جمع شدن عده ای دور هم و بیان «دلواپسی» هایشان در حوزه هسته ای، فرصتی
مغتنم است برای بازگو کردن دلواپسی هایی که حداقل در 8 سال گذشته از سوی
مدعیان دلواپسی دیده نشد. که اگر بود دلواپسیهای حقیقی و نه از روی بغض
سیاسی و کینه هایی که بوی قدرت میدهد، امروز اجتماع و اقتصاد و فرهنگ کشور
در لبه پرتگاه قرار نداشت و لازم نبود نمایشهای «دلواپسی» اکران شود.
جامعه ایرانی، امروز پرشمار نگرانی و به زعم منتقدان، «دلواپسی» هایی دارد
که همین جماعت دلواپس در لانه جاسوسی، در هشت سال گذشته چشم روی آنها
بستند.
جماعت دلواپس توافق هسته ای، هشت سال دلواپس هلاک شدن اقتصاد و اجتماع و
فرهنگ ایران نشدند.
این جماعت، دلواپس نشدند هنگامی که میلیاردها ریال و
دلار کشور، در پروندههایی به نام بابک زنجانی و خاوری و... به تاراج رفت.
این جماعت، دلواپس نشدند هنگامی که سیاست خارجی کشور، از زبان محمود احمدی
نژاد و تیم دولت، دشمن تراشیهایی کرد که بزرگ شدن پٌتک تحریم، ثمره اش
بود.
این جماعت، دلواپس نشدند وقتی تحریمها، کاغذ پاره خوانده شدند و این
کاغذ پارهها، هر روز جلوی پای اقتصاد و اجتماع و فرهنگ مردم، سنگ
میانداخت.
این جماعت ، دلواپس نشدند وقتی بزرگترین پروندههای فساد مالی
تاریخ انقلاب، در دولت مورد حمایتشان رخداد و ثمره اش، اعتماد مردم به
دولت و کشور را خدشه دار کرد.
این جماعت ، دلواپس نشدند که هشت سال تیتر
روزنامه ها، اختلاسهای بیمه ایران و تامین اجتماعی و بانک صادرات و
استانداری تهران و ... شد.
این جماعت، دلواپس نشدند وقتی تولید در
کارخانههای کشور ، بیمعنا شد و آنچه معنا پیدا کرد، بیکاری هر روزه
کارگران بود.
این جماعت دلواپس نشدند هنگامی که بی تدبیریهای عدیده دولت
قبل، ایران را هر روز وابسته تر به تولیدات خارجی کرد و استقلال تولید
کشور، لگدمال شد.
این جماعت دلواپس که همچون این روزها، آن روزها نیز ردای
نمایندگی مردم در مجلس را داشتند، دلواپس نشدند که این همه فضاحت سیاسی و
اقتصادی، میوه هزار ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را دنبال دارد و بنیانهای
اساسی را فرو میپاشد؟
ای جماعت دلواپس! همه این دلواپسیهایی که هشت سال چشم بر آن بستید،
دلواپسیهای دیگری آفرید که درد زخمش، عمیق تر از دلواپسی هسته ای تان
نباشد، سطحی تر نیست.
آنجا که ندیدن دلواپسیهای عملکرد سیاسی و اقتصادی هشت سال گذشته دولت،
دلواپسی مادران و پدران این سرزمین را به حد اعلا رساند.
آنجا که مشکلات
عدیده اقتصادی و معیشتی، خانواده را غافل کرد از شبگردهای دختران و
پسرانشان. بیم گرانیهای روز افزون کالاهای اساسی، دلار و طلا و حتی نان
شبی که باید به خانه میآوردند، آنها را غافل کرد از معتاد شدن و تن فروختن
و بی هویت شدن فرزندانشان.ای جماعت دلواپس! آمارهای اجتماعی رشد طلاق،
افزایش سن ازدواج، کاهش سن اعتیاد، مصرف شیشه و کراک در خوابگاههای
دختران، رشد زنان و مردان خیابانی، ازدیاد جمعیت متکدیان، تجاوز به عنف و
خیلی دیگر از اتفاقات ناخوشایند فرهنگی و اجتماعی، زاییده صدها دلواپسی است
که هشت سال آنها را ندیدید.
هشت سال یا مهر سکوت بر لب دوختید و یا منافع
حزبی و شخصی، دلواپستان نکرد از بلایی که بر سر جامعه ایرانی میآید.
امروز که ادعای دلواپسی هستهایتان، سعی در قد علم کردن مقابل فرزندان
همین مرز و بوم که خواب و خوراکشان، حل مناقشات هستهای شده است، دستاوردی
جز دامن زدن به مشکلات اقتصاد و اجتماع و فرهنگ نخواهد داشت.
شاید برای شما
جماعت دلواپس، از پس تامینهای همیشگی معیشت و زندگی که داشته اید، غمی از
فروپاشی بنیان خانواده نباشد، اما بدانید که 92 درصد از جامعه 77 میلیونی
ایرانی، امروز بزرگترین مطالبهشان، دریافت 45 هزار تومان یارانه است که
برایشان نه دلواپسیهای سیاسی و قدرت طلبانه شما مهم است و نه مزایده و
مناقصه هسته ای! و درآخر ای جماعت دلواپس!
عمق دلواپسی امروز جامعه ایران،
نداشتن غم نان و تامین نیاز تحصیل و تفریح و ازدواج فرزندان خانواده است که
اگر باشید دلواپس این نیازها، دلواپسیتان را میستاییم!