این پرسش را بی پاسخ نگذارید
پخش مجموعه تلویزیونی «هفت سنگ» اگر هیچ منفعتی نداشته باشد، همین که
بتواند عمق سیاست های دوگانه را در جامعه نشان دهد مفید است. برخی از
ناظران به این مجموعه معترض شده اند که چرا از محصولات فرهنگی غربی نسخه
برداری شده است. برخی نیز معترض هستند که چرا این نسخه برداری را به طور
رسمی اعلام نکرده اند و با بی صداقتی در صدند که مجموعه تلویزیونی مذکور را
به عنوان تولید داخل جا بزنند. ناظران خارجی هم معترض این نکته شده اند که
چرا قانون کپی رایت در ایران رعایت نمی شود و باید حق تالیف سازنده اصلی
مجموعه در امریکا که نامش «خانواده مدرن» است، پرداخت می شد. درباره نخستین
ایراد باید گفت که اصل نسخه برداری مذموم نیست، به شرطی که اشکال دوم وجود
نداشته باشد و به طور صریح اشاره شود که ایده اصلی این فیلم یا سریال از
کجا گرفته شده است. در مورد رعایت حق تالیف (کپی رایت) هم باید گفت این
مشکلی است که در همه حوزه های جامعه وجود دارد. هرچند در صدا و سیما شدت
بیشتری دارد ولی باید خدا را شکر کنیم که صدا و سیما این حق را نمی پردازد.
اگر
قرار بود بپردازد، آن وقت معلوم نبود که چه هزینه گزاف تری را از جیب ملت
بر بودجه این سازمان تحمیل می کردند. پخش این مجموعه تلویزیونی، پرسش مهم
تری را مطرح می کند که نیازمند پاسخ دادن به آن هستیم. مقایسه میان دو
مقوله فرهنگ و علم، نشان می دهد که علم، پدیده یی فرا اجتماعی تر از فرهنگ
است. برای مثال در همه کشورها دروس مشترک ریاضی و فیزیک تدریس می شود. حتی
در بسیاری از موارد، متن کتاب هایی که تدریس می شوند مشترک هستند. این
ویژگی در علوم اجتماعی کمرنگ تر می شود، ولی کماکان وجوه مشترک این علم بر
تفاوت های اجتماعی آن برتری چشمگیری دارد. با قاطعیت می توان گفت که علم و
فناوری از این حیث فرا اجتماعی تری پدیده ها هستند. در مقابل، امور فرهنگی
به شدت وابسته به بستر فرهنگی و اجتماعی تولید کننده آن هستند. موضوعاتی
مثل ادبیات، سینما، موسیقی، نقاشی، دین و زمینه های مشابه چنین هستند. هر
یک از ما با دیدن یک خودکار یا ساعت، نمی توانیم بگوییم که ساخت کدام کشور
است، زیرا اینها کالاهای فرااجتماعی هستند. ولی با دیدن یک فیلم به سرعت می
توانیم بگوییم که محصول کدام کشور یا منطقه است. ما می توانیم یک پژوی
فرانسوی را در ایران یا چین تولید کنیم، ولی این کار آسانی نیست که یک فیلم
هندی را در برزیل یا نیجریه بسازیم و همان جا هم عرضه کنیم، زیرا فیلم
پدیده یی به شدت اجتماعی و متاثر از وضعیت فرهنگی جامعه یی است که در آن
تولید و مصرف می شود. با این مقدمه می توان پرسید که رسانه عمومی ما چگونه
می تواند یک مجموعه تلویزیونی ناب امریکایی، آن هم درباره موضوع مهمی مثل
خانواده را با تغییراتی چند، به یک مجموعه تلویزیونی مفید برای مخاطب
ایرانی آن هم در ماه مبارک رمضان تبدیل کند، ولی هنوز که هنوز است پس از 35
سال دشمنی خود را با استفاده از متون علوم اجتماعی پایان نداده ایم و کسی
نتوانسته یک نسخه برداری بومی از آن ارائه کند به طوری که مطلوب حکومت
باشد؟ آیا هنرمندان ما افرادی بسیار نخبه و خلاق هستند که قادر به چنین
کاری شده اند و در مقابل، صاحب نظران اجتماعی ایران ناتوان از نسخه برداری
علمی هستند؟ یا اینکه دلیل و علت دیگری در این میان وجود دارد؟ بدون تردید
این امر ناشی از خلاقیت هنرمندان و ضعف استادان و پژوهشگران علوم اجتماعی
نیست. چرا که نخبگان و هنرمندان خلاق، به طور معمول در تولید این برنامه ها
حضور ندارند و اصولاآن را عملی خلاقانه نمی دانند. کسی که درد جامعه خود
را داشته باشد، موضوعات هنری خود را از دل مردم و جامعه خود بیرون می کشد.
کارشناسان حوزه اجتماعی نیز تعدادشان آن قدر هست که بپذیریم حتماً در میان
آنان افراد خلاق و باذوق و دانش کم نیست. بنابراین دلیل این دوگانگی چیز
دیگری است. ریشه این دوگانگی کجاست؟ که از یک سو اجازه داده می شود تا نسخه
برداری از یک فیلم خانوادگی امریکایی در رسانه ملی که حتی آگهی هایش هم
ضدامریکایی است و خواهان اصالت خانواده در ایران است، در ماه مبارک رمضان
پخش شود: و از سوی دیگر بیشترین مخالفت با دانش و علوم اجتماعی تحت عنوان
دانش غربی در این کشور صورت می گیرد، بطوری که اعتراض بخش وسیعی از استادان
این حوزه را برانگیخته است. بیان دلیل و علت این دوگانگی، یکی از مهم ترین
گره ها را برای فهم مسائل سیاسی ایران می گشاید. نویسنده پاسخی برای این
پرسش دارد که به مجال دیگری واگذار می کند، ولی بهتر است منتظر بمانیم تا
دیگرانی که منشا این سیاست دوگانه و ویرانگر هستند نیز پاسخ خود را بدهند.
یاداشت
صدا وسیما ربنای اقای شجریان را نمی گذارد اما کپی برداری از فیلمهای امریکایی با پول ملت می پردازد. به جای اینکه از هنرمندان ما که در خلاقیت انها شکی نیست استفاده کند و فیلم خانوادگی با فرهنگ ناب ایرانی بسازد به سوی کپی پیش می رود اگرچه استفاده از فیلمها و سریالها خارجی بخصوص غربی ایرادی نیست اما چرا دوگانه برخورد کردن رسانه مهم است که مسلما پاسخی منطقی نخواهند داشت.