و جهت خلاف جریان آب شنا می کند.

در خاتمه، فوتبال تمام می شود، همانطور که سال هاست فوتبال را برای حجازی تمام کرده اند اما آنچه از ایشان باقی مانده است همانا شخصیت منحصر به فرد، مرام پهلوان منشانه و یکرنگی های همیشگی اش است. خدایا او را برای ما حفظ کن.

با تقدیم احترام



علی کریمی "

غزه وجنگ نابرابر اسرائیل علیه فلسطین


غزه وجنگ نابرابر اسرائیل علیه فلسطین


جند  روزی است که اسرائیل در یک جنگ نابرابر و با حمایت بعضی کشورهای قدرتمند در نوار غزه قد علم کرده و فاجعه فجیعی به بار آورده، و از آن طرف دنیای متمدن  مثل گذشته در خواب خرگوشی فرو رفته است، اگر این حادثه و کشتار به عکس جندین اسرائیلی را به خاک وخون  می کشید این گونه  جهانیان سکوت می کردند؟ جرا  قدرتها   وقتی مسلمانها در یک نقطه از جهان کشته و به خاک و خون کشیده می شوند با سکوت خود ازآن  می گذرند ؟ گناه مردم مسلمان فلسطین جیست که باید فرزندان و کودکانشان را در یک جنگ نابرابر  از دست بدهد؟ تا دولتهای جهان در مقابل این جنایت سکوت کنند نه کشورهای جهان بلکه  بعضی از کشورهای اسلامی نیز در خاورمیانه  با سکوت خود این حملات را  تایید کنند ، از طرفی هیچ حرکتی از فراخوان کشورهای اسلامی برای نشست صوری هم که باشد  نمی بینیم،  کجایند مدعیان حقوق بشر که کودکان فلسطین غرق در خون را نمی بینند اما برای کشنه شدن جند اسرائیلی قیطریه رابه آتش می کشند، اگر این کشتار بی رحمانه کودکان تنها در یک کشور اروپایی  و با  غرب رخ می داد باز شاهد سکوت مجامع بین المللی بودیم؟  بهتر نیست که سازمان ملل با قدرت تمام در مقابل این کشتار موضع گیزی کنند واجازه ندهند کشتار به این وسعتی ادامه پیدا کند؟  پس نقش سازمانهای بین المللی چیست؟ گرچه برای همه گویاست که این جنگها ابزاری هستند برای قدرتها تا اهداف خود در را به پیش ببرند و با ایجاد بحران افرینی در کشورهای ضعیف (اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،و....)برنامه های از قبل طراحی شده خود را عملی سازند  هم ابزارهای تسلیحاتی خود را بفروشند و هم کشورها را وابسته به خود نگهدارند (که نمونه آن را در عراق و افغانستان و اکراین و..)می بینیم .

 ایجاد درگیریهای قومی و نژادی وحمایت از افراطیونی مثل داعش،طالبان،و...گروهای دیگر افراطی از نشانه های بحران افرینی است که هر روز ما شاهد آن در خاورمیانه و کشورهای دیگر هستیم. امید آنکه ملتها  بخصوص مردم خاورمیانه با آگاهی بیشتر از این ترفند قدرتهای جدید و قدیم خود را باز یابند وبه جای افتادن در دام تفرقه اندازان دست به دست هم داده و به سوی رشد و شکوفایی به پیش روند .

درنهایت ملتهای موفق هستند که با آگاهی کامل از موقعیتهای منطقه و جهان و اوضاع داخل کشور خود  از  آشفته بازاری که ایجاد شده نجات یابند.



