آقای ضرغامی صدای دلنشین ربنا نه برای شجریان است و نه صدا و سیما این ربنا مردم و ازآن مردم است!؟
شاید وقتی دیگر
«ربنا» نه مال من، نه رادیو که مال مردم است
بازخوانی یک مصاحبه درباره جنجالی ترین اثر شجریان
مردم ایران 31 سال گذشته را با نوای «ربنا»یی پای سفره افطار نشستند که در
سال های اول پخش آن از رادیو، خواننده آن را نمی شناختند. آن زمان و تا سال
ها بعد از آن هیچ کس نمی دانست این دعا تبدیل به جنجالی ترین آواز محمدرضا
شجریان خواهد شد. مشکلات این استاد آواز که هفته گذشته نشان شوالیه را از
سفارت فرانسه در ایران دریافت کرد، با رادیو و تلویزیون به نوعی با همین
دعا شروع شد. شجریان این دعا را نه برای پخش که برای آموزش ضبط کرده بود که
بدون اجازه او در اولین روز ماه رمضان سال 58 پخش شد. این دعا به سرعت
محبوب شد و این محبوبیت شجریان را مجاب کرد که دست از اعتراض به پخش بی
اجازه آن بردارد و بعد از 5 سال بگوید این هدیه یی است که به مردم ایران
داده و با ضبط مجدد آن خاطره جمعی ملتی را مخدوش نخواهد کرد. او امروز و
بعد از گذشت 32 سال اعتقاد دارد که این دعا دیگر نه به او تعلق دارد که
مانع پخش آن شود، نه به تلویزیون و رادیو که ربنای دیگری را جایگزین کنند،
چراکه صاحب این ربنا دیگر همه ملت ایران هستند. روز گذشته خبرگزاری ایسنا
متن مصاحبه مفصلی با محمدرضا شجریان درباره این دعا را بازنشر کرد که در
سایت موسسه فرهنگی هنری «دل آواز» منتشر شده بود و شجریان در این گفت وگو
به همه حاشیه های این دعای محبوب پرداخته و گفته است: سال 58 تغییرات و
تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود... پذیرفتم
کلاسی برای افرادی که قرار بود دعای سحر و مناجات بخوانند، برگزار کنم که
با این افراد نحوه درست خواندن را کار کنم. تابستان سال 58 بود رفتم
استودیو و «ربنا» و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر
ضبط شده را به چهار نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم که
تمرین کنند تا برای ضبط آماده بشوند. در استودیو هم سه نفری که بنا بود
ربنا را بخوانند، بارها خواندند و نشد تا اینکه من بخشی از ربنا را خواندم،
این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به
ویرایش و تصحیح این آثار کردم.... کار را به رییس رادیو ارائه کردم ولی از
همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیه
اللهی اعلام کردم که دیگر به رادیو نمی آیم اما روز اول ماه رمضان دیدم،
ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد. زنگ زدم به آقای وجیه اللهی
دیدم ایشان خیلی خوشحال هستند و می خندند. گفت که این تیر از کمان رها شده و
من این را کپی کردم و به همه رادیوها و شهرستان ها دادم و همه این کار را
پخش کردند. به آنها گفتم که هیچ حق ندارید که بگویید این اثر را من خوانده
ام. آن زمان مردم هم فکر می کردند که این اثر را یکی از قاریان حرفه یی
خوانده... شجریان در بخش دیگری از این مصاحبه به ایرادات فنی این اثر اشاره
کرده و می گوید: اگر بخواهم آن را مجدد بخوانم، هر چند بهتر و پخته تر
خواهم خواند اما مردم آن ربنا را پذیرفته و دوستش دارند. من از این ربنا نه
بهره یی می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را 32 سال پیش انجام
داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالابرای ثواب یا وجدانم باشد این
ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین
دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای
دیگری را جایگزین آن کنند.
یاداشت
اگر اقای ضرغامی می فهمید که جلوی پخش چه دعایی را گرفته و میلیونها نفر از مردم کشور چه عشقی به آن می ورزند مسلما چنین لجبازی را با مردم نمی کرد ، این دعا را من به عنوان کسی که سالها با آن روزه گرفتم و تاثیر بی نهایتش را در خود دیدم می گویم و می دانم که چقدر سخت است تحمل این ایده و تفکر بسته که اجازه پخش آن را نمی دهد، قطعا در دیگران که این روزها در سایتها فریاد می زنند اثر بیشتری گذاشته که به صدا و سیما اعتراض دارند، واقعا با چه کسانی طرف هستیم پخش نمی کنیم چون با اندیشه ما مخالف است و یا ما زاویه دارد . بهر حال چه پخش بکنید چه نکنید اثر دعا در دل ما است و ما با همین اثر دعا در عبادات خودمان از خداوند می خواهیم بر اساس آیه ناس قران کریم ما را از شر وسواس گران نجات و برای خدمت ملت آگاه این کشور خدمتگذار خوبی قرار بده.