رضا بژکول      دانشجوی ارشد علوم سیاسی


جنایت صبرا و شتیلا

جامعه جهانی و جنایات در غزه


جامعه جهانی و جنایات در غزه



تیتر مصور 
غزه و جامعه جهانی



طرح: علی دیواندری
طرح: علی دیواندری

دکتر شریعتی و اثرات شب قدر

دکتر شریعتی و اثرات شب قدر

شب قدر از دیدگاه دکتر علی شریعتی

اناانزلناه فی لیله القدر 
و ماادریک ما لیله القدر 
لیله القدر خیر من الف شهر 
تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر 
سلام هی حتی مطلع الفجر » 
« ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر 
و چه میدانی که شب قدر چیست؟ 
شب قدر از هزار ماه برتر است 
فرشتگان و آن روح دراین شب فرود میآیند 
به اذن خداوندشان از هر سو 
سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان میشکافد!
تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرنها از پس قرنها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسلها در پی نسلها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگیها، اندیشهها و آرمانها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شبهای پیوسته، آشوبی، لرزهای، تکان و تپشی که همه چیز را بر میشود و همه خوابها را برمیآشوبد و نیمه سقفها را فرو میریزد. انقلابی در عمق جانها و جوششی در قلب وجدانهای رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانههایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسانها، همه اسکلت شدهاند، فرود آمدهاند. 
این شب قدر است. 
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدیر بر یک انسان نو، آغاز فردایی که تاریخی نور را بنیاد میکند. این شب از هزار ماه برتر است، شب مشعری است که صبح عید قربانی را در پی دارد و سنگباران پرشکوه آن سه پایگاه ابلیسی را! شب سیاهی که در کنار دروازه منی است، سرزمین عشق و ایثار و قربانی و پیروزی! 
و تاریخ همه این ماههای مکرر است، ماههایی همه مکرر یکدیگر، سالهایی تهی و عقیم، قرنهایی که هیچ چیز نمیآفرینند، هیچ پیامی بر لب ندارند، تنها می گذرند و پیر میکنند و همین و در این صف طولانی و خاموش، هر از چندیشبی پدیدار میگردد که تاریخ میسازد، که انسان نو میآفریند و شبی که باران فرشتگان خدایی باریدن میگیرد، شبی که آن روح در کالبد زمان میدمد، شب قدر! 
شبی که ازهزار ماه برتر است، آنچنانکه بیست و چند سال بعثت محمد، از بیست و چند قرن تاریخ ما برتر بود. سالهایی که آن «روح» برملتی و نسلی فرود میآید از هزار سال تاریخ وی برتر است. و اکنون، براندام این اسلام اسلکت شده، برگور این نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سیاهی و ظلمت و وحشتشب هست، اما شب قدر؟ 
شبی که باران فرو میبارد، هر قطرهاش فرشتهای است که بر این کویر خشک و تافته، در کام دانه ای، بوته خشکی و درخت سوختهای و جان عطشناک مزرعهای فرو میافتد و رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید میدهد. چه جهل زشتی است در این شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطرهای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن، خشک و غبار آلود زیستن و مردن! هرکسی یک تاریخ است. عمر، تاریخ هر انسانی است و در این تاریخ کوتاه فردی، که ماهها همه تکراری و سردوبی معنی می گذرد، گاه شب قدری هست و درآن از همه افقهای وجودی آدمی فرشته میبارد و آن روح، روح القدس، جبرئیل پیامآور خدایی برتو نازل میشود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ، از انزوای زندگی و اعتکاف تفکر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی کوه فردیت خویش به سراغ خلق فرودآمدنی و آنگاه، در گیری و پیکار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ایثار خویش به پیام! 

که پس از خاتمیت، پیامبری نیست، اما هر آگاهی وارث پیامبران است! آن «روح» اکنون فرود آمده است، در شب قدر بسر میبریم. سالها، سالهای شب قدر است، در این شبی که جهان ما را در کام خود فرو برده است و آسمان ما را سیاه کرده است، باران غیبی باریدن گرفته است، گوش بدهید، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را میشنوید، حتی صدای روییدن گیاهان را درشب این کویر میتوان شنید. 
سلام بر این شب، شب قدر شبی که از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد، گل سرخ فلق برلبهای فسرده این افق بشکفد و نهر آفتاب بر زمین تیره ما ... و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد. تا صبح بر اینشب سلام